خلاصه مدارک ناپديد شدن امام موسی صدر وهمراهان
 اوشيخ محمد يعقوب واستاد عباس بدر الدين

هنگام ديداری رسمی از ليبی

در تاريخ 9/6/1357 خورشيدی برابر با31 اوت سال  1978 ميلادی

 

عوامل وزمينه های سفرامام موسی صدر به ليبی

افزايش رنج ومحنت مردم لبنان وشدت گرفتن تجاوزات صهيونيست ها واشغال جنوب عملاَ مانع اعمال حاکميت دولت لبنان بر اين منطقه شده بود. چون اسرائيل از اجرای قطعنامه 425 شورای امنيت وعقب نشينی از مناطق مرزی سرباز زده بود، امام موسی صدر وظيفه خود می دانست که اوضاع بحرانی لبنان وعمق خطرهای تهديد کننده جنوب لبنان را به اطلاع رهبران کشورهای عربی برساند. رهبرانی که در رسيدگی به اين وضع اسف بار تأثير مستقيم داشتند.

در همين راستا، امام به سوريه، اردن، عربستان سعودی والجزاير سفر کرد واين کشورها را به برگزاری نشست محدود سران فراخواند، با اميد اين که مصيبت های مردم لبنان، پايان يابد و جنوب آن آزاد شود. همين مطلب را وی در گفت وگو با روزنامه اخبار خليج چاپ بحرين اظهار داشت که خلاصه آن را روزنامه النهار مورخ 24/7/1978 منتشر كرد. وی در الجزائر با رئيس جمهور وهواری بومدين ومحمد صلاح يحياوی و ديگر مسؤولان جبهه ملي آزادی بخش الجزائر گفت وگو کرد. در يکی از اين نشست ها به وی توصيه شد که از کشور ليبی که در روند اوضاع نظامی وسياسی لبنان اثر گذار است، ديدار کند وسفر دوره ای خود را تکميل كند. وی در آن نشست اظهار داشت که تنها ديدارش از ليبی در سال 1975 براي شرکت در کنگره ای اسلامی بوده واو  به دعوت ليبی براي ديدار وی از ليبی وگفت وگو با رهبران آن  پاسخ موافق خواهد داد.

 در تاريخ 28/7/1978 امام صدر در دفتر خود پذيرای کاردار سفارت ليبی در لبنان شد و او امام  را دعوت کنگره عمومی خلق ليبی را براي ديدار از ليبی وگفت گو با دبير کل کنگره سرهنگ معمر قذافی ابلاغ  كرد وخواهش کرد که اين سفر در 19يا 21 اوت 1978 انجام شود. امام  اين دعوت را پذيرفت ودر مورد تعيين زمان سفر با تأمل برخورد کرد.

در تاريخ 20/8/1978 ايشان به کاردار ليبی اطلاع داد که مايل است سفر در تاريخ 25/8/1978 انجام شود و اينكه  ناگزير به ترک ليبی پيش از 1/9/1978 است تا  بتواند به همسر بيمارش که در حال درمان در فرانسه است رسيدگی کند ونيز بايد برای پاره اي کارهای ضروری به لبنان باز گردد. همچنين نام اعضای هيئت همراه خود را به کاردار ليبی اعلام کرد.

سفارت ليبی در لبنان بليت سفر امام وهمراهانش شيخ محمد يعقوب وعباس بدرالدين را به او تقديم و به موجب نامه ای به خطوط هوايی الشرق الاوسط به شماره 4/3/430 در تاريخ 24/8/1978چند صندلی در جايگاه ويژه هواپيما برای ايشان رزرو کرد.

روز جمعه[1] امام موسی صدر همراه شيخ محمد يعقوب ويکی از اصحاب مطبوعات يعنی استاد عباس بدرالدين (مدير خبرگزاری لبنان) به ليبی سفر کرد. در ميان بدرقه کنندگان ايشان در فرودگاه بيروت کاردار ليبی محمود بن کوره حضور داشت. در فرودگاه طرابلس غرب رئيس دفتر ارتباطات خارجی کنگره عمومی خلق احمد شحاتی از ايشان استقبال کرد. امام وهمراهانش در هتل الشاطی، در طرابلس غرب به عنوان ميهمان رسمی دولت ليبی اقامت گزيدند.

رسانه های خبری ليبی هيچ اشاره ای به حضور ميهمان رسمی دولت خود يعنی امام صدر نکردند واز برنامه های ايشان در اين سفر هيچ خبری ندادند تا جايی که کاردار لبنان در طرابلس غرب آقای نزار فرحات از حضور ايشان در اين شهر خبردار نشد، تا اين که استاد عباس بدرالدين در تاريخ 28 اوت 1978 م با ايشان تماس گرفت.  مفاد گزارش رسمی موجود در وزارت خارجه لبنان اين نکته را تأييد می کند.

 

 

نرسيدن اخبار امام وآغاز تحرکات رسمی

 از زمان رسيدن امام صدر به ليبی وطی روزهای بعد هيچ کس در لبنان تماس تلفنی يا نامه يا خبری از ايشان دريافت نکرد[2] واين برخلاف رويه ايشان در سفرهای قبلی بود. از همراهان وی نيز هيچ خبری نرسيد، با اين که يکی از آنان يعنی استاد عباس بدرالدين تنها به دليل پوشش خبری اين سفر با امام صدر همراه شد.

پس از آن که از بازگشت امام وهمراهانش از ليبی خبری نشد و ارتباط با آنان  نيز ميسر نگرديد، مجلس اعلای شيعيان  لبنان از کاردار ليبی در لبنان در تاريخ 4 شوال 1398 هـ[3] خواستار اطلاعاتی در اين زمينه شد. وی از پاسخگويی طفره رفت. چهار روز بعد مجلس موضوع را با رئيس دولت لبنان دکتر سليم الحص در ميان گذاشت ووی فوراً کاردار ليبی را در تاريخ 10 سپتامبر 1978 م فراخواند وخواستار جواب رسمی وفوری شد. ظهر روز بعد وی پاسخ داد که امام موسی صدر وهمراهانش عصر روز 28 رمضان 1398 هـ  [4] با هواپيمای خطوط هوايی ايتاليا به شماره 881 ليبی را به مقصد رم ترک گفته اند.

به دليل نگرانی ناشی از اين پاسخ رئيس جمهور لبنان، استاد الياس سرکيس، در تاريخ 12 سپتامبر 1978 م با قذافی ارتباط  تلفنی برقرار کرد تا از او درباره اين موضوع توضيح بخواهد وبه او اطلاع دهد که ميهمانانش هنوز به وطنشان نرسيده اند وبيرون از ليبی نيز ديده نشده اند. اين  ارتباط به رغم تلاش در آن روز به جايی نرسيد. شخصی که در سوی ديگر پاسخگوی تلفن بود همواره تکرار می کرد که قذافی با اين شماره در دسترس نيست وبا شماره ديگر تماس بگيريد وتماس با شماره جديد نيز نتيجه نمی داد و....

اما نخست وزير لبنان همان روز توانست كه با نخست وزير ليبی سرگرد عبدالسلام جلود تلفنی گفتگو کند. وی در ابتدا فرصت خواست، سپس در تماس بعدی جواب کاردار ليبی را تکرار کرد وافزود که امام از اين سفر خشنود نبود وبدون اطلاع مقامات  وبدرقه رسمی، ليبی را ترک گفته است. همچنين يکی از کارمندان دولت احمد حطاب او را اتفاقی در فرودگاه طرابلس مشاهده وبا وی خداحافظی کرده است.

براساس پرس وجو درباره اخبار مربوط به امام از كساني [5] که پس از شرکت در مراسم اول سپتامبر به ليبی بازگشته بودند روشن شد که:

·        هنگام استقبال از امام در فرودگاه طرابلس غرب، احمد شحاتی، رئيس دفتر روابط خارجی  دبيرخانه کنگره عمومی خلق حضور داشته است.

·        ايشان با همراهانش به عنوان ميهمانان دبيرخانه کنگره عمومی خلق در هتل الشاطی، طرابلس غرب اقامت داشته اند.

