‌ربودن‌ امام‌ صدر؛ جنايت‌ عليه‌ بشريت‌

 
 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

 
 

 

دكتر سيد محمد هاشمي، عضو هيئت‌ علمي‌ دانشگاه‌ شهيد بهشتي، همايش‌ « امام‌ موسي‌ صدر؛ انديشة‌ ربوده‌ شده‌ » ، ارديبهشت‌ 1383، دانشگاه‌ شهيد بهشتي، تهران

   
 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

 
 

‌‌‌‌‌بسم‌ ا الرحمن‌ الرحيم. « انما المؤ‌منون‌ الذين‌ آمنوا با و رسوله‌ ثم‌ لم‌ يرتابوه‌ و جاهدوا بأموالهم‌ و أنفسهم‌ في‌ سبيل‌ ا اولئ هم‌ الصادقون. » با سلام‌ خدمت‌ حضار محترم، استادان‌ گرامي‌ و با تشكر از برگزار كنندگان‌ بزرگداشت‌ حضرت‌ امام‌ موسي‌ صدر، كه‌ يكي‌ از مصاديق‌ بارز آية‌ مباركه‌اي‌ هستند كه‌ قرائت‌ كردم. من‌ در خصوص‌ موقعيت‌ و اوضاع‌ و احوال‌ حضرت‌ ايشان‌ بحثي‌ ندارم، چون‌ دوستان‌ ديگر حق‌ مطلب‌ را ادا كرده‌اند و ادا مي‌كنند. فكر مي‌كنم‌ بهتر باشد من‌ بحث‌ را به‌ نحوي‌ آغاز كنم‌ كه‌ موضوع‌ جنبة‌ حقوقي‌ پيدا كند. اصل‌ مسئوليت‌ انسان‌ يكي‌ از مسائلي‌ است‌ كه‌ حيات‌ و سعادت‌ جامعه‌ به‌ آن‌ بستگي‌ دارد و مسئوليت‌ يكي‌ از اوصاف‌ بارز انسان‌ است. اين‌ مسئوليت‌ يا فردي‌ است‌ و يا اجتماعي. مسئوليت‌ فردي‌ در مقابل‌ اعمال‌ فردي‌ و در مقابل‌ پديدة‌ اجتماعي‌ از مظاهر موجوديت‌ انسان‌ به‌ شمار مي‌رود. هر كسي‌ مسئول‌ اعمال‌ فردي‌ خويش‌ است: « من‌ عمل‌ صالحاً‌ فلنفسه‌ و من‌ اسأَ‌ فعليها. » ( 41: 46 )
در مقابل‌ پديده‌هاي‌ اجتماعي‌ نمي‌توان‌ بي‌اعتنا بود؛ « ان‌ السمع‌ و البصر و الفؤ‌اد كل‌ اولئك‌ عنه‌ مسئولا. » اندر باب‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ اگر قرار باشد كه‌ به‌ اصطلاح‌ حق‌ مطلب‌ را ادا كني‌ آن‌ شعر زيباي‌ سعدي: « بني‌ آدم‌ اعضاي‌ يكديگرند - كه‌ در آفرينش‌ ز يك‌ گوهرند » به‌ ياد مي‌آيد. و اينكه‌ به‌ فرمايش‌ حضرت‌ نبي‌ اكرم‌ ( ص‌ ) : « من‌ اصبح‌ و لم‌ يهتم‌ بأ‌مور المسلمين‌ فليس‌ بمسلم. »
اين‌ مقدمه‌اي‌ براي‌ بيان‌ مسئوليت‌پذيري‌ شخص‌ شخيص‌ و نامدارِ‌ معنوي، امام‌ موسي‌ صدر، است‌ كه‌ مي‌توان‌ با نام‌ يك‌ شخصيت‌ شناخته‌ شدة‌ جهان‌ اسلام‌ در قرن‌ بيستم‌ از او ياد كرد. مسئوليت‌ امام‌ موسي‌ صدر نيكوكاري‌ و حساس‌ بودن‌ به‌ مسائل‌ پيرامون‌ خود، به‌ عنوان‌ يك‌ شخصيت‌ اجتماعي‌ و اهتمام‌ به‌ امور مظلومان‌ خاورميانه‌ به‌ويژه‌ فلسطين‌ و فلسطينيان‌ و مردم‌ پراكندة‌ لبنان‌ بود. به‌ هر حال‌ مؤ‌من‌ واقعي‌ كسي‌ است‌ كه‌ با ايثار جان‌ خود يا دست‌ كم‌ بي‌خوف‌ و وحشت‌ از فدا كردن‌ جان‌ خود، راهبريِ‌ مبارزه‌ با ظلم‌ را بر عهده‌ داشته‌ باشد. امام‌ موسي‌ صدر در واقع‌ از مظاهر بارز اين‌ جهاد مقدس‌ و ايثار جان‌ خويش‌ است.
