|
|
| |
امام موسي صدر و تقريب مذاهب اسلامي
|
|
| |
----------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
| |
|
شيخ احمد الزين، قاضي شرع اهل تسنن شهر صيدا، همايش «
امام موسي صدر؛ نيازها و مقتضيات زمان » ،14 اسفند 1380،
دانشگاه تهران،تهران |
|
|
| |
----------------------------------------------------------------------------------------------------- |
|
| |
بسم ا
الرحمن الرحيم تقريبِ بين مذاهب، موضوعي با اهميت است
كه با ديدگاههاي امام موسي صدر در بستري جديد جريان
يافته است. اين مسئله چندين دليل دارد:
يكم: تقريب بين مذاهب مسئلهاي است كه اسلام خواهان
آن است. اسلامي كه انسان را به چنگ زدنِ به ريسمان
الهي و دور افكندنِ تفرقه وجدايي فرا ميخواند.
دوم: هرچند مذاهبِ اسلامي در استنباطات، اجتهادات، گرايشها
و سمتگيريهاي سياسي متفاوت باشند، اما با اين همه
دستورات ديني و ارزشهاي اخلاقي خود را از اصول واحدي
برميگيرند، كه قرآن كريم و سنت مطهر در صدرِ آنها جاي
دارد. بنابراين، مذاهب با همة گوناگوني در اجتهادات و
ديدگاهها، زير مجموعة دايرهاي هستند كه همانا اسلام است.
از نظر اسلام، مجتهدي كه مطابق با واقع فتوا ميدهد، دو
پاداش، و مجتهدي كه فتوايش با واقع مطابق نباشد يك
پاداش ميبرد. از همين روست كه مجتهدان، در استنباط
احكام، در خدمت به اسلام و مسلمانان و در پيش بردن
جامعه به سوي رشد و بالندگي از يكديگر پيشي ميگيرند.
سوم: مصلحت اسلامي، براي يكپارچه ساختن صفوف مسلمانان و
تقويتِ روحية همكاري و تعاون در ميان آنان، بر
نزديكسازي و تقريب مذاهب حكم كرده است، تا جامعه
براساس ارزشهاي تمدن اسلامي و انساني بنا شود.
چهارم: كنار نهادنِ تفرقه و جلوگيري از انشعاب مسلمانان.
زيرا تفرقه و جدايي مسلمانان، جامعة اسلامي را به سوي
ضعف و سستي پيش ميبرد، و آنان را به قيل و قال سرگرم
ميسازد. چنان كه جامعه از پيشرفت و ترقي بازماند، و چه
بسا دشمنان بر مسلمانان سيطره يابند، و ثروتهاي جامعة
اسلامي را به يغما برند.
پنجم: امام موسي صدر يك عالم مسلمان شيعه و منتسب به
برترين نسبها بود. با اين حال هيچگاه اجازه نداد تا
تعصب و حميتِ مذهبيِ او، بر انديشه و رفتارش اثر گذارد.
او با نگرش اسلاميِ باز، به همة مذاهب اسلامي توجه
داشت. سلاح او در اين مسير، كتاب خدا، سنت رسول خدا و
سخنان امامان ( ع ) ونخبگاني از صحابة پاك بود. البته
اين رويكرد و ديد باز، در تعهد و پايبندي او به تشيع
كمترين اثري بر جاي نگذارد.
ششم: اسلام راستين، ارزشهاي انساني را در برميگيرد، و
مسلمانان را به هنگام مخاطب ساختنِ اهل كتاب، به
نيكوترين روشها فرا ميخواند. بر همين اساس بود كه امام
موسي صدر به سوي مسيحيان لبنان شتافت، و آنان را به
همكاري در راه بهروزي مردم، پيشرفت لبنان و دفاع از اين
سرزمين و تمامي طوائف آن در برابر طمعهاي اسرائيل و
تجاوزهاي مداوم آن دعوت كرد.
هفتم: هنگامي كه امام موسي صدر افكارش را بيان و ديگران
را به عمل دعوت ميكرد، خود هرگز به تماشا نايستاد. او
خود دست به كار ميشد، تا موانع را از پيش رو بردارد. و در
اين راه از همة طوائف و بزرگان پيشي ميگرفت. امام صدر
از تعصبات چشم كور كن و پليد و خصوصاً از تعصبات قومي و
مذهبي، كاملاً آزاد و رها بود. افكار و انديشههاي اعتقادي،
سياسي و اجتماعي او، در اقدامات و فعاليتهاي وي به
خوبي هويدا و آشكار است.
هشتم: رمزِ موفقيت امام موسي صدر، كه همان توأم بودن
علم و عمل در همة صحنههاست، با تأسيس گروه « نصرة
الجنوب » جلوهاي ويژه يافت. اين گروه كه رياستش بر
عهدة امام موسي صدر بود، رهبران طوائف اسلامي و مسيحي
جنوب لبنان را در برميگرفت. مطران خريش عضو اين گروه
بود كه بعدها اسقف، پاتريارك و كاردينال مسيحيان ماروني
شد. مطران يوسف الخوري و مطران جورج حداد از مسيحيان
كاتوليك، مطران اثيناسوس از مرجعيون، مطران پولس الخواري
از مسيحيان ارتدكس، يكي از كشيشان پروتستان، مفتي ممتاز
شيخ عبدالامير قبلان، مفتي شيخ حسين عبدا قاضي، شيخ نجيب
قيس، مفتي صيدا شيخ انيس حمود و نيز خود من، اعضاي ديگر
اين گروه بودند.