·        احمد شحاتی با ايشان در تاريخ 26 و27 اوت 1978 م گفت وگو كرد. ودر يکی از اين جلسات، گروه گزارشگری تلويزيون ليبی تصوير وسخنان ايشان را ضبط کرد. اما اين تصوير هرگز از تلويزيون ليبی پخش نشد.

·        صحبت های طولانی از ايشان درباره اوضاع كنوني لبنان ودنيای عرب ضبط شده است  تا در راديو «وطن العربی» ليبی پخش شود. اما از پخش آن جلوگيری شد.

·        امام هنگام ورود به طرابلس غرب در تاريخ 25/8/1978 در انتظار اعلام وقت ديدار با قذافی بوده است. در حالي که به قذافی خبر داده بودند که ناگزير بايد پيش از 1/9/1978 به پاريس سفر کنند.

·        همراهان ايشان نيز بنا داشتند كه  به پاريس سفر کنند. از اين رو يکی از آنان يعنی عباس بدرالدين در تاريخ 29/8/1978 م با کاردار لبنان در ليبی برای گرفتن ويزای ورود به فرانسه صحبت کرده بود. امام وشيخ محمد يعقوب ويزای لازم را از سفارت فرانسه در بيروت دريافت کرده بودند.

·        امام وهمراهان در حدود ساعت يک بعدازظهر روز 31/8/1978 م در حالی که از هتل الشاطی، بيرون آمدند تا در ماشين های تشريفات دولت سوار شوند وبه ديدار قذافی بروند، ديده شده اند. قذافی بعدها اعلام کرد که وی ساعت 5/1 بعدازظهر آن روز را براي ديدار با امام معين کرده بود. اما اين ديدار صورت نگرفت. زيرا به وی خبر دادند که امام سفر کرده است.

خبر ناپديد شدن امام صدر به سرعت انتشار يافت وروزنامه های لبنان در تاريخ 12 سپتامبر 1978 م آن را در صفحات نخستين خود منعکس كردند. وراديوها ورسانه های خبری خارجی نيز آن را پوشش  دادند. يکی از روزنامه های لبنان که با مقامات ليبی ارتباط نزديکی داشت دراين تاريخ اين خبر را تحت عنوان «آيا رويدادهای ايران با اين معما ارتباطی دارد يا نه؟» منتشر كرد.

اين روزنامه در متن خبر خود به بررسی عوامل و امکان ارتباط قضيه ربوده شدن امام با رويدادهای انقلاب ايران پرداخت. خبرگزاری کويت نيز در همين روز خبر را به منابع رسمی ليبی نسبت داد؛ بعدها روشن شد که منبع اين خبر مدير دفتر خبرگزاری ليبی در بيروت بوده است.

 

 

ملاحظاتی پيرامون بيانيه رسمی دولت ليبی

خيلی زود مسئله ربودن امام موسی صدر با واکنش های جدی مردم ودولت لبنان ودولت های عربی واسلامی روبه رو شد واز منابع مختلف با قذافی تماس گرفته شد. اما مقامات ليبی سکوت اختيار کردند. تا اين که دولت ليبی تحت فشار افکار عمومی جهان وپس از تحرکات هيئت تحقيق لبنان[6] ودستگاه قضايی ايتاليا ناچار به صدور بيانيه ای رسمی شد که در تاريخ 18 سپتامبر 1978 م انتشار يافت. در اين بيانيه آمده است: دولت ليبی به اين مسئله اهميت زيادی می دهد وبا تمام قوا در کنار نيروهای اسلامی ومترقی در پی روشن شدن سرنوشت امام موسی صدر ونجات جان وی وهمراهانش است. اين گفته ها ووعده ها تنها در حد سخن باقی مانده وهرگز جامه عمل نپوشيد.

دولت ليبی در اين بيانيه رسمی مجدداً اعلام كرد که امام موسی صدر وهمراهان او طرابلس غرب را در ساعت 15/8 غروب 31 اوت 1978 م با پرواز شماره 881 از خطوط هوايی آليتاليا به سمت رم ترک کرده است. بررسی بيانيه مذکور بيانگر چند مغالطه است.

1-    ادعايی که «امام صدر پيشتر بارها از ليبی ديدار کرده است» سخنی ناصواب است. زيرا امام پيش از آن تنها يک بار در اواخر ماه اوت سال 1975 برای شرکت در نشستی فکری واسلامی به ليبی سفر کرده بود.

2-    اين گفته آغاز بيانيه رسمی که امام صدر با ليبی روابطی نزديک بر مبنای احترام وتکريم داشته است وتکرار آن در پايان بيانيه بدين عبارت که «دبير خانه خارجی تأکيد می کند امام صدر با اين جمهوری روابط برادرانه واستواری داشته است واو را بسيار حرمت می نهد» سخنی است دروغ وبی اساس، زيرا ميان امام وليبی هيچ نوع رابطه ای وجود نداشته است.

رفتار عبدالاسلام جلود در سفر 45 روزه اش به لبنان بهترين گواه ميزان احترام ليبی نسبت به ايشان است. وی در اين سفر ديدارهای گوناگونی را با رهبران ورؤسای احزاب وتشکل های مختلف در لبنان برگزار کرد وبه ديدگاه های همگان گوش فرا داد اما با امام صدر ديدار نکرد وهنگامی که اتفاقی در تاريخ 12/7/1976 با ايشان برخورد کرد، وعده داد که در بازگشت به بيروت با وی ديدار خواهد کرد. اما به رغم  بازگشت جلود به بيروت در تاريخ 14/7/76 واقامت دو هفته ای وعده مذکور تحقق نيافت.

3-    اما بطلان گفته ها ووقائع مورد ادعا در اين بيانيه را تحقيقات قضائی روشن ساخت. نتايج اين تحقيقات را پس از اين عرضه خواهيم کرد.

 

متن بيانيه رسمی ليبی صادر شده از دبيرخانه وزارت امور خارجه لیبی در تاريخ 17/9/1978

 

امام صدر از شخصيت های اسلامی بزرگ ورهبر شيعيان لبنان محسوب می شود وميان او وليبی روابط محکمی برقرار است که منشأ آن تجليل واحترام نسبت به نقشی است که امام صدر در قلمروهای اسلامی وسياسی در دنيای عرب وجهان اسلام ايفا می کند. وی بارها پيش از اين ليبی ديدار کرده است. در روز 18/7/1978 عصام مکی نماينده امام موسی صدر که در آن هنگام در الجزائر بود، با سفارت تماس برقرار کرد وتمايل امام برای سفر به ليبی را اظهار کرد. سفارت ما در بيروت روز 19/7/1978 استقبال ما را از اين سفر به ايشان ابلاغ کرد. در ديدار کاردار سفارت ليبی با امام، ايشان ضمن اشاره به اشتغالاتش در آن برهه‌‌‌ زمانی پيشنهاد می کند که سفر در نيمه دوم ماه مبارک رمضان صورت گيرد وروز 25/8/1978 را برای سفر تعيین می کنند.

در تاريخ مذکور وی به طرابلس رسيد وبه گرمی مورد استقبال قرارگرفت. در ايام اقامتش ديدارهای متعددی صورت گرفت. سپس امام خواستار گرفتن بليط برای سفر به رم وازآن جا به پاريس شد. لذا کميته مردمی مستقر در فرودگاه بين المللی طرابلس، از خطوط هوايی ايتاليا، آليتاليا، به شماره 881 به مقصد رم برای وی وهمراهانش عباس حسين بدرالدین ومحمد شحاته يعقوب جا رزرو کرد.

چون در اين پرواز صندلی خالی وجود نداشت نمايندگان شرکت آليتاليا بنا به درخواست کميته مردمی فرودگاه خواستار تغيير صندلی دو تن از مسافران درجه يک به درجه توريستی شد كه  تا امام وهمراهانش بتوانند در قسمت درجه يک قرر بگيرند. اين دومسافر آقای فالنتی کارمند شرکت آليتاليا درطرابلس وخانم دونسلمان از ايتاليا بودند.