اما ذكر اين‌ مصيبت‌ لازم‌ است‌ كه‌ متأ‌سفانه‌ در جهان‌ اسلام‌ گرفتار نفاق‌ و نيرنگ‌ و دورويي‌ هستيم، هر چند كه‌ بارها سورة‌ منافقون‌ را قرائت‌ كرده‌ايم. در جامعة‌ اسلامي‌ نفاق‌ و نيرنگ‌ سخت‌ بر پيكرة‌ اين‌ دين‌ مقدس‌ آسيب‌ مي‌زند. امام‌ موسي‌ صدر به‌ نام‌ قرباني‌ يك‌ نفاق، محل‌ توجه‌ و تأ‌مل‌ است؛ نفاقِ‌ متداول‌ در جوامع‌ اسلامي. امام‌ موسي‌ صدر قرباني‌ سرسپردگي‌ و نفاق‌ است. اين‌ نكته‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ هر حال‌ داستانش‌ را دوستان‌ مي‌دانند؛ از ايران‌ تا لبنان‌ و از لبنان‌ تا ليبي. در واقع‌ قهرمان‌نمايي‌هايي‌ كه‌ برخي‌ از سران‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ مي‌كنند، نشان‌ دهندة‌ همان‌ نفاقي‌ است‌ كه‌ اثرش‌ ضربه‌ زدن‌ بر پيكرة‌ اسلام‌ راستين‌ است. در اين‌ زمينه‌ علي‌رغم‌ اينكه‌ سخنراني‌ها و مطالب‌ از ديدگاه‌ فلسفي، اجتماعي‌ و ديني‌ است، من‌ با نگرش‌ حقوقي‌ به‌ طور خلاصه‌ دربارة‌ آن‌ بحث‌ مي‌كنم.
ما در طول‌ تاريخ‌ شاهد پديدة‌ شوم‌ ناپديدشدن‌ اجباري‌ بوده‌ايم، خصوصاً‌ كه‌ دولت‌هاي‌ به‌ اصطلاح‌ سيطره‌جو با ناخجستگي‌ و با توسل‌ به‌ زور سنتي‌ و استبداد عمل‌ مي‌كنند. اما گاهي‌ براي‌ آنكه‌ ظاهر خود را موجه‌ نشان‌ دهند، از حيله‌هاي‌ ناجوانمردانه، همچون‌ ناپديد كردن‌ اجباري‌ استفاده‌ مي‌كنند. من‌ در يكي‌ از اسناد بين‌المللي‌ و متن‌ يك‌ مذاكرة‌ بين‌المللي‌ مطلبي‌ را يادداشت‌ كرده‌ام‌ كه‌ عبارت‌ آن‌ را مي‌خوانم‌ و اين‌ مسئله‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ امام‌ موسي‌ صدر خاتمه‌ نمي‌يابد و بلاي‌ متداول‌ در جوامع، به‌ويژه‌ جوامع‌ جهان‌ سوم، است. گروهي‌ از راه‌ مي‌رسند و با زور وارد خانة‌ مردم‌ مي‌شوند. خانة‌ ثروتمند و فقير، هر جا كه‌ باشد، مهم‌ نيست. بيشتر با لباس‌ شخصي‌ يا بعضاً‌ با لباس‌ نظامي، اما هميشه‌ مسلح‌ هستند. بي‌هيچ‌ دليلي‌ و بي‌حكم‌ بازداشت‌ و اغلب‌ بدون‌ معرفي‌ خود و سازماني‌ كه‌ از طرف‌ آن‌ مأ‌موريت‌ دارند. با توسل‌ به‌ زور يك‌ يا چند نفر از اعضاي‌ خانواده‌ را به‌ سمت‌ ماشيني‌ مي‌كشند و