|
موسسه امام صدر، 1385/6/9
نه شهريور سالروز ربودن امام موسی صدر, بخش خبری شبکه جهانی جام جم, با
آقای سعيد ابوطالب, دبير کميته پيگيری قضية امام موسی صدر در مجلس, گفتگويی
انجام داد. متن کامل اين گفتگو در پی می آيد:
جام جم: سلام عرض می کنم خدمت شما ببينندگان عزيز و هموطنان خارج ازکشور.
اگر در جريان خبرها باشيد, احتمالاً مطلع هستيد که امام موسی صدر از بزرگان
جهان تشيع و جهان اسلام در روز 9 شهريور سال 1357 در کشور ليبی ربوده شده
اند. ايشان از شخصيت های بزرگ و از محورهای مبارزه و حرکت های آزادی
خواهانه در جهان اسلام بودند. از سرنوشت امام موسی صدر از آن سال تا امروز
خبرهای دقيقی در درست نيست. اما بسياری معتقدند که ايشان همچنان در قيد
حيات هستند. به همين جهت در مجلس شورای اسلامی کميته ای برای پيگيری سرنوشت
امام موسی صدر تشکيل شده که دبير اين کميته جناب آقای ابوطالب, نماينده
محترم مجلس شورای اسلامی, است. ما در برنامه امروز از ايشان دعوت کرديم تا
در خصوص نتايج پيگيری سرنوشت امام موسی صدر به شما ببينندگان گزارش بدهند.
جناب آقای ابوطالب, سلام, خيلی خوش آمديد.
ابوطالب: بسم الله الرحمن الرحيم. من هم سلام عرض می کنم خدمت شما و
همکارانتان و هم ميهنان عزيزی که خارج از کشور زندگی می کنند و الآن بيننده
برنامه ما هستند.
جام جم: خيلی متشکرم. آقای ابوطالب شايد بی جهت نباشد که در آغاز برنامه
قدری در مورد شخصيت امام موسی صدر و اينکه ايشان چه جايگاهی در جهان اسلام
و در جهان تشيع داشتند, برای بينندگانی که سال ها از ايران دور هستند, و يا
احياناً شناخت زيادی از ايشان ندارند, توضيحاتی بدهيد. بعد از اين در مورد
سرنوشت ايشان صحبت خواهيم کرد.
ابوطالب: تصور کنيم الآن شهريور 57 13 است. انقلاب اسلامی اوج خود را طی می
کند و در واقع نشانه هاي پيروزی انقلاب اسلامی در ايران در حال مشخص شدن
است. سالهاست مبارزات مردم لبنان هم شکل گرفته و امام موسی صدر هم بيش از
15 سال است که به لبنان آمده اند و سعی دارند وحدتی بين اهل تسنن و تشيع و
همچنين ميان مسلمانان و عالم مسيحيت در لبنان ايجاد کنند. ايشان معتقدند که
دشمنی اسرائيل با مردم لبنان, دشمنی با تمدنی بزرگ است. ايشان معتقدند که
جنگ ما با اسرائيل جنگ تمدن ها است. اسرائيل می خواهد ما نباشيم. اگر
بخواهيم در مورد شخصيت ايشان صحبت کنيم بهتر است مثالی عرض کنم. امام موسی
صدر دعوت می شوند تا در مراسم موعظة روزة يک کليسا در بيروت سخنرانی کنند.
اين اولين بار است که در تاريخ چنين اتفاقی می افتد, شايد هم آخرين بار
بوده است. من کتابی را از انتشارات مؤسسه فرهنگی تحقيقاتی امام موسی صدر در
دست دارم که حاوی متن گفتگوی ايشان در آن کليسا است.