امام صدر با پرواز شماره 881 خطوط هوايی آليتاليا روز پنجشنبه 28 رمضان 1398 هـ در ساعت 15/8 شب عازم رم شد. برادر احمد خطاب از دفتر ارتباطات عربی در کنگره عمومی خلق ونماينده کميته مردمی فرودگاه ونماينده شرکت حمل ونقل آليتاليا او را بدرقه کرد.

ساعت 10 صبح روز 12/9/1978 م نماينده شرکت آليتاليا در طرابلس تلگرافی را از مدير منطقه ای شرکت مذکور در بيروت دريافت کرد ودر آن جويای احوال مسافران پرواز 881 در تاريخ 31/8/1978 موسی، يعقوب وعباس شد. در پاسخ نماينده شرکت آليتاليا در طرابلس تلگرافی را در ساعت 5/14 همان روز فرستاد وتأکيد کرد که امام موسی صدر وشيخ محمد يعقوب وعباس بدرالدين با  پرواز آليتاليا به شماره 881 در تاريخ 31/8/1978 م طرابلس را به سوی رم ترک کرده اند.

دبيرخانه وزارت امور خارجه ضمن تأکيد بر روابط برادرانه واستوار که ميان امام موسی صدر واين دولت بوده است واحترام فراوانی که برای امام قائل است، اعلام می کند که امام طرابلس را به قصد رم ترک گفته است وتأکيد می کند که شايعاتی را که برخی از مراکز مشکوک ومغرض می پراکنند، با هدف بر هم زدن اوضاع لبنان- اين آخرين پايگاه انقلاب فلسطين- صورت می گيرد. از اين رو جمهوری ليبی با تمام قوا در کنار نيروهای اسلامی ومترقی برای روشن شدن سرنوشت امام موسی صدر ونجات جان وی وهمراهانش می کوشد. در اين خصوص ما در ارتباط مدام دولت ايتاليا هستیم که امام صدر با يکی از پروازهای آن بدان جا سفرکرده است ودولت ليبی به اين قضيه اهميت فراوانی می دهد.

 

 

تصريحات قذافی در ديدار با هيئت علما  

 در تاريخ 21/9/78 راهپيمايی بزرگی از بيروت به مقصد دمشق، محل برگزاری کنگره سران پايداری ومقاومت (قمه الصمود والتصدی)، برگزار شد تا قضيه امام صدر در اين کنگره مطرح وپيگيری شود.

به درخواست قذافی وميانجيگری سوريه ديداری خصوصی ميان وی وهيئتی از علمای لبنان شامل حضرات آقايان شيخ عبدالامير قبلان، شيخ احمد الزين، شيخ عبدالحليم الزين وشيخ خليل شقير برگزار شد.

 

در اين ديدار قذافی تصريح کرد که:    

1-    وی در ساعت 5/1 بعدازظهر روز 31/8/78 م قرار ملاقاتی با امام صدر تنظيم کرده بود. اما امام حضور نيافت وبه وی گفته شد که وی ليبی را ترک کرده است در مورد اين گفته دو سؤال  به ذهن خطور می کند!

الف- چرا امام در اين ملاقات حضور نيافته است؟ ملاقاتی که او به خاطر آن به ليبی آمده وچند روز در ليبی توقف کرده بود، با توجه به اين نکته که هواپيمای مورد اشاره شش ساعت و45 دقيقه پس ازساعت ملاقات  به سوی رم پرواز کرد. چنانکه بيانيه رسمی دولت ليبی خاطرنشان می کند. البته هواپيما 45 دقيقه ديرتر از وقت مقرر پرواز كرد.

  ب- امام در فاصله زمانی بين قرار ملاقات با قذافی وزمان پرواز هواپيما که حدود 7 ساعت ونيم  است در کجا به سر می بردند؟

چرا مقامات ليبی پس از انتشار خبر ناپديد شدن وی تحقيقاتی نكردند.

اما اطلاعات مختلف از منابع گوناگون تأکيد می کند که اين ديدار صورت گرفته و بحث وجدل شديدی ميان اين دو درباره مشکلات لبنان ونقش ليبی در آن در گرفته است.

اين نکته در سخنان ملک خالد وملک فهد در تاريخ 25/2/1979 در ديدار با هيئتی که در اين خصوص به سعودی سفر کرده بود ودر آن دو نماينده مجلس آقايان محمود عمار ومحمد يوسف بيضون شرکت کرده بودند به طور ويژه  تأييد شده است.

همچنين اطلاعات مختلفی از منابع بين المللی وخصوصی واز جمله گفته های خصوصی، تريكي  وزير خارجه سابق ليبی نشان می دهد که امام وهمراهانش پس از ديدار با قذافی باز داشت شدند.

2-    همچنين قذافی در ملاقات با علمای لبنان تصريح کرد که سفر امام صدر وهمراهانش بدون اطلاع مقامات ليبی صورت گرفته است ويکی از کارمندان ليبی به نام احمد حّلاب اتفاقی وی را در فرودگاه  شناخته ووی را بدرقه کرده است. اين گفته اين دو پرسش را بر می انگيزد:

الف- چرا امام صدر ليبی را که ميزبان رسمی اوست بدون اطلاع مقامات آن ترک می کند؟

ب- چگونه امام وهمراهانش می توانند با چمدانهای خود دور از چشم مقامات ليبی از هتل تحت مراقبت خارج شوند، به فرودگاه بروند وطرابلس را ترک کنند؟ چگونه می توان باور کرد که مقامات ليبی از اين کارآگاه نشده اند، در حالی که اين کشور دستگاه امنيتی توانمندی دارد ومسئله نيز مربوط به ميهمانی رسمی وشخصيتی بزرگ است؟

3- وی تصريح کرده است که قضيه ربودن امام صدر توهينی است به ليبی ومايه تضعيف آن در دنيای عرب واسلام زيرا ميهمان محترم است. از اين روی وی به اين مسأله اهتمام می ورزد وهمه توانايي های خود را برای روشن شدن آن به خدمت می گيرد؛ تحقيقاتی كرده  وهيئتی را هم به ايتاليا فرستاده است که نتيجه را به مجلس اعلای شيعيان  اطلاع خواهد داد.

 

 

تلگراف دبيرخانه وزارت خارجه ليبی

اين وعده با هيچ اقدامی قرين نشد. جز نامه ای که سفارت ليبی در بيروت در تاريخ 28/9/78 برای مجلس اعلای شيعيان لبنان فرستاد. در اين نامه تصريح شده است که مقامات امنيتی ايتاليا حضور امام وشيخ محمد يعقوب را در هتل هاليدی اين رم در تاريخ 1/9/1978  تأييد كرده اند وچمدان هايشان به دادستانی کل ايتاليا تحويل داده شده است وهمه رسانه های خبری ايتاليا در اين مورد اتفاق نظر دارند و دلائل وشواهد گوناگون، خبر از رسيدن امام به رم می دهد. چه بسا دستگاه های امنيتی ايران واسرائيل وآمريکا وسازمان های تندرو آلمانی در پس ربوده شدن وی باشند.

 

 

 

ملاحظاتی پيرامون تلگراف

گذشته از بی اعتنايی آشکاری که در اين بيانيه در ابراز اين اطلاعات به چشم می خورد، اين اطلاعات با يافته های صحيح دستگاه  تحقيقاتی ايتاليا ناسازگاری آشکاری دارد.  با نتايج بازجويي هاي دستگاه قضايی ايتاليا از

1- عوامل کشيک پليس وگمرگ فرودگاه رم در تاريخ 20/9/1978.

