مسئولیت مطالب به عهده نویسندگان آنها است

 

 سيد بلند قامت ايراني

منبع:وبلاگ شارح http://shareh.parsiblog.com
 

آورده اند که بعلبک شهر خورشيد است و آن سو تر شهر ستارگان .اما بگذار چنين آغاز کنيم که روزي بود و روزگاري و سرزميني کوچک و زيبا در کنار دريا . جايي که ديگران لبنان خطابش مي کردند و اهل لبنان ديار خود را درخت زمين مي دانستند . به هر حال زندگي بود و زندگاني و مردمان کار مي کردند از صبح تا شب و عمر مي گذراندند از تولد تا مرگ . اما اين همه اگر براي اهل رفاه در هر کجاي ديگر راحت بود براي ثروتمند اين ديار راحت تر مي گذشت و اگر براي ضعيفان هر کجا سخت بود براي مستضعف لبناني سخت تر مي گذشت . مي گذشت و مي گذشت
تا روزي که مردي آمد از سرزمين سلمان مردي با چشماني به رنگ دريا که به نرمي و آساني از دشواري ها مي گفت .

در کنار عروس هفت رنگ و هزار فريب اين ديار رنگ به رنگ ، اما مردماني ديگر در حاشيه طوفاني که اندک اندک از راه مي رسيد مي آمدند و مي رفتند و تنها در پست ترين شغل ها جان مي کندند . آنها اغلب شيعه بودند و کمتر از اهل سنت و باز هم کمتر از ميان معتقدان به دين مسيح . اما در يک صفت ، در يک درد ، در يک ظلم ، مشترک ؛ همه آنها محروم بودند از ثروتي که به پاي عروس خاورميانه مي ريخت و آن سيد بلند قامت ايراني اين همه را مي دانست و براي هم آنان برانگيخته شده بود .
سيد خوش سيماي قصه ما سحر و نه خدايا انگار اعجاز مي کرد . لبخند او جاذبه اي داشت که دوست و دشمن را به احترام مي خواند و مهربانيش مغناطيسي بود که همه را گرداگرد وجودش جمع مي کرد و معنويت درونيش سلاحي بود براي مرعوب کردن ظالمان و خودکامگان .
سيد موسي صدر به نوعي پيشگام ترين روحاني اين روزگار ، جمع ميان محبت ديني با مقتضيات خشن عالم سياست بود و مومن ترين عالم منطقه به گفتگوي ميان اديان توحيدي ، بر طرف کننده هر گونه شبه و اشتباهي که مي توانست جرقه ي انفجار خاورميانه باشد . امام موسي صدر که علاوه بر تحصيل در حوزه علميه ي قم ، تحصيلات عاليه در علم اقتصاد را در دانشگاه تهران به اتمام رسانده بود ، در علومي چون فلسفه اما دستي داشت و مسافرت ها و تجارب پياپي او فرصتي بود براي خودآگاهي هر چه گسترده تر او از جهان و شناخت هر چه بيشتر جهانيان از او . و چنين بود که آرام آرام نه تنها هيئت حاکمه لبنان ، که سران مرتجع عرب نيز در هم مي لرزيدند و ناباورانه در برابر سلاح امام محرومان لبنان قدم پس مي گذاشتند .
مجلس اعلاي اسلامي شيعه
دولت لبنان اما زير بار تاسيس مجلسي براي طايفه شيعه نمي رفت تا آنکه امام موسي به اشاره اي شيعيان و محرومان را به مقاومت فراخواند و مظلوم ترين مردمان ناگاه سيلي خروشان شدند و اعتصاب آنان انگار مقدمه اي بود براي وحشت در ميان دشمنان و باور خويشتن در بين اهل تشيع . اين ضربه کاري و جانانه بود و اهل سياست راهي جز تسليم نداشتند و تشکيل مجلس اعلاي اسلامي شيعه مقدمه اي شد براي احقاق حق در حاشيه فراموش شدگان و چه کسي باور مي کرد که اين همه با يک سکوت فراگير آغاز شد .
گام بعدي تظاهرات پياپي مردمان در حمايت از امامشان بود . تظاهرات مسلحانه هفتاد و پنج هزار جوان شجاع در دره بقاع در بعلبک اندکي بعد با تظاهرات چهارصد هزار نفري در شهر صور گره خورد و درياي به ظاهر آرام لبنان اندک اندک موج برداشت .
اما روزگاري که در آن مسيح (ع) هزار باره مصلوب مي شود ، انديشه هاي مصلحانه سيد ايراني در برابر داغ هر روزه ترکش ها و گدازه هاي گلوله ، که نه خدايا در برابر باران تهمت ها و انبوه ناجوانمردي ها قرباني مصلحت شد و فقر تاريخي مردمان به وحشت و هراس امروزشان از مرگ و داغ از دستت دادن عزيزان و خانمان گره مي خورد و چرا نمي ديدند که اندک اندک شب بر روز مستولي مي شود .
رسم متداوي ست که در کشاکش روزگار ، بي گناه ترين ها قربانيان اصلي اند . و در لبنان نيز پيش چشم مسيحي که براي مودت و مداراي ميان مردمان آمده بود اين کودکان و بيوه زنان بودند که بيش از همه زخم بر مي داشتند و زودتر از همه فراموش مي شدند .
افواج المقاومه لبنانيه (امل)
هر روز که مي گذشت از جمع جوانان شجاع شيعه افرادي به گروه تازه تاسيس امل مي پيوستند که با هدايت دکتر مصطفي چمران يار هميشگي امام موسي صدر تاسيس شده بود ، تا نه فقط نقطه اتکايي باشد براي بازيابي آن غيرت فراموش شده ، که شجره طيبه اي شود که از آن پس تا کنون در برابر همه طوفان هاي مسمومي که از سوي همسايه جنوبي و صهيونيست مي وزيد سخت بايستد .
سفر بي بازگشت
حالا محبوبيت اين امام ايراني آتش حسد اغلب سران کوته نظر عرب را شعله ور ساخته بود و ديوانه گاني که در روياي جنون آميز رهبري اعراب به حکومت بر همگان دل بسته بودند در انديشه حذف امام موسي صدر توطئه مي کردند .
و آنگاه که در سال 1978 ميلادي شش ماه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ، امام موسي صدر از مسير الجزاير به ليبي مي رفت ، چه کسي گمان مي کرد که ناگاه امام محرومان دزديده شود . آن سفر را بازگشتي و آينده لبنان را آرامشي در کار نباشد و جنگ داخلي بار ديگر واژه اي متداول باشد براي سالهاي سال .
اين سخن نغزيست از امام معصوم (ع) که پرچم شيعه هرگز بي پرچمدار نمي ماند و خواست خدا اين بود که کار نيمه تمام امام موسي صدر در لبنان به دست امامي ديگر در ايران به ثمر بنشيند .
نهم شهريور 1357 تا نهم شهريور 1386 . آغاز سي سال بي خبري از سرنوشت امام موسي صدر که به دست معمر قذافي رهبر کشور ليبي دزديده شده است .
راستي يادمان نرود امام سيد موسي صدر يک ايراني ست .
 

 
 
 

منتظر نظرات سازنده  و مقالات شما هستیم.
 

نام :    

ایمیل:  

     

 
 
 
اخبار اندیشه زندگینامه نگارخانه جستجو صفحه اصلی انتشارات کاربران درباره ما ارتباط با ما
                   

EMAIL : sadr@imamsadr.ir

 Copyright2005©All rights reserved