New Page 3

مسئولیت مطالب به عهده نویسندگان آنها است

 

يا معين من لا معين له

نویسنده:مجتبی سمنانی نژاد

يا معين من لا معين له روي سخنم با نويسنده ي عزيز و محترم اين متن است، نمي دانم کجا مي شود و چطور مي شود که انسان مي برد و از ان قالب اتوکشيده ي هميشگي اش خارحج مي شود ولي هر کجا که هست و هر طور که باشد الآن من در آن موقعيت قرار دارم، سوال من از شما اين است که وقتي کسي چون امام موسي صدر چند وقتي غيبش مي زند و خبرذي از او نمي ايد اولين فکري که به نظرمان مي رسد چيست؟ ممکن است بعضي فکر کنند که امام از فرط مبارزه خسته شده است و مدتي براي استراحت به يکي از تفريح گاههايي که معمولا باب طبع بزرگان است رفته تا هم استراحتي بکند و هم دنبال پلي تيک منايب براي ضربه زدن به دشمن بگردد، خب اين يک نظر است البته! ممکن ايت کي ديگري با خود فکر کند اصلا امام موسي صدر داراي گروه خوني مناسب براي ادامه مبارزه نبوده و با اين کار خواسته اين اخر عمري را به عبادت و ذکرش بپردازد که در واقع به نظر اين دسته از دوستان اصلا گور پدر دنيا! براي چي سري را که درد نمي کند مرتب با دستمال هاي رنگارنگ تزيين کنيم، عجب!! تعجب نکنيد چون واقعا اين هم نظري است و بر اساس اصول گفتمان آزاد و رهايي بيان قابل احترام! عده اي ديگر مي گوييند ممکن است ايشان رفته باشد يري به اقوامش بزند اخر اين سالها سرش خيلي شلوغ بوده و اصلا وقت خواراندن آن را هم نداشته، حالا يادش رفته خبر بدهد و حتي يک تلفن بزند اشکالي ندارد خودش بر ميگردد، 1سال 2سال 3سال 4سال 5سال ... 30 سال 40 سال ، خودش بر مي گردد!! همانطور که مي بينيد نظرات متفاوا است و در وافع هر کسي از ظن خود با قضيه همراه مي شود! در اين ميان عده اي که کمي به قضايا بدبين هستند ممکن است فکر کنند که به همين راحتي ها نکند بلايي سر عزيز دلشان بيايد! نگران نشويد! گفتم که کمي بدبين هستند!! يعني ممکن است عده اي که منافعشان از سوي آقاي صدر همان سيد شبان خودمان تهديد مي شده به فکر افتاده باشند و دستي دستي امت اسلامي خاک برسرتر از هميشه شده باشد، يعني ممکن است اين برادران شيطان و بلا که حقيقتا بايد پيششان زلنوي تلمذ بر زمين زد سر و گوششان گمي جنبيده باشد، بــــله! همانطور کگه گفتم اين هم مي تواند يکي از احتمالات باشد البته اين را هم بگويم که احتمالش بسيار ضعيف است بلکه اصلا وجود ندارد!! حالا اين وسط وظيفه ما چيست؟؟؟ در اينجا هم نظرات مختلف است: عده اي که مي گويند خودش ير مي گردد که هيچ، اما: عده اي مفتقدند بيايياد در يک شب ظلماني با يک حمله برق آسا توسط نيروهاي سيه چشم سريع واکنش امام موسي را از دست اجانب رهانده و تا ابد به اين عملکرد متهورانهي خود افتخار کنيم که در اين صورت خدا الباقي را حتما به خير خواهد کرد چون خودش قول داده! عده اي که کمي محافظه کار ترند معتقد به ديپلماسي و سياست محبت آميز از نوع محيرالعقول آن هستند مي گويند بياييد بنشينيم دور همديگر هم يک ديداري تازه شده و رفع کدورت مي گردد و هم اينکه در خلال صحبت يک حرفي هم از امام موسي صدر تو مي آوريم علي ايحال سنگ مفت گنجشگ هم مفت ولي خيلي بايد مواظب باشيم که برادران مسلمان از ما دلخور نشوند!! اما عده اين وسط هستند که نبايد از بيان و تشريح تفکرات منورشان غافل بود! اينها مي گويند آقا ببينيد امام موسي صدر آن موقع که دزديده شد قريب 40 سالش بود حالا حدود 30 سال از آن موقع مي گذرد،با اين حساب اگر ايشان دزديده هم نمي شد الآن 70 بيشتر داشت آن هم در شرايط عادي نه مثلا خيلي اتفاقي در زندانهاي يکي از اين کشورهاي عربي، پس بيخود قضيه را لوث نکنيد در نهايت براي روح مرحوم فاتحه اي بخوانيد!!! و همين طور ساليان مي گذرد و خبري از يوسف گمگشته ي مردم جنوب نمي آيد، نمي آيد که نمي آيد... و من مي گويم اي سيد شبان به من بگو اين برادرکشان تو به دهان کدام گرگ داده اند که حتي اثري از پيراهنت نيست، نيست که نيست که نيست... شرمم مي آيد که تو را با فلان گروگان بلژيکي مقايسه کنم که دولتش براي آزادي او و مادرش دست به هر کاري زد و وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران از هيچ تلاشي در اين زمينه دريغ نورزيد، آخر نبايد روابط حسنه مان حتي با توهين کنندگان به پيغمبر اسلام خدشه دار شود، موساي صدر که از خودمان است، برادرمان است... شرمم مي آيد که بگويم ديگران همه ي شرف و آبرو و غيرتمان را به مسخرخ مي گيردن و ما تامل کنان در خطا و صواب تبسم ديپلماسي را بر لبمان جمع و جور مي کنيم، انگار اب از آب تگان نمي خورد، خدا مي داند که ما لياقت شرف و حيثيت تو را نداشته ايم، بگذار جز خدا کسي خبرت را نگيرد عزيزم، بگذار جز مصطفي کسي عاشقت نباشد ، که مگر تو يکتنه يار و عاشق يتيم بچه هاي جنوب نبودي؟ حالا چيزي که عوض دارد گله ندارد، بگذار بعضي ها به نام تو براي خودشان راي جمع کنند، تريبون بزنند، بنر چاپ کنند و هزار جور اسمت را بچرخانند و علم کنند، اينها همه دلسوختگي من براي خودم بود که تو خود در فوران آتشفشان غم مردم جنوب خود را به آتش کشيده اي اي، اي ققنوس ابراهيم،سلامت باد

 

منتظر نظرات سازنده  و مقالات شما هستیم.
 

نام :    

ایمیل:  

     

 
 
 
footer
اخبار اندیشه زندگینامه نگارخانه جستجو صفحه اصلی انتشارات با همراهان درباره ما ارتباط با ما
                   

EMAIL : sadr@imamsadr.ir

 Copyright2005©All rights reserved