2- گروه وخدمه پرواز شماره 881 هواپيمايی ايتاليا که طرابلس غرب را غروب روز 31/8/1978 به سوی رم ترک کرد

3-  مسافران قسمت درجه يک اين پرواز در تاريخ 25/9/78

4- کارمندان وخدمتکاران هتل هاليدی اين را  در تاريخ 26/9/78

 نام بردگان فوق تصريح کردند که امام صدر وهمراهانش هرگز در ميان مسافران هواپيمايی مذکور نبوده اند، همچنين بازجويی عوامل هتل نشان می دهد كه با توجه به مشخصات داده شده  کسانی که در هتل مذکور به نام امام صدر وشيخ محمد يعقوب اتاق ذخيره کرده اند، امام صدر وشيخ محمد يعقوب نبوده اند. اين تحقيقات پيش از تاريخ 28/9/1978، بنا به گزارش رئيس پليس مرزی در فرودگاه فيوميشينيو در تاريخ      25/9/ 1978 وگزارش رئيس پليس رم در تاريخ 27/9/1978 به همه مقامات قضائی، دولتی وامنيـی در رم تقديم شده است.

 

شرکت خطوط هوايی ايتاليا

شرکت آليتاليا مسئله حضور نداشتن  امام وهمراهانش در هواپيماي مذکور را قطعی دانست ودر بيانيه شركت که تلويزيون ايتاليا در روز 25/9/1978 پخش كرد اعلام شد که سيد موسی صدر، شيخ محمد يعقوب وسيد عباس بدرالدين در هواپيمای اين شرکت که در روز 31/8/1978 از فرودگاه طرابلس غرب به سوی رم  پرواز کرده است نبوده اند.

تلويزيون ايتاليا بلافاصله پس از اين بيانيه گفت وگوی اختصاصی با خلبان پرواز مذکور كرد وی در اين گفت وگو تصريح کرد، که پس از اطلاع  گروه پرواز از تصاوير جناب امام وشيخ محمد يعقوب وسيد عباس بدرالدين، همگی تأکيد کردند  که ايشان در اين پرواز نبوده اند، نه با لباس مذهبی ونه با لباس شهروندان معمولی.

 

 

هتل هاليدی اين

مدير اين هتل آقای سکرو کارو تأکيد کرد که تحقيقات محلی واطلاعات موجود نزد وابسته نظامی لبنان – نبيه فرحات- نشان می دهد دو نفري که در ساعت 10 صبح روز 1/9/1978 وارد هتل شده وخود را موسی صدر ومحمد شحاده ناميده اند، امام صدر وهمراه او- محمد شحاده يعقوب- نبوده اند،  زيرا تصاوير شان با آن دو هيچ شباهتی ندارد. مدير هتل ويژگي های دو نفر وارد شده در هتل را بازگو کرد وهيچ کدام با اوصاف امام وهمراهانش هم خوانی نداشت.

مدير هتل همچنين گفت كه آنان  برای ده روز اتاق گرفتند ولی فقط ده دقيقه در آن اقامت گزيدند وسپس با لباس معمولی از هتل خارج شدند وهرگز باز نگشتند، آنان در اتاقشان ساک ها وگذرنامه هايی بر جا گذاشتند،  که پس از تحقيق معلوم شد كه  اين ها مربوط به امام ومحمد يعقوب است وساک دستی امام هم  که قفل رمزی داشت خالی يافت شد.

بخش عمده اين ظهارات واطلاعات را خبرگزاری رويتر در تاريخ 2 و3/10/1978 مخابره کرد. مدير هتل در همين تاريخ در گفت وگو با تلويزيون ايتاليا همين مطالب را بازگو کرد.

نکته مهم ديگری نيز وجود دارد وآن اين که شخصی که نام محمد يعقوب را به دروغ برخود نهاده بود با خط خود برگه مخصوص ميهمانان هتل را از طرف خود  وهمراهش که نام امام را به دروغ به خود بسته بود پر کرده است. اين خط با خط شيخ محمد يعقوب تفاوت فاحش دارد ونيز در آن برگه  نام شحاده را به عنوان فاميل آورده، حال آنکه، اين نام پدر او است نه نام فاميل. اين اشتباه ناشی از آن بوده است که نام کامل وی در گذرنامه چنين آمده است: محمد شحاده يعقوب.

 

ويزای ثبت شده در گذرنامه

در گذرنامه های يافت شده ويزای ايتاليا وفرانسه وجود دارد که در تاريخ 31/8/1978 در طرابلس غرب از سفارت ايتاليا وفرانسه گرفته شده است. در اين باره چند نکته شايان ذکر است:

1-    در اين دو گذرنامه، ويزای فرانسه ديگری وجود دارد که از سفارت فرانسه در بيروت صادر شده است ودليلی برای گرفتن ويزای جديد در ليبی نبوده است. اين چيزی است که مايه شگفتی سفارت فرانسه در ليبی شده بود، اين سفارتخانه از سفارت فرانسه در بيروت در اين باره توضيح می خواهد ومی گويد که ويزاهای جديد را کارمند وزارت خارجه ليبی با اصرار در خواست کرده است. سفارت فرانسه در لبنان پاسخ می گويد که چون صاحب اين گذرنامه امام صدر است با وی سخت گيری نشود.

2-     امام وشيخ محمد يعقوب در کسب اين دو ويزا صاحب اختيار نبوده اند زيرا ايشان از کاردار لبنان در ليبی اين کار را نخواسته اند وويزای معتبر داشته اند؛ ويزاهايی که در بيروت صادر شده بود.

3-    مقصد امام پس از طرابلس غرب روشن بوده است زيرا وی پيش از سفر وهنگام اقامت در ليبی تصريح کرده بود که راهی فرانسه است، جايی که همسرش به دليل بيماری بستری است، وفرزندانش نيز در آن کشور اقامت دارند. از اين رو پيش از ترک بيروت ويزای سفر به ايتاليا را در خواست نکرده بود. همچنان که در تاريخ 29/8/1978 از کاردار لبنان درخواست تهيه ويزاي ايتاليا نکرده بود. حتی عباس بدرالدين که خواستار ويزای فرانسه شده بود از او ويزای ايتاليا درخواست   نکرده است. با توجه به اين نکته که دولت ليبی بدرالدين را نيز مسافر همان هواپيمای حامل امام ومحمد يعقوب دانسته اند، اگر او به واقع مايل به چنين سفری بود، حتماً هنگام تقاضاي  ويزای فرانسه،  ويزای ايتاليا نيز می خواست.

 

مقامات ايتاليا   

 مقامات ايتاليا تأکيد کرده اند که امام موسی صدر وهيچ يك از همراهان وی به قصد اقامت يا عبور وارد ايتاليا نشده اند. اين اطلاعات را گزارش هيئت اساسي امنيتي لبنان نيز ثابت مي كند.

در خصوص عباس بدر الدين که به نام وی جواز اقامت به مدت 48 ساعت در هتل ساتلايت رم يافت شده است تا سفر خود را درتاريخ 1/9/1978 با پرواز آليتاليا به شماره 490 به مالت ادامه دهد.  تحقيقات اينترپول نشان داده است که هيچ اثری از اين مسافر درهتل پيش گفته وجود نداشته ووی آن جا را به مقصد مالت يا هر جايی ديگر ترک نکرده است[7]. اما مطبوعات ايتاليا که با توجه کامل اين مسأله را دنبال کرده واخبار مربوط به آن را پی گرفته اند اطلاعات پيش گفته را  تأييد كرده اند. در اين جا مطلبی را که روزنامه ماساژيرو با عنوان «آيا واقعاَ امام موسی صدر ربوده شده است» نقل می کنيم:

«مطمئناً جناب امام ومشاور وی کسانی نيستند که در پرواز طرابلس- رم حضور داشتند ودر نتيجه امام هرگز پايتخت ليبی را ترک نکرده است ومسافران آن پرواز وميهمانان هتل هاليدی اين در رم دو شخص ناشناخته ای هستند که برای گمراه کردن والقای عمليات آدم ربايی فرستاده شده اند. آدم ربايی که هرگز اتفاق نيفتاده است.....»