در اين کتاب آمده است که آقای شارل حلو رئيس جمهور اسبق لبنان در مورد اين
سخنرانی اين جمله را می گويند:« برای نخستين بار در تاريخ مسيحيت يک روحانی
غير کاتوليک, غير مسيحی در يک کليسای کاتوليک در جمع مؤمنان در جايگاه
موعظه سخنرانی می نمايند, اين اتفاق نه تنها اعجاب انگيز بلکه مورد تأمل و
تفکر عميق و دراز مدت است.» ببينيد اين شخصيت امام موسی صدر است, اين طور
نيست که فقط شيعيان او را دوست داشته باشند. او به عنوان يک رهبر دينی و يک
رهبر سياسی در لبنان شناخته شده است. با اين تصوير مشخص می شود چه کسانی با
امام موسی صدر دشمنی می ورزند. يعنی اگر ما بخواهيم علت ربوده شدن امام
موسی را پيگيری کنيم و بعد دنبال اين بگرديم چه کسی ايشان را دزديده, بايد
دشمنان او را در شهريور 1357 شناسايی کنيم. امام موسی صدر طبيعتاً رابطه
خوبی با رهبری انقلاب در ايران دارد. همچنين رابطة خيلی عميق و به اصطلاح
مصلحانه ای با بدنه مبارزين و مجاهدين در لبنان و بعضی کشورهای عربی دارد.
او خودش به اتفاق شهيد چمران و ديگران پايه گذار جنبش انقلابی امل در لبنان
است و در واقع احياگر تفکر ناب اسلامی است. او چهره ای صلح طلب از اسلام را
ارائه می دهد, و برای سربلندی و عزت همة مردم لبنان, چه مسيحی, چه مسلمان,
اعم از شيعه و سنی تلاش می کند. اين شخصيت امام موسی صدر است در شهريور
1357.
جام جم: محتمل ترين اتفاقی که در مورد ايشان افتاده چيست؟ چند احتمال مختلف
وجود دارد, از جمله اينکه محل ربايش ايشان کجا بوده و يا گروه هايی که
ايشان را ربودند, چه کسانی هستند و سرنوشت ايشان هم اکنون چگونه است؟
ابوطالب: ترديدی وجود ندارد که امام موسی صدر در ليبی مفقود می شود. همان
روز مشخص, يعنی 9 شهريور 1357, ايشان ملاقاتی با آقای قذافی داشتند. به
همراه دو تا از همراهانشان از هتل خارج می شوند و به سمت ملاقات با آقای
قذافی می روند. از آن لحظه به بعد ايشان ديگر ديده نمی شوند.
مجری: بنابراين ورود ايشان به ليبی محرز است.
ابوطالب: بله. از دو روز پيش در ليبی بودند و با شخصيت های مختلف ملاقات
داشتند. آقای قذافی اصرار داشت امام موسی صدر را ببيند, چون امام موسی صدر
يک شخصيت شناخته شده در جهان اسلام است. بنابراين ايشان برای ملاقات با
آقای قذافی از هتل خارج می شوند و ماشين های سياسی ايشان را سوار می کنند.
مقابل در هتل هم ديده شدند, اما بعد از آن ديگر ديده نشده اند.