اين گروه كه امام موسي صدر تأسيس كرد، با شكل و
محتواي خود، انديشههاي عميق انقلابي، آرماني و ارزشهاي
فرهنگي و اسلامي را ارائه كرد، و در مسير همكاري و تعاون
پيروانِ اديان و مذاهب، اجتناب از تعصب و تفرقة طايفهاي،
ساختن بنيادين وطن و خصوصاً دفاع از لبنان، سرمشقي براي
همگان بود.
هنگامي كه اين گروه با تمام اعضاي خود به رهبري امام
موسي صدر با شارل حلو رئيس جمهور وقت ديدار كرد. رئيس
جمهور به گرمي از آنان استقبال كرد و گفت: « شما ماية
مباهات و افتخار لبنان هستيد. آرزو دارم كه مفاهيم
فرهنگي و ارزشهايي و كه در اين هيئت تجلي يافته است،
براي همة دنيا و به ويژه جهان غرب آشكار شود. شما
نمايندگان اديان، مذاهب و طوائف لبنان به دور از تعصبات
مذهبي و قومي دست در دست يكديگر نهادهايد، تا با تعاون و
همكاري به مردم سرزمين خود كمك كنيد. اين ارزشها و
جلوههاي ملي و فرهنگي، از ويژگيهاي منحصر به فرد لبنان
و ماية عزت و سربلندي آن است. جهان غرب بايد با دو
چشمان خود اين صحنهها را نظاره كند. اي كاش ميدانستيد
كه در غرب و در ديگر كشورها، برپايي اين گونه ديدارها و
همكاريها، چه قدر براي نمايندگان اقوام و طوايفِ مختلف
دشوار است. »
نهم: امام موسي صدر با مواضع اصولي خود كه در باورها و
اعتقادات اسلامي او ريشه داشت، رو در روي دشمن اسرائيلي
ايستاد. چه، قدس نزد مسلمانان جايگاه ويژهاي دارد، و
مسجدالاقصي اولين قبلة مسلمانان و مكان عروج رسول اكرم(
ص ) است. امام موسي صدر از برنامة دشمن و خطرهاي او
آگاهي داشت. دشمني كه پيوسته لبنان را تهديد ميكرد، و
تجاوزهاي پي در پي او به سرزمين ما كه سختترين و
مخاطرهآميزترين آنها حملة سال 1982 بود گواهي بر خطرها و
تهديدهاي اوست.
امام موسي صدر ديدگاه فلسفي خاصي نسبت به دشمن
اسرائيلي داشت. ديدگاهي كه ايشان را بر آن داشت كه
اسرائيل را شر مطلق بخواند. اسرائيل رژيم نژادپرستي است
كه از هر گونه نشان تمدن و حس انساني تهي است. از سوي
ديگر آنان يهوديها را امت برگزيدة خداوند ميپندارند كه
برتر از ديگر امتهاست. چرا كه اسرائيل ميكوشد تا دولت
خويش را بر پاية تجاوز و سلطهطلبي در كنار كشورهاي
همسايه بنا كند. از همين رو است كه اسرائيل شر مطلق
ناميده شده و زندگي كردن با آن ناممكن است. خطر
اسرائيليها تا آن هنگام باقي خواهد ماند كه در خاك
فلسطين به سر ميبرند.
دهم: مقابله با اسرائيل و جلوگيري از تجاوزهاي دائمي آن،
مستلزم نزديكي پيروانِ مذاهب، كنار نهادنِ اختلافات
طايفهاي، و تقويت و پشتيباني از يكپارچگي ملت است. به
همين دليل است كه ميبينيم امام موسي صدر با عمامة
سياه و عباي دلنشين خود مناطق و بخشهاي مختلف لبنان را
طي ميكند، تا در مسجد و كليسا و در كسوت سخنران و
نمازگزار، مردم را به پايداري، مبارزه و وحدت شيعه و سني
فرا بخواند.
مسجد بزرگ « العمري » صيدا شهادت ميدهد كه بارها در
شبهاي قدر، هزاران تن از مردم مسلمان در آغوش آن جاي
گرفتند تا به سخنان امام صدر گوش فرا دهند. اين مسجد در
بسياري از مناسبتهاي ديگر نيز سخنرانيهاي پر شور امام را
شاهد بوده است. سخنرانيهايي كه در جشن ولادت نبي اكرم
( ص ) ، مراسم نماز جمعه و دهها مناسبت ملي و مذهبي
ديگر ايراد شد. مردم ( اهل سنت صيدا ) هر بار از امام
موسي صدر استقبال، و با اين حركت حمايت خود را از اتحاد
مسلمانان اعلام ميكردند، تا بدين وسيله پرچم وحدت را
برافرازند.
مهمتر از اين سخنرانيها، ديدارهاي امام موسي صدر از
منطقة « كفرشوبا » است، كه از توابع شهر حاصبيا و بر شمال
فلسطين و دشت مرجعيون مشرف است. امام موسي صدر از اولين
كساني است كه پس از حملاتِ اسرائيل، بلافاصله از اين
شهر بازديد كرد. شهري كه خانههاي آن با موشك هاي
اسرائيل ويران شده بود. امام آمده بود كه با اقامة نماز
در مسجد شهر كه اسرائيليها آن را ويران كرده بودند، و با
نهادن سنگ بناي مدرسهاي جديد در آن، مردم و اهالي شهر
را به بازگشت و پايداري و استقامت در برابر دشمن دعوت
كند. امام در حالي آمده بود كه صداي انفجار بمبهاي
اسرائيلي هنوز در درة « كفرشوبا » طنين ميافكند و موشكها
در آسمان آن پرواز ميكردند. امام در حالي آمده بود كه
مردم به كليساي ارتدوكس منطقه « راشيا الفخار » پناه
برده بودند، كه به اين وسيله از بمباران جانِ سالم به
در برند. امام همان جا و از بالاي منبرِ كليسا، مسلمانان
و مسيحيان را به دفاع و حمايت از لبنان فراميخواند.
يازدهم: موضع انساني، ملي و اسلامي امام موسي صدر، در
اقدام عاجل وي براي ياري رساندن به اهالي اهل سنت
روستاي « عين عرب » متبلور شد. اين مسلمانان كه خانه و
كاشانهشان با بمبهاي اسرائيلي ويران شده بود، به دشت
مرجعيون پناه برده بودند، تا زمين را فرش و آسمان را
روانداز خود كنند. هنگامي كه نزد امام موسي صدر رسيديم و
اين مصيبت را براي ايشان بازگو كرديم، در يك عبارت جواب
داد: « هرگز نميتوانم بپذيرم كه آنان، حتي يك شب را، در
هواي آزاد صبح كنند. » امام بلافاصله دستور داد كه پيش
از فرارسيدن شب، چادر، پتو و ساير لوازم تهيه و براي
اهالي روستا ارسال شود. سحرگاه آن شب هنگامي كه اهالي
مرجعيون بيدار شدند، صدها چادر سفيد را مشاهده كردند كه در
سراسر زمين مسطح و هموار آن منطقه برپا شده بود. اين
اقدام امام از آن رو صورت گرفت كه ايشان، در همان حالي
كه همگان را به پايداري و استقامت در برابر دشمن دعوت
ميكرد، اصرار داشت كه كرامت و شرافت انسانها، از هر دين
و مذهبي كه باشند، بايد به بهترين وجه محفوظ بماند.
دوازدهم: امام موسي صدر عالمي با عمل بود. امام موسي صدر
رهبري بيهمتا بود كه در برابر باطل قيام كرد. دشمنان
لبنان و در رأس آنها اسرائيل و پشتيبانان او پي برده
بودند، كه امام برنامهها و توطئههاي آنان را نقش بر آب
خواهد كرد. به همين علت دشمنان، امام موسي صدر را ربودند
تا لبنان همچنان صحنة درگيري و كشمكش پيروانِ مذاهب،
طوايف و احزاب لبنان باقي بماند. امام موسي صدر ربوده
شد تا با ادامة جنگ داخلي لبنان، مصلحت دشمنان تأمين
شود. امام موسي صدر ربوده شد تا لبنان از رهبري بيدار،
مخلص و مؤثر محروم بماند. آري، امام موسي صدر و دو ياور
او ربوده شدند، تا حلقههاي توطئة داخلي لبنان كامل و
مصلحت اسرائيليها تأمين شود.
البته بيشك توطئهگران فراموش كردهاند كه امام موسي
صدر فرزندان و شاگرداني دارد، كه در دامان خود او تربيت
شدهاند. فرزندان و شاگرداني كه بيرق امام موسي صدر را
برميافرازند، و رسالت او را بر دوش خود حمل ميكنند.
فرزندان و شاگرداني كه از مجاهدان مخلصند، و هم اكنون در
جنبش امل و حزبا و در يك كلام « مقاومت اسلامي » از
بركات امام خميني ( قدس سره ) و عنايات و توجهات مقام
معظم رهبري، آيتا خامنهاي ( حفظه ا تعالي ) ، بهرهمند و
به فعاليت مشغولاند.
بدون شك بزرگترين پيروزي بر دشمن اسرائيلي زماني محقق
شد كه سربازان آن مجبور شدند از جنوب لبنان و بقاع غربي
عقبنشيني كنند. اين پيروزي لبنان، سرمشقي براي انتفاضة
فرخندة فلسطينيان است.
در خاتمه، از مركز مطالعات و تحقيقات امام موسي صدر براي
فعاليتهاي فرهