مسئولیت مطالب به عهده نویسندگان آنها است

 

امام موسي صدر......

منبع:وبلاگ فرزندان سلمان فارسی http://samiyusuffan.blogfa.com
 

اگر روحانیون مسلمان ، اسلام را همچون امام صدر تبلیغ می کردند اثری از مسیحیت و سایر ادیان باقی نمی ماند…جرج جرداق

مسیحی ها می گفتند: «مسلمان ها لیاقت داشتن رهبری مثل امام موسی را ندارند.» .«فواد شهاب« مسیحی (که فرمانده ارتش لبنان بود و زمانی هم رئیس جمهور لبنان شد ) گفت : «امام موسی اگر مسیحی بود ما او را به مقام قدیسی می رساندیم و مثل مسیح از او تبعیت می کردیم.»


ياسر عرفات،بعد از اولين ديدار با امام موسي صدر گفت:«ايشان شخصيت جامع و منحصر بفردي ست، اما ما كساني را مي خواهيم كه رهبرشان باشيم نه اينكه آنان رهبر ما باشند!»

اين توصيف مرد مقاومت فلسطين درباره كسي ست كه سال ها حامي و مدافع فلسطينيان بود.كسي كه از حضور فلسطيني هاس آواره در لبنان دفاع كرد و جوانان شيعه جنوب لبنان را براي حمايت از آنان و جلوگيري از اخراجشان از لبنان به اردوگاه ها فرستاد تا حفاظي انساني تشكيل دهند و تا او بود، فلسطينيان در لبنان بودند.

كسي كه جوانان امل را براي اجراي عمليات عليه اسرائيل به فلسطين مي فرستاد و آن را به نام فلسطيني ها مي زد! تا انان مبارزه را بياموزند و توان مقابله در برابر اشغالگر را پيدا كنند.

حق با عرفات بود،چريك فلسطيني خوب فهميده بود كه سيد موسي صدر را نمي توان محدود كرد، نمي توان بر او مسلط بود.اوست كه تفكرش،قدرتش و حضورش انچنان سنگين و با نفوذ است كه هر مبارز و رهبر و انديشه اي در برابرش كمرنگ مي شود.چنين انساني هرقدر محبوب ملت ها باشد،خارچشم طالبان قدرت است. اگر چه همين عرفات در روزهاي مبارزه بارها از امام موسي صدر كمك خواست و او همواره به ياريش شتافت.

و سيد موسي صدر آنقدر درخشان و باجاذبه بود كه چاره اي نماند جز حذفش.اما كشتنش نه،نكند مزارش براي هميشه نمادي از او باشد.تصميم به حذفش گرفتند، او را ربودند، تا در گذر سال ها فراموش شود:بيشتر از خودش تفكرش.

تفكري كه دكتر چمران آن را نمونه و سمبل 1400 سال تشيع مي دانست. كسي كه چمران او را خورشيد عشق ناميده بود كه بر همه يكسان مي تابيد و بي حساب مي بخشيد.

اين چنين بود كه كساني چون معمر قذافي كه روياي حكومت بر دنياي عرب داشتند را تاب تحمل امام موسي صدر نبود.چرا كه تا او بود،به هيچ تفكر غلط،ديكتاتور مابانه و متعصبانه اي اجازه جولان نمي داد. اين تنگ نظري بود كه جسارت بي احترامي به امام موسي صدر را به او مي داد.جسارتي كه در نهايت باعث ربودن امام در ليبي شد.

9 شهريور 1357، امام موسي صدر و دو همراهش كه به وعوت رسمي دولت ليبي به آن كشور رفته بودند،براي ديدار با شخص قذافي از هتل خارج و سوار ماشين دولتي شد و ديگر بازنگشت. مي گويند ايشان با قذافي ديدار داشته و گفت و گويشان به بحث كشيده است.
 




امروز 29 سال از ربوده شدن امام موسي صدر مي گذرد،قذافي همچنان حكومت مي كند،فلسطين همچنان درگير جنگ است و دولت هاي عرب همچنان دنباله روي غرب.

امام موسي صدر براي حل مشكل فلسطين و لبنان به تمام كشورهاي عربي سفر كرد و سران عرب را به وحدت دعوت كرد. شیخ حسن خالد (مفتی اهل سنت لبنان) راههای وحدت شیعه و سنی را یاددآور شد .نوشت « برای وحدت بیشتر می توان بررسی کرد که در رویت هلال به طرق نوین علمی و تعیین زاویه دید هلال در افق تکیه شود تا همه ی مسلمانان یک روز مشخص را عید بگیرند و دشواری های ناشی از تعدد روزهای عید مثل تعطیل رسمی و دید و بازدید از بین برود .او ادامه داد می توان با بازخوانی منابع اذان واحدی برای تمام مسلمانان جهان بر گزید البته برای ما شیعیان سخت است که «حی علی خیر العمل» را بگوییم و شهادت ثالثه (اشهد ان علیا ولی الله) را حذف کنیم ولی من این حساسیت را تحمل می کنم تا به وحدت برسیم »امام که گویا پاسخ منفی شیخ خالد را از پیش حدس می زد در ادامه پیش نهاد کرد«و اگر این کار برای شما مقدور نیست پس اجازه بدهید ما نیز اذانمان را در روزهای معین پخش کنیم .

هدفي كه محقق نشد.........

وقتي او رهبر شيعيان لبنان بود،دختر مسيحي و مرد مسلمان نمي شناخت،امام همه بود.اما سال قبل وقتي ارتش اسرائيل به جنوب لبنان حمله كرد،همه دولت هاي عرب سكوت كردند و تنها ناظري بودند بر مبارزه شيعيان جنوب لبنان!

29 سال بعد از ربودن امام موسي صدر،شيعيان لبنان،نيروي مقاومت مردم لبنانند و هنوز خود را فرزندان سيد موسي مي دانند و دولت هاي عرب در رقابت براي خدمت بيشتر به غرب تا دوام حكومتشان تضمين شود!

امام موسي صدر از اسلام مي گفت،ديني نه براي مرگ و دنياي ديگر،نه براي عزلت نشيني و از دنيا بريدن.براي زندگي،براي بودن در بطن زندگي.

جوانان را به شادي و لذت بردن تشويق مي كرد،زيبايي را مي ستود،هنر را دوست داشت،علم را تحسين مي كرد،حجاب را زماني با ارزش مي دانست كه انتخاب باشد و ان را مخالف زيبايي نمي دانست.

هم با مقامات روحاني ديدار مي كرد،هم سراغ ساز مان هاي صنعتي مي رفت تا راز پيشرفت را بيابد و بداند.مي گفت:« ایمان و اعتقادی ارزش دارد و منشأ اثر است، كه انسان از ورای قله علم بدان بنگرد».

موسيقي را دوست داشت،ان را نه باعث رخوت و فساد كه علت ارامش و تعالي روح مي دانست.فقه شيعه را همپاي روز پيش مي برد.مذهبش را پنهان نكرد،اما به همه عقايد احترام گذاشت.انچنان كه مخالفانش هم از روح بزرگش مي گويند.

سيد موسي صدر الگوي مسلماني ست.مسلمان آگاه و معتقدي كه فرزند زمان خودش بود و آرمانخواه. كسي كه براي ساختن امتي در شان نام اسلام تلاش كرد.هرگز تهريد نكرد.تحقير نكرد.تحريك نكرد.همانطور كه هرگز مسامحه نكرد.تسليم نشد.كرنش نكرد.بيراه نرفت.

29 سال از ناپيدي شدن امام موسي صدر و دو همراهش مي گذردواما خورشيدي كه به توصيف دكتر چكران سخاوتمندانه بر همه مي تابيد،هنوز هم مي درخشد،هنوز مي تواند الگوي مسلماني امروز باشد.

قذافي جسم سيدموسي را ربود،اما نام «صدر» هنوز نماد و معني تفكر اسلام ناب است : انديشه اي كه نمي توان حذف كرد.

 

 
 
 

منتظر نظرات سازنده  و مقالات شما هستیم.
 

نام :    

ایمیل:  

     

 
 
 
اخبار اندیشه زندگینامه نگارخانه جستجو صفحه اصلی انتشارات کاربران درباره ما ارتباط با ما
                   

EMAIL : sadr@imamsadr.ir

 Copyright2005©All rights reserved