بلافاصله بعد از انقلاب اسلامی يعنی بهمن 57 و در آغاز سال 58 , به دستور
حضرت امام مسئلة امام موسی صدر پيگيری می شود. يک اقامه دعوی عليه ليبی می
شود و دادگاهی در ايتاليا تشکيل می شود. شاهدان را می خواهد. خوب طبيعتاً
رهبران ليبی يک سری دروغ ترتيب دادند و گفتند ايشان سوار هواپيمای آليتاليا
شده و به رم رفته و با آقای قذافی ملاقات نکرده است. دادگاه ايتاليا و
دادستان رم رأی می دهد که امام موسی صدر هيچ وقت با اين پرواز وارد ايتاليا
نشده و در ليبی مفقود شده است. ليبی سال ها اين مسأله را مخفی کرده, منتها
اتفاقاتی که در سال های اخير افتاده يک سری اطلاعات جديد به ما می دهد. بحث
پيگيری در مجلس مسأله ای مستمر است, يعنی موقتی نيست. دولت قبلی هم پيگيری
می کرده است. دولت های قبلی هم پيگيری می کردند. يک طرف قضيه ليبی است و
ليبی در اين سال ها هيچ وقت نخواسته است همکاری کند. و اگر ما اطلاعاتی
داريم از منابع ديگری به دست آورده ايم. ليبی تا چند سال پيش ادعا می کرد
که امام موسی صدر هيچ وقت در ليبی گم نشده و به ايتاليا رفته است. انگيزه
جديد برای پيگيری مجدد سرنوشت ايشان به اين دليل اين بود که آقای قذافی در
سال 2002 اذعان می کند به اينکه امام موسی صدر در ليبی مفقود شده, ولی به
ما ارتباطی ندارد. می گويد شما هم که دنبال سرنوشت ايشان هستيد يک نماينده
بفرستيد تا با هم برويم و در ليبی دنبال ايشان بگرديم. چند گزينه هم مطرح
می کند, از جمله اين که ممکن است قبايل ليبی ايشان را دزديده باشند, يا
ممکن است دستگاه های امنيتی اطلاعاتی کشورهای ديگر که در ليبی نفوذ داشتند,
اين کار را کرده باشند. گهگاه گفتند شايد عده ای خودسر در دستگاه اطلاعاتی
ما امام موسی صدر را ربودند, اما ما خبر نداريم که ايشان کجاست. بايد متذکر
شوم که ما مشخصاً شواهدی داريم که حضرت امام موسی صدر زنده است. من مايلم
که اين شواهد را توضيح دهم. ولی شما بهتر از من می دانيد که مطرح کردن اين
شواهد ادامه پيگيری را برای رسيدگی مسدود می کند. اين مسأله سال ها طول
کشيده است. دوستان ما در ايتاليا, در ليبی, در لبنان, ايشان در لبنان بيش
از ايران شناخته شده است و طرفدارانی دارد. با همين اتفاق اخير هم در لبنان
ياد ايشان دوباره زنده شد.چون او کسی بود که تلاش می کرد وحدت لبنان حفظ
شود. شما همين الآن در خيابان های بيروت که برويد, کمتر خيابان يا کوچه ای
در لبنان می بينيد که عکس امام موسی صدر در کنار عکس سيد حسن يا در کنار
عکس رئيس جمهور لبنان يا در کنار بقيه شخصيت های لبنان نباشد. دوستان ما در
لبنان خيلی پيگيری کردند. ما شواهدی به دست آورده ايم که نشان می دهد امام
موسی صدر زنده است و گمانه هايی وجود دارد که ايشان کجا نگهداری می شود.
شواهدی که زنده بودن ايشان را تأييد می کند, دلالت می کند که ايشان دوران
حبس ابد را در ليبی می گذرانند, يعنی اينکه برای ايشان در دادگاه در همان
زمان حبس ابد را می برند.
مجری: در چه دادگاهی و برای چه اتهامی؟
ابوطالب: اينها را نمی دانم. نمی دانم دادگاه تشکيل شده يا نشده. بلکه برای
شخصيتی حبس ابد می برند و آن را نگه می دارند تا روزی يک مبادله ای صورت
گيرد. ضمن اينکه وقتی در سال 57 ربوده می شود, هنوز جمهوری اسلامی وجود
ندارد. ايشان يک سری طرفدار در لبنان دارد که هنوز گروه های چريک و مبارزند,
اين با شرايط سال 85 13 متفاوت است. امروز يک دولت در لبنان و يک دولت در
ايران سرنوشت ايشان را پيگيری می کند. ولی سال 57 اصلاً اين طور نبود. گر
چه ما می دانيم ايشان در تمام کشورها نفوذ داشته و حتی از جانب کشورهای
اروپايی رصد می شدند, ما می دانيم اين کشورها اطلاعاتی دارند اما از ما
مخفی نگه داشته اند. حتی گاه به اين فکر بودند که وارد مبادله بشوند.