مي‌برند و در اين‌ كار از هيچ‌ زور و فشار بي‌رحمانه‌اي‌ دريغ‌ نمي‌كنند و آن‌گاه‌ سردمداران‌ اصلي‌ در مقابل‌ چنين‌ حركتي‌ اظهار تأ‌سف‌ مي‌كنند. اين‌ حيله‌ و نيرنگي‌ است‌ كه‌ در استبدادِ‌ جديد‌ مشاهده‌ مي‌شود. نكته‌ اين‌ است‌ كه‌ كشور ليبي‌ از جملة‌ كشورهايي‌ است‌ كه‌ رئيس‌ و سرپرست‌ و مديرش‌ با تظاهر به‌ جلوه‌هاي‌ مردميِ‌ اتحادِ‌ جماهيرِ‌ خلقي، بسيار خلقيِ‌ ليبي، در واقع‌ شيطنت‌آميزترين‌ كارها را انجام‌ مي‌دهد و يكي‌ از مواردش‌ قرباني‌ بزرگ‌ جامعة‌ اسلامي، امام‌ موسي‌ صدر، است. با توجه‌ به‌ اين‌ پديدة‌ جديد‌ ما شاهديم‌ كه‌ نظامِ‌ حقوقيِ‌ داخلي‌ و بين‌المللي‌ به‌ اين‌ موضوع‌ حساسيت‌ نشان‌ مي‌دهد و براي‌ رفع‌ و رجوع‌ كردن‌ اين‌ بلاي‌ مداوم‌ تدبيري‌ مي‌انديشد.
در خصوص‌ مبارزة‌ بين‌المللي‌ با ناپديدشدن‌هاي‌ اجباري‌ دو اقدام‌ بين‌المللي‌ و يك‌ اقدام‌ منطقه‌اي‌ را به‌ عرض‌ دوستان‌ مي‌رسانم. اقدام‌ بين‌المللي‌ اول: اعلامية‌ حمايت‌ از همگان‌ در مقابل‌ ناپديدشدن‌ قهري‌ و اجباري‌ است. اين‌ اعلاميه‌ به‌ موجب‌ قطعنامه‌ 4733 هجده‌ دسامبر 1992 مشتمل‌ بر 21 ماده‌ است، كه‌ ضمن‌ تعريف‌ موضوعِ‌ آن، دربارة‌ رفتار ناهنجارِ‌ ربودنِ‌ اشخاص‌ مطالبي‌ را بيان‌ مي‌كند كه‌ جالب‌ توجه‌ به‌ نظر مي‌رسد. به‌ هر حال‌ مفاد اين‌ اعلاميه‌ ضمن‌ تعريف‌ ناپديدشدن‌ اجباري، از مادة‌ يك‌ به‌ بعد، اين‌ عمل‌ را تقبيح‌ مي‌كند و آن‌ را خلاف‌ كرامت‌ و منزلت‌ انساني، و به‌ زبان‌ بين‌المللي‌ خلاف‌ موازين‌ بين‌الملليِ‌ حقوق‌ بشر مي‌داند. در اين‌ خصوص، به‌ويژه‌ خطابِ‌ اين‌ اعلاميه‌ به‌ دولت‌ها است‌ كه، اولاً‌ با تدوين‌ قوانين‌ و مقرراتي‌ در مقام‌ مقابله‌ با اين‌ كردار زشت‌ باشند و ثانياً‌ خود مبتكر و عامل‌ اين‌ عمل‌ ناشايست‌ نباشند، كه‌ نتيجة‌ آن‌ ايجاد مسئوليت‌ بين‌المللي‌ است. براي‌ اجرايي‌ كردن‌ اين‌ قضيه‌ شاهد تأ‌سيس‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ به‌ نام‌ كار گروه‌ ناپديدشدن‌هاي‌ اجباري‌ و قهري‌ هستيم‌ كه‌ به‌ موجب‌ قطعنامة‌ 173/33 سال‌ 1979 نهادهاي‌ بين‌المللي‌ دست‌ به‌ كار مقابله‌ با آن‌ شدند. اين‌ گروه‌ كاري‌ بين‌المللي، كه‌ متشكل‌ از 5 عضو با تقسيم‌ جغرافيايي‌ است، با دوره‌هايي‌ يك‌ ساله، دو ساله‌ و سه‌ ساله‌ توانست‌ كارهايي‌ انجام‌ بدهد. طبق‌ آماري‌ كه‌ در اختياردارم‌ اين‌ نهاد بين‌المللي‌ در خصوص‌ پنجاه‌ هزار نفر ناپديده‌ شده‌ در 70 كشور اقدام‌ و تلاش‌ و تكاپو كرده‌ است. به‌هرحال‌ فعاليت‌ اين‌ گروه‌ كاري‌ ضمن‌ تلاش‌ براي‌ بازيابي‌ ناپديدشدگان، حمايت‌ از خانواده‌هاي‌ قرباني‌ و برقراري‌ ارتباط‌ با دولت‌ مربوطه‌ است‌ و طبعاً‌ اقدام‌ بين‌المللي‌ نوعاً‌ اقدام‌ غير قضائي‌ و صدور رأ‌ي‌ يا اظهارنظر در جلسات‌ و مطرح‌ كردن‌ موضوع‌ در كميسيون‌ حقوق‌ بشر است.
در اين‌ زمينه‌ من‌ اين‌ سؤ‌ال‌ را مطرح‌ مي‌كنم‌ كه‌ آيا دربارة‌ امام‌ موسي‌ صدر اين‌ اقدام‌ بين‌المللي‌ انجام‌ شده‌ است‌ يا نه؟ به‌هرحال‌ به‌ نظر مي‌رسد كه‌ اين‌ مسئله‌ موضوعِ‌ بسيار مهمي‌ است‌ كه‌ نظام‌ بين‌المللي‌ نمي‌تواند به‌ آن‌ بي‌اعتنا باشد. البته‌ از نظر موازين‌ حقوقي‌ داخلي‌ يا بين‌المللي، افراد، همه، داراي‌ منزلت‌ برابرند. هيچ‌كس‌ از نظر شأن‌ و منزلت‌ انساني‌ بر ديگري‌ برتر نيست. اما با توجه‌ به‌ تأ‌ثيرگذاري‌ سازندة‌ افراد براي‌ ساختن‌ يك‌ جامعه‌ گاهي‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسيم‌ كه‌ پيگيري‌ ناپديدشدن‌ يك‌ فرد بايد اقدامي‌ جمعي‌ باشد. بدين‌ معنا كه‌ ممكن‌ است‌ يك‌ فرد به‌ منزلة‌ يك‌ تودة‌ بشري‌ و جمعيت‌ فراوان‌ باشد. اگر چنين‌ حالتي‌ باشد، در صورت‌ قتل، نسل‌كشي‌ تلقي‌ مي‌شود و در صورت‌ ناپديد شدن، يكي‌ از مصاديقِ‌ بارزِ‌ جنايت‌ عليه‌ بشر است. اگر با اين‌ ديدگاه‌ به‌ مسئله‌ بنگريم‌ ما مي‌توانيم‌ اين‌ موضوع‌ را جنايت‌ عليه‌ بشر تلقي‌ كنيم. اقدامات‌ بين‌المللي‌ ديگري‌ هم‌ امكان‌پذير است، خصوصاً‌ كه‌ اخيراً‌ در نظام‌ بين‌المللي‌ اساسنامة‌ جديدي‌ تدوين‌ شده‌ و در شرف‌ اجرايي‌ شدن‌ است. در اين‌ اساسنامه‌ آمده‌ است‌ كه‌ دولت‌ها مي‌توانند متهم‌ باشند. دولت‌ ليبي‌ از جملة‌ دولت‌ها است‌ كه‌ در قبال‌ اين‌ عمل‌ خود علي‌الاصول‌ مسئوليت‌ بين‌المللي‌ دارد. منتها در اين‌ وقت‌ كم‌ نمي‌توانم‌ وارد ريز مقررات‌ شوم. جزئيات‌ و زمينة‌ فني‌ دارد كه‌ نوعاً‌ به‌ جلسات‌ تخصصي‌ مربوط‌ است. با صحبت‌هايي‌ كه‌ من‌ امروز شنيدم‌ امام‌ صدر هنوز در ليبي‌ به‌ سر مي‌برند و زنده‌ هستند. اينجا اگر ليبي‌ متعهد نباشد، دولت‌هاي‌ ايران‌ و لبنان‌ مي‌توانند مدعي‌ اين‌ قضيه‌ باشند؛ دولت‌ عليه‌ دولت، تا در اين‌ خصوص‌ اقدام‌ بشود. از اين‌ بابت‌ بايستي‌ كه‌ ملاحظه‌كاري‌ها كنار گذاشته‌ شود. دولت‌ ايران‌ بنا به‌ دلايلي‌ با دولت‌ ليبي‌ روابط‌ سياسي‌ ويژه‌اي‌ داشت، كه‌ اگر از بالا فكر كنيم‌ محظورات‌ و اگر از ميان‌ مردم‌ فكر كنيم‌ ارتباطات‌ مانعِ‌ اقدام‌ شايسته‌ در اين‌ زمينه‌ بوده‌ است.
به‌ نظر مي‌رسد كه‌ با توجه‌ به‌ وضعيت‌ خاصي‌ كه‌ رهبر ليبي‌ دارد و در واقع‌ دفاع‌ از او در جهان‌ موجود اصولاً‌ عُقَ‌لايي‌ به‌ نظر نمي‌رسد، بايد دولت‌ ايران‌ در اين‌ زمينه‌ اقدام‌ شايسته‌اي‌ بكند و حتي‌ از طريق‌ دادگاه‌ كيفري‌ لاهه‌ قضيه‌ را پيگيري‌ كند. به‌ هر حال، من، به‌ عنوان‌ يك‌ شهروند، تكيه‌ و تأ‌كيد بر مواضع‌ غير صميمانة‌ دولت‌ ليبي‌ دارم‌ كه‌ بايد در اين‌ زمينه‌ اقدامات‌ شايسته‌ را بكند. در هر صورت، با توجه‌ به‌ وقت‌ محدود بيش‌ از اين‌ مصدع‌ اوقات‌ نمي‌شوم‌ و صرفاً‌ اعلام‌ انتظار مي‌كنم.
صحبت‌ از انتظار نام‌ نيك‌ و خاطرة‌ عبرت‌آميز و حمايت‌گرايانة‌ امام‌ موسي‌ صدر است. امام‌ موسي‌ صدر مي‌توانست‌ در كشور خودش‌ يا در هر صحنة‌ داخلي‌ و بين‌المللي‌ زندگي‌ شايسته‌ و در عين‌ حال‌ آبرومندانه‌اي‌ داشته‌ باشد. ولي‌ او براي‌ اتحاد و برتري‌ مسلمانان‌ به‌ پا خاست، كه‌ متأ‌سفانه‌ در سراسر تاريخ، زمامدارانِ‌ مسلمانان‌ ماية‌ افول‌ آن‌ بوده‌اند و مي‌بينيم‌ كه‌ نام‌ بلند و بزرگي‌ براي‌ خودش‌ پيدا مي‌كند و براي‌ بشر افتخار است.
به‌ هر حال‌ آنچه‌ مسلم‌ است‌ از درگاه‌ خداوند مي‌خواهيم‌ و اميدواريم‌ كه‌ حضرت‌ ايشان‌ از قيد و بند رهايي‌ پيدا كنند. در هر صورت‌ از آنجا كه‌ سرنوشت‌ همه‌ به‌ آخرت‌ سپرده‌ مي‌شود نام‌ امام‌ موسي‌ صدر هم‌ در اين‌ دنيا و هم‌ در آن‌ دنيا از افتخارات‌ بزرگ‌ خواهد بود. و الس‌لام‌ عليكم‌ و رحمة‌ ا