 

همزماني وهمسانی مضمون نامه سفارت ليبی با نامه يک سازمان موهوم تروريستی

مضمون نامه سفارت ليبی به مجلس اعلای شيعيان در تاريخ 28/9/1978 با نامه ای که در همين تاريخ در پست ايستگاه مرکزی راه آهن رم گذاشته وخطاب به روزنامه ايتاليايی پايزی سييرا وبا امضای سازمان لبناني های سکولار برای لبنانی يکپارچه وسکولار نوشته بودند همزمان وهمگون بود. در اين نامه آمده است:

«سازمان، امام صدر را در تاريخ 31/8/1978 بلافاصله پس از رسيدن به رم در جايی ربود که قرار با سه نفر ايرانی مخالف حكومت شاه ديدار می کند. اين آدم ربايی به لطف همکاری عباس بدرالدين که عضو سازمان  وهم اکنون در آمريکايی جنوبی است صورت گرفته است»

نامه می افزايد:

«شيخ محمد يعقوب که می خواست از زندان رم فرار کند،  کشته شده است وبه زودی محل دفن او را اعلام خواهيم کرد وصدر هم اکنون در آمستردام است وربودن وی آغازی است بر درهم کوبيدن پايه های ارتجاعی که لبنان را ويران ساخته است، امام خيانتکار است وبه زودی محاکمه وبا داوری مردم روبه رو خواهد شد.»

اين نامه همچنين افزود است:

« برکسانی که برای نجات امام می کوشند فرض است که به هتل ماريوت در آمستردام وهتل شرايتون در بروکسل وهتل هاليدی اين در رم بروند ودر اين مورد تحقيق کنند....» تحقيقات ايتاليا ونيز تحقيقات لبنان نشان داده است که هيچ شخصی در اين هتل ها در زمان اعلام شده وجود نداشته است. همچنان که تحقيقات ثابت کرده است که اين سازمان وجود خارجی ندارد واين نامه بافته خيالات کسانی است که امام را ربوده اند تا مسير تحقيقات را به بيراهه بکشانند. رئيس پليس آمستردام اعلام کرده است که گنجاندن نام اين شهر در اين مسئله تنها با هدف گمراه سازی صورت گرفته است.

بررسی اين نامه نشان می دهد که مضمون آن کاملاًَ با مضمون  نامه سفارت ليبی مورخ 28/9/1978 م مبنی بر وجود سازمانی تروريستی در پس اين اقدام، همخوانی دارد وبه خوبی نشان می دهد که اين دو نامه- که در تاريخ ومضمون همانند هستند- ساخته وبافته يک انديشه است.

 

تصريحات بعدی مقامات ليبی

در تاريخ 25/4/1979 م روزنامه کيهان چاپ ايران گفته ای از علی عبدالاسلام جلود را- که در آن هنگام در ايران به سر می برد- منتشر کرد که خبرگزاری فرانسه وخبرگزاری ليبی آن را مخابره کردند. در اين خبر آمده است: اسنادی که دولت ليبی به من تحويل داده، نشان می دهد که امام صدر ليبی را به قصد رم ترک کرده ودر يكی از هتلهای آن شهر اقامت گزيده است. وی همچنين گفت:« دولت ايتاليا به ما خبر داد که امام حتماً به ايتاليا وارد شده است»

اظهارات مذکور دولت ايتاليا را وا داشت که توسط سفير خود در تهران وسفير خود در بيروت رسماً وعلناً ادعاهای جلود را تكذيب كند وتکذيب نامه خود را رسماً به وزارت خارجه ايران ولبنان ومجلس اعلای شيعيان لبنان تقديم کند. اين نامه را روزنامه هاي  ايران ولبنان در تاريخ 6/5/1979 منتشر كردند.

پس از اين تکذيبيه، در فاس(مغرب)، از دبير وزارت خارجه ليبی دکترعلی عبدالاسلام تريکی در مورد محل حضور يا اختفای امام صدر سؤال شد که وی پاسخ داد: «ازلبنان بپرسيد»روزنامه های لبنان متن پرسش وپاسخ را در تاريخ 11/5/1979م منتشر كردند. [8]

در اين پاسخ عقب نشينی روشنی از موضع پيشين ليبی در مورد متهم کردن ايتاليا وجود دارد. در اين باره وزير خارجه لبنان اعلام  كرد که اين اظهارات عجيب وغريب است.

سرانجام هنگامی که در کويت از قذافی درباره جای امام موسی صدر سؤال شد پاسخ داد « .... او هم اكنون ميان ايتاليا وفرانسه است، حقيقت در اين منطقه نهفته است....» [9]

 

تحقيقات قضايی ايتاليا ودستاوردهای آن

پس از آن که خبرگزاري های جهان خبر ناپديد شدن امام موسی صدر را منتشر كردند بلافاصله در تاريخ 13/9/1978 دادستانی کل ايتاليا در رم فعاليت وتحقيقات خود را آغاز کرد ودستگاه های امنيتی و اطلاعاتي مختلفی  برای روشن شدن اين مسأله ايفاي وظيفه كردند. تحقيقات بسيار پردامنه وبا دقت تمام انجام گرفت وبه طور جدی مرزهای خود را بررسي کردند. اين تحقيقات پس از دوهفته منجر به نتيجه  قطعی زير شد:

1-    پرواز آليتاليا به شماره 881 که از فرودگاه طرابلس غرب در غروب 31/8/1978 پرواز کرد دو ساعت تأخير داشته است.

2-    برخی از مسافران اين پرواز گفتند که مدتی طولانی در فرودگاه طرابلس غرب در انتظار ورود هواپيما بودند ودر جمع خود هيچ کس را با خصوصيات امام صدر و يا با لباس روحانی مشاهده نکرده اند.

3-    اظهارات همه مهمانداران زن ومرد در پرواز که 5 نفر بوده اند ونيز اظهارات چند مسافر قسمت درجه يک هواپيما ثبت وضبط شده است. اينان همگی ورود فردی با هيئت واوصاف امام موسی صدر يا با هر نوع لباس روحاني را نفی کرده اند.

4-    همه عوامل پليس گذرنامه كه  در فرودگاه فيوميشينو ونيز مأموران گمرگ هنگام ورود مسافران اين پرواز در فرودگاه حضور داشته اند، بازجويی شده اند وهمه، وجود كسي با لباس روحاني ويا  با خصوصيات واوصاف امام موسی صدر را نفی کرده اند.

5-    همه مأموران استقبال وحمل چمدان های ميهمانان وديگر مستخدمان هتل هاليدی اين در رم  بازجويی شدند وهمگی انطباق خصوصيات امام موسی صدر وشيخ محمد يعقوب را با كساني  که به  نام اين دو اطاق گرفته وساک ها وگذرنامه های خود را در آنجا گذاشته وده دقيقه بعد هتل را ترک کرده اند، نفی کردند. وروشن شد که اين دو نفر به تنهايی وارد هتل نشده بودند. بلکه با گروهی  ديگر همراه بودند که همگی به زبان عربی سخن می گفتند. همچنان که برگه هاي  هتل را اين دو نفر، اما به نام امام صدر وشيخ يعقوب نوشته وامضاء كرده اند.

ونيز روشن شد که اين دو ميهمان حدود ساعت 10 صبح، يعنی يازده ساعت پس از ورود هواپيما آليتاليا به شماره 881  به فرودگاه رم در ساعت 23، وارد هتل شده اند.

6-    روشن شد که در چمدان های امام صدر که در هتل جامانده است لباس ها، اوراق، پرونده ها وديگر وسايل شخصی به گونه ای بهم ريخته است که مشاهدات بازرسان نشان داده که دستانی بيگانه پيشتر محتوای اين چمدان های را خالی کرده، سپس آن را به جای خود برگردانده اند.

7-    همچنين روشن شد که عکس امام صدر در گذرنامه اش يک بار کنده  وسپس دوباره الصاق شده است.

مقامات امنيتی وقضايی ايتـاليا تحقيقات دقيق خود را با حکم قاضی تحقيق رم در تاريخ 7/6/1379 مبنی بر قطعی بودن اين نکته که امام وهمراهانش با پرواز آليتاليا، ليبی را ترک نکرده وبا هيچ وسيله نقليه ای به ايتاليا نيامده اند، به پايان رساندند.اظهارات معاون دادستان کل ايتاليا مورخ 19/5/1379 تأکيد بسيار دارد که اينان هرگز ليبی را ترک نکرده اند.

دولت ايـاليا رسماً به دولت لبنان ومجلس اعلای شيعيان لبنان و دولت سوريه ودولت جمهوری اسلامی ايران ابلاغ کرده است که امام صدر ودو همراه او هرگز به ايتاليا پا نگذاشته واز آن عبور نکرده اند.

 

تحقيقات مقامات امنيتی لبنان  

  در تاريخ 13/9/1378 م مقامات لبنان هيئتی را به ليبی ورم فرستادند. در اين هيئت سياسی امنيتی- که رياست آن را دکتر عمر مسيکه دبير کل هيئت وزيران بر عهده داشت، دوافسر لبناني از رکن دوم ارتش،  نبيه فرحات ونصوح مرعب عضويت داشتند. مقامات ليبی به اين هيئت اجازه ورود به ليبی را ندادند ولی ايتاليا به  اينان  اجازه ورود به ايتاليا واجراي مأموريت های محوله را داد. اين هيئت مأموريت خود را در رم به مدت 15 روز انجام داد وبا همکاری مقامات ايتاليایي اطلاعات لازم را جمع آوری كرد ودر اول اکتبر سال 1978 ميلادی گزارش خود را  به مقامات دولتی وقضايی لبنان  داد که به طور کامل با تحقيقات وگزارش های دستگاه  امنيتی ايتاليا هماهنگ بود،  ودر پايان اين نتيجه را گرفت:

«امام صدر وهمراهان وی به رم نرسيده اند ودر زمان وبا پروازی که  مقامات ليبی اعلام كرده اند ليبی را ترک نکرده اند.»   

 

موضع مجلس اعلای شيعيان لبنان

مجلس اعلای شيعيان لبنان در بيانيه های متعددی وبويژه در دو کنفرانس مطبوعاتی که نايب رئيس مجلس مرحوم شيخ محمد مهدی شمس الدين (ره) در بيروت درتاريخ 31/8/1979 و10/4/1980 برگزار کرد، شخص قذافی را در ناپديد شدن امام صدر وهمراهانش مسئول دانست.

چنان که سران ورؤسای جمهوری برخی از کشورهای عربی به مجلس ونمايندگان آن اعلام کردند که مسئوليت اصلی در اين رويداد با شخص قذافی است.

 

تحقيقات قضايی مجدد ايتاليا

 مقامات ليبی در تاريخ 15/2/1980 از مقامات ايتاليا خواستند كه درباره اين قضيه بار ديگر تحقيقات قضايی كنند واين درخواست را با يك گزارش تحقيقات امنيتی موهوم ليبی همراه كردند كه بعدها معلوم شد كه  چنين تحقيقاتی وجود نداشته است. مقامات ليبي ادعا كرده بودند كه اين تحقيقات را در تاريخ 13/11/79، يعني 14 ماه پس از ربودن امام، آغاز كردند.  

دستگاه قضايی ايتاليا از نو تحقيقات گسترده ای كرد وبه مدارک جديدی دست يافت وبازپرس ايتاليايی به ليبی وسپس به لبنان سفر کرد وبه سخنان شاهدان متعددی گوش فرا داد. در ميان اين شاهدان کسانی که در مدت حضور امام در ليبی با ايشان همنشين وهمسخن شده بودند و او را با دو همراهش ديده بودند که از هتل الشاطیء در طرابلس راهی نشست با قذافی شده بودند (که پس از آن ربوده شدند) وديگر به هتل  برنگشتند و چمدان هايشان در آن مانده  بود وپس از آن است كه اين چمدان ها در هتل هاليد اين رم يافت شد.

در نهايت دستگاه قضايی ايتاليا حكم خود را مبنی بر تأييد نتيجه اولين تحقيقات ايتاليا اعلام کرد. به علاوه تصريح کرد که تحقيقات دستگاه امنيتی ليبی دروغی بيش نيست.

 

اعلام نتيجه تحقيقات قضايی وتأکيد بر مسئوليت مقامات ليبی در مصاحبه مطبوعاتی درتاريخ 23/2/1982

در محل مجلس اعلای شيعيان لبنان مصاحبه اي مطبوعاتی با حضورنمايندگان رسانه های داخلی وخبرگزاري های جهانی برگزار شد. در اين کنفرانس نسخه هايی از تحقيقات دادستانی کل ايتاليا و حكم قاضی تحقيق ايتاليا به زبان اصلی با ترجمه رسمی آن به زبان عربی توزيع  وبيانيه رسمی به نام مجلس اعلای شيعه خوانده شد که بر مسؤوليت مقامات ليبی تأکيد می ورزيد وتصريح داشت که برای همه دنيا روشن شده است که مقامات ليبی امام موسی صدر را  که برای نجات لبنان وجنوب آن به ليبی سفر کرده بود ربوده اند. اين بيانيه از مقامات ليبی در خواست می کند که از  شيوه های خدعه آميز وخيانت کار در حق امام موسی صدر دست بردارد. امام  که خود را وقف انسانيت، محرومان، آرمان ها وحق ودر رأس آن ها قضيه اصلی ونخستين دنيای عرب، فلسطين، كرده بود. بيانيه با اين سخن به پايان رسيده است که امام وهمراهانش به صحنه جهاد بر خواهند گشت واين قضيه همواره پويا، زنده، حرکت آفرين واثر گذار باقی خواهد ماند.

 

موضع دستگاه قضايی لبنان

دولت لبنان بيانه ای  به شماره 3794 در تاريخ 4/2/1981 صادر کرد ودر آن ربودن امام موسی صدر ودو همراهش را جنايتی در حق امنيت داخلی دولت قلمداد کرد وقضيه را به شورای دادگستری سپرد. بنا به اين بيانيه وزير دادگستری قراری  به شماره 72 در تاريخ 6/2/1981 صادر کرد وبه موجب آن قاضی طربيه رحمه را به عنوان بازپرس دادگستری در اين قضيه تعيين کرد.

دادستانی در اين باب مدعی شد که اين مسئله مايه فتنه ودرگيری طايفه ای در لبنان خواهد شد.

قاضی رحمه در تاريخ 18/11/1986 نظر خود را همراه با شواهد وگواهی شهود مبنی بر اختفای امام وهمراهانش در داخل کشور ليبی اعلام کرد وتصريح کرد که افرادی ديگر به دروغ خود را به جای اين شخصيت ها جا زده و وانمود کرده اند که اينان به ايتاليا وارد شده اند، و جنايت ربودن وسلب آزادی  تنها شخص امام را هدف قرار نداده است زيرا وجود اختلافات يا عداوت های شخصی با امام ثابت نشده است بلکه هدف آنان فرو بردن لبنان در درگيريهای داخلی بوده است.

اين قرار با تأکيد بر اين نکته به پايان می رسد که دستگاه قضايی لبنان صلاحيت تحقيق وتفحص در اين مسئله را دارد وحكم خود را مبني بر وجست وجوی مستمر برای شناسايی عاملان وآمران اين جنايت صادر كرد.

 

 

 

 

متن حکم  قاضی تحقيق لبنان

اين جانب طربيه رحمه قاضی تحقيق شورای دادگستری،

بعد از اطلاع از دستور قانوني شماره 3794 مورخ 4/2/1981 كه به موجب آن بررسی قضيه ناپديد شدن امام موسی صدر وهمراهانش شيخ محمد يعقوب وآقای عباس بدرالدين تحت عنوان تجاوز به امنيت داخلی کشور، به شورای دادگستری ارسال شده.

وپس از آگاهی از حكم شماره 72 مورخ 6/2/1981 كه مرا به عنوان بازپرس و قاضي  تحقيق دادگستری در اين قضيه منصوب کرده است،

وپس از آگاهی از ادعانامه مورخ 21/2/1981 دادستانی کل کشور ونيز آگاهی کامل از نتايج تحقيقات مورخ 21/10/1986 وبا توجه به مطالعات نهايی وبررسی کليه اسناد ودعاوی روشن شده است که:

 

افراد ناشناخته

آنان بيرون از لبنان ودر گذشته ای كه شامل مرور زمان نشده است،  به ربودن وسلب آزادی از امام موسی صدر ودو همراهش- شيخ محمد يعقوب وسيد عباس بدرالدين- اقدام كرده و لبنان را در معرض فتنه وبروز اختلافات مذهبی وجنگ های طايفه ای قرار داده اند. اين اقدام بر اساس قانون شماره 27 در تاريخ 5/3/1959 جرم محسوب  وکيفر آن در ماده های 308 و317 از قانون مجازات تصريح شده است.

در نتيجه بازپرسي روشن شده است  که پس از سردی روابط مقامات ليبی ورئيس مجلس اعلای شيعيان لبنان، امام موسی صدر، وبا وساطت رئيس جمهور فقيد الجزائر هواری بومدين، ايشان دعوت رسمی برای ديدار از ليبی  را پذيرفت وکاردار سفارت ليبی در لبنان در تاريخ 23 اوت سال 1978 م دعوتنامه  را تقديم ايشان کرد. امام صدر  دو روز بعد همراه با شيخ محمد يعقوب وعباس بدرالدين راهی طرابلس شدند.

به نظر می رسد كه  امام صدر پس از رسيدن به ليبی در محدوديت ارتباطی قرار داشته است. از اين رو هيچ تماس تلفنی با هيچ کسی در لبنان ويا افراد خانواده اش که در فرانسه- محل درمان همسرش- به سر می بردند، برقرار نکرده است واين خلاف رويه معمول وی در سفرهايش بوده است.

در تاريخ 28 اوت 1978 کاردار سفارت لبنان در ليبی با او ديدار کرده وامام به او تأکيد كرده است مدت اقامتش در ليبی منوط به تعيين زمان برخی از ديدارهای رسمی است، اگر به سرعت اين امکان فراهم شود بلافاصله سفر خواهد کرد. اگر مقدور نبودن آن  نيز به او ابلاغ شود، باز هم ليبی را ترک خواهد کرد.

در غروب روز 29/2/1978 نشستی پيرامون الکتاب الاخضر [= کتاب سبز تأليف سرهنگ قذافی] به ابتکار طلال سلمان با حضور قذافی وهيئت لبنانی متشکل از آقايان منح الصلح، محمد قبانی، بلال الحسن، اسعد المقدم وبشاره مرهج برگزار شده وتا پس از نيمه شب ادامه يافته است. ايشان روز 16/8/1978  يعنی پس از حضور امام وهمراهانش در ليبی، به طرابلس غرب رسيده بودند. هيئت لبنانی پس از نشست مذکور در صبح سی ام اوت سال 1978 با امام در اتاقش در هتل الشاطیء ديدار کرده  وامام به آنان خبر دادند كه در شب همان روز با قذافي قرار ملاقاتي داشته است اما حوالي  نيمه شب  تلفنی به او خبر دادند که اين ديدار به تأخير افتاده است؛ تصور آقاي اسعد المقدم  بر اين بوده است که دليل اين تأخير، طولانی شدن ديدار آنها با قذافی تا سحر بوده است.

در روز 31/8/1978 آقای مقدم از طرف عباس بدرالدين اطلاع يافته است که تماس تلفنی ميان مسؤولان ليبی وامام صورت گرفته است وقرار ملاقات با رئيس جمهور ليبی مشخص شده. واو همچنين امام را  همراه با عباس بدرالدين در ساعت يک وربع بعدازظهر ديده است که در حال ترک هتل وراهی ديدار مزبور هستند.

پس از اين تاريخ به طور کلی هيچ خبری از امام وهمراهانش نرسيد است. سپتامبر سال 1978 اعضای مجلس اعلای شيعيان نگران شدند وبه ويژه پس از آن که فهميدند که امام با خانواده اش تماس نگرفته وهنوز به فرانسه نرسيده است، پس از اين نگرانی خود را به مسئولان عالی رتبه لبنان ابلاغ کردند وترس ونگراني خود را از اين که شايد امام وهمراهانش دچار مشكلي شده باشند  اعلام کردند.

در تاريخ چهاردهم سپتامبر سال 1978 مدير کل نخست وزيري  لبنان، دکتر عمر مسيکه، با سرگرد عبدالاسلام جلود ديدار می کند وجلود در اين ديدار تأکيد می نمايد که بنا به اطلاعات رسمي مقامات ليبی، امام وهمراهانش ليبی را  با پرواز 881 آليتاليا در ساعت 5/8 شب 31/8/ 1978 به  قصد ايتـاليا ترک کرده اند ومی افزايد که ايشان به طور ناگهانی سفر کرده اند وتوضيح می دهد که از رانندگان خودروهاي در اختيار ايشان بازجويی شده است که  چرا بدون دستور رسمی، امام را به فرودگاه رسانده اند.

دادستانی کل ايتاليا در پس اخبار منتشره خبرگزاري ها وتوضيح خواستن  رسمی سفارت لبنان در رم، تحقيقات گسترده ای را در اين زمينه آغاز می کند. برای دادستان کل ايتاليا روشن  شد که در تاريخ 1/9/1978 هنگام ظهر، دو نفر که يکی لباس روحاني بر تن داشته، در هتل هاليدی اين حضور يافته  وخود را امام صدر وشيخ محمد يعقوب معرفی کرده وخواستار دو اتاق در آن هتل شده اند. اتاق های 701 و702 به آنان داده شده است ووجه اتاق ها را برای يک هفته از پيش پرداخت کرده اند. اين دو مسافر به اطاق رفته و ده دقيقه بعد با لباس های معمولی از هتل خارج شده  وهرگز بازنگشته اند. هنگامی که پس از پايان مدت مقرر، اتاق ها باز شده، به گذرنامه های امام وشيخ محمد يعقوب وچهار چمدان دست يافته اند که يکی از آن ها از آن عباس بدرالدين بوده است. چمدان ها حاوی وسائل، اسناد ولباس ها به هم ريخته بوده ودر آنها وسايلی پيدا  شده که به هيچ وجه به امام وهمراهانش تعلق نداشته است. به ويژه کيفي دستی  که بر روی آن  تصوير اسب وکالسکه است. همچنين روشن شده كه کسی که برگه هاي هتل را پر کرده  نام خود را با حروف بزرگ وخطی  مانند خط ناآموزان  و با غلط های فراوان نوشته است.

در اين مورد ثابت شده که پروازآليتاليا به شماره 881 از طرابلس غرب به رم در شامگاه 31 اوت سال 1978 يک ساعت تأخير داشته است. پس از فرود هواپيما در فرودگاه فيومتشينو در ساعت يازده ودوازده دقيقه شب كسي به پليس گذرنامه مراجعه وخود را عباس بدرالدين معرفی وتصريح كرده است که بنا دارد در هتل ساتلايت اقامت کند وخواستار ويزای ورود به مدت 48 ساعت براي  بازديد از شهر است و در روز بعد با پرواز 490 آليتاليا، رم را به قصد مالت ترک خواهد کرد.

با بازجويي از نيکولاس لئونارد، کولانجيلو بياترو، زانبيگو مارگريتا، سيدرونی آلبرتو، دورانته جيوزييه وهوب زيگفريد وکارکنان هتل هاليدی اين روشن شد که اينان تشابه خصوصيات بدنی وظاهری امام وشيخ محمد يعقوب را در افراد وارد شده به هتل نفی می کنند. افراد گروه پرواز آليتاليا يعنی استولفی اورلند، بيجی بيارو، کوسيانی ليسيا، کوئيتنو سرجي، باغنيلو روبر ريشار ودو نفر از مسافران يعنی فالنتی الساندرو ودونسلمان جوزفين ومأموران پليس در فرودگاه فيومتشينو يعنی کاردونی آندريا وفيدل آلفرد وکسانی که گذرنامه های مسافران اين پرواز را بررسي کرده اند نيز وجود كسي با خصوصيات امام موسی صدر را در آن پرواز رد کرده اند، همان طور که دوناتور نيز تطبيق خصوصيات عباس بدرالدين را بر شخصی که ويزای موقت خواسته ، منتفی دانسته است.

در تاريخ 7/6/1979 قاضی تحقيق رم بر روي ندادن  جرمی در ايتاليا در حق امام صدر وهمراهانش حكم داد.

در تاريخ 15/2/1980 دفتر مردمی جماهيري ليبی در رم از دستگاه قضايی ايتاليا خواستار تحقيقاتی دوباره درباره  ناپديد شدن امام وهمراهانش شد وهمراه با اين درخواست نسخه ای از تحقيقات پليس ليبی كه  در تاريخ 3/7/1979 آغاز شده بود  را ارسال کرد. در اين گزارش شهادت شاهدان ليبيايی وشاهدی از موريتانی آمده است مبنی بر اين که امام صدر وهمراهانش  شامگاه 31 اوت سال 1978  ليبي را با پرواز 881 آليتاليا ترک کرده اند،  پس از تحقيقات طولانی وتحقيق وبررسی کامل ودقيق، قاضی تحقيق در تاريخ 28/1/1982 حکمی صادر کرد ودر آن بار ديگر اعلام كرد  که امام وهمراهانش در شامگاه 31/8/1978 به ايتـاليا پا نگذاشته اند وكساني ديگر که همچنان ناشناخته مانده اند  خود را به جای اين سه نفر جا زده اند.

 

بر اساس واقعيت های ثابت شده زير:

1-    در ادعانامه

2-    در گفته های شاهدان

3-    در مستندات قطعی

4-    در اسناد رسمی صادر شده از دستگاه قضايی ايتاليا

5-    در مفاد اين تحقيق

واز آن جا که امام صدر وهمراهانش در فاصله ميان 25 اوت 1978 وساعت 5/1 بعدازظهر سي ام همين ماه در ليبی ديده شده اند.

وچون مقامات ليبی اصرار دارند که اينان ليبی را با پرواز شماره 881 آليتاليا در شامگاه 31/8/1978 ترک کرده اند.

وچون دستگاه قضايی ايتاليا پس از تحقيقات طولانی ودقيق ومکرر، ورود امام وهمراهانش را به ايتاليا رد کرده وتأکيد کرده است که كساني ديگر به دروغ خود را به جای اين سه نفر جا زده  و وانمود کرده اند که ايشان به ايتاليا وارد شده ودر آن جا اقامت کرده اند.

وچون تعدی به امام وهمراهانش در بيرون از کشور مستلزم دانستن اين است که آيا دستگاه قضايی لبنان می تواند در مورد چنين جرمی نظر بدهد خصوصاً آن که مسئله به امنيت ونظم عمومی بستگي دارد.

و چون بخشنامه تفويض اين امر به شورای دادگستری اين حق را برای اين شورا قائل نشده است بلکه  بر اين شورا وقاضی تحقيق آن است که به داشتن اين حق بنا به قوانين جزائی لبنان حکم دهد.

وچون ماده 19 قانون مجازات لبنان اعمال قوانين لبنان را بر هر لبنانی يا غير لبنانی، خواه عامل باشد يا آمر وخواه در بيرون از لبنان جنايتی مرتکب شود که به امنيت داخلی خدشه وارد سازد، لازم مي داند

وچون دولت لبنان بابخشنامه 3794 در تاريخ 4/2/1981 اين قضيه را مخل امنيت داخلی دولت دانسته ودادستانی کل ادعای جرم های فتنه انگيز وتحريک به درگيری طايفه های لبنان که به آن ها ومجازاتشان در مواد 308 و317 از قانون مجازات تصريح شده است، در اين قضيه نافذ می داند.

و چون جنايت از نوع جنحه است ودر نتيجه درذیل ماده 19 که فقط حالت جنايت را شامل می شود، قرار نمی گيرد، پس به جاست که بحث در جنايت نخست، با اين لحاظ که از اين نوع است، محدود شود.

وچون لزوماَ نبايد از ناپديد شدن امام موسی صدر وهمراهانش وسلب آزادی آنان درلبنان جنبه ای مادی از جنبه های تجاوز وتعدی که مورد نظر ماده 308 از قانون مجازات است، حاصل شود به دليل اين که اين ماده کيفر را اگر تعدی تحقق يابد تا حد اعدام بالا برده است، ونيز وقوع تعدی را از شرايط تشديد کننده عقوبت دانسته است.

وچون ماده 313 قانون مجازات، توطئه کردن به قصد ارتکاب يکی از جنايت های مذکور در آن ماده را در محدوده  فتنه انگيزي  کيفر می کند، يعنی تنها  بر توافق براي تحقيق  جرم  بدون نياز به انجام  جنايت  مجازات می کند- حتی اگر به تحقق جرم، مستقيم يا غير مستقيم منجر نشده باشد.

وچون تاکنون هيچ اختلاف يا خصومت شخصی که به انتقام وتشفی خاطر از راه ربودن امام وهمراهانش وسلب آزادی آنان نياز باشد، ثابت نشده است.

وچون موقعيت امام صدر در رأس مجلس اعلای شيعيان لبنان وانبوه مردمی که مجلس بر آنان اثر گذار است ونقشی که او در لبنان پيش از اين تعدی وشدت يافتن درگيري ها ايفا می کرده، اموری است که ثابت مي كند كه  ربودن وسلب آزادی وی  از اهداف شخصی فارغ  است، و هدف تعدی وتجاوز به لبنان است.

وچون شرکای اين جرم يعنی ربودن وسلب آزادی همچنان ناشناخته مانده اند.

وچون آنچه به دستگاه قضايی لبنان برمی گردد، وجود ويا عدم وجود  نيت در اين شرکت کنندگان برای افروختن آتش درگيری داخلی است.

وچون نظريه نبود اين جهت گيری به معنای پيش گويي امور و دفاع از مرتکبان اين تعدی است. پس صرف وجود احتمال چنين جهت گيریی برای تداوم  تحقيقات به منظور نيل به اطمينان از حقيقت انگيزه ها کافی است.

وچون مقتضی است که بر حق ما در نظر دادن در چنين قضيه ای تأکيد شود.

وچون تحقيقات به شناخت شرکت کنندگان در اين جرائم نينجاميده است، پس حکم به صدور يادداشت تفحص مستمر برای نيل به شناخت آنان صادر می شود.

 از اين رو بنا به اين تحقيق مقرر می کنیم که:

1-    بر حق ما در نظر دادن در اين قضيه تأکيد می شود.

2-    يادداشت تحقيق مستمر برای شناخت آمران وعاملان در اين جرم ها صادرمي شود.

اين حکم در تاريخ 18/11/1986 صادر شده است.

قاضی تحقيق دادگستری

طربيه رحمه

 


 

1مطابق با 22 رمضان 1398 قمري و 25 اوت 1978 ميلادي

2تنها تماس ايشان با خارج نامه اي بود كه ايشان با دوست لبناني اش نزار علي به خانواده اش در لبنان فرستاد ودر آن، زمان سفر خود به فرانسه را در دوم يا سوم سپتامبر به آگاهي ايشان رسانيد.

3 مزابق با 6 سپتامبر 1978 م

4 مطابق با 31 اوت 1978 م

5از جمله بشاره مرهج، اسعد مقدم، طلال سلمان، محمد قباني، بلال الحسن، محمد سلمان علاوه بر نزار فرحات، كاردار لبنان در ليبي.

6ر.ك. به متن حكم قاضي تحقيق لبنان ص 17 همين جزوء

8 همه اين اطلاعات را خبرگزاري هاي جهان وخصوصاً خبرگزاري فرانسه در پخش خبري خود در تاريخ 18/9/1978 وخبرگزاري رويتر در پخش خبري خود در تاريخ 4/10/1978 مخابره كرده اند.

9 روزنامه هاي لبناني 12/5/1979

10روزنامه السفير 3/7/1979