نمی خواهم اسم آن کشورها را بياوريم. شايد به صلاح نباشد. همان روزی که
ايشان ربوده می شود, ساواک گزارش می کند به دربار پهلوی که بله آقای امام
موسی صدر که به ليبی رفته بودند در آنجا مفقود شده اند و معلوم نيست الآن
چه شده اند. بنابراين دستگاه امنيتی بسياری از کشورهای دشمن, ساواک در
ايران, اسرائيل و بعضی کشورهای ديگر ايشان را رصد می کردند.اين وقتی اين
شخصيت را در 57 توصيف می کنيم معلوم می شود که چه دشمنانی دارد.
شرايطی وجود دارد. اما بالاخره رهبران ليبی برای ربودن ايشان انگيزه هايی
دارند. رهبران ليبی در سال 57 ادعای رهبری جهان اسلام را دارند. آن سال ها
ليبی يک مرکز آموزش های نظامی و شکل گيری نيروهای چريکی و مبارزه است. اين
شرايط ليبی در سال 57 است. مشخصاً ليبی 57 هيچ ربطی به ليبی 85 ندارد. آقای
قذافی 57 با قذافی 85 ربطی ندارد. امام موسی صدر هم يک چنين شخصيتی دارد و
در همه جهان اسلام شناخته شده است. يعنی در سوريه دوستانی دارند, در عراق
دوستانی دارند, در لبنان دوستانی دارند, در اردن دوستانی دارند, در مغرب
عربی شناخته شده اند. ايشان را به شمال آفريقا برای سخنرانی و روشنگری دعوت
می کنند. می آيند در کليسا و برای مؤمنين مسيحی سخنرانی می کنند. وقتی اين
نفوذ را می بينند طبيعتاً کسانی که داعيه رهبری جهان اسلام را دارند, از
اين شخصيت هراسناکند. ايشان به ليبی می روند. ما نمی دانيم مذاکره آن روز
با آقای قذافی انجام گرفته يا نه. دعوت از طرف آقای قذافی انجام شده و
ايشان هم برای مذاکره تمايل داشته وگرنه هيچ وقت به ليبی نمی رفت. آن روز
ايشان از هتل سوار ماشين تشريفات دولتی می شوند و ايشان را به سمت استقرار
آقای قذافی می برند. بنابراين تا اينجا مشخص است. آيا اين مذاکره انجام می
شود يا نمی شود, معلوم نيست. اين گمانه ها وجود دارد که اين مذاکره انجام
می شود. ليبی در آن مذاکره با امام موسی صدر پيشنهاداتی داشته, حتماً با
شخصيتی که از امام موسی صدر می شناسيم, ايشان نپذيرفته و اصرار داشته بر
وحدت و استقلال شيعيان و يا وحدت و استقلال لبنان يا موضوع ديگری که ما نمی
دانيم. به هر حال ايشان هيچ وقت از آن کاخ بيرون نمی آيند.
جام جم: آقای ابوطالب از نظر قانون مگر حفاظت شخصيت ها در سفرهای سياسی حتی
در سفرهای عادی به عهده کشور ميزبان نيست؟ به موجب اين قانون نمی شود از
ليبی تقاضا کرد. اينکه بگويند که قبايل دزديدند يا مردم خود سر دزديدند که
پاسخ نيست؟
ابوطالب: نکته ی که شما اشاره می کنيد کاملاً وجه حقوقی دارد و کاملاً درست
است. يعنی تا چند سال پيش ليبی اصرار داشته که اصلاً از امام موسی صدر
اطلاعی ندارد. و حکم ايتاليا را نمی پذيرفت. ولی حتی اگر ما بپذيريم ايشان
مفقود شده, مسئوليتش حتماً با سران ليبی است. بايد مسئوليت را بپذيرند و
پاسخ دهند.
جام جم: خيلی ممنون از شما. اميدوارم که در پيگيری مقدسی که داريد, به
نتايج خوبی دست پيدا کنيد و ايشان به آغوش خانواده و ملت برگردد.
ابوطالب: ما هم اميدواريم و البته طالب دعا از سوی مردم, برای اينکه ايشان
را در بين خودمان ببينم.
Posted on
1385/6/9, 9:37 - Languauge: Farsi - News ID: 3352 - Permalink : http://www.imamsadr.ir/news/news.php?id=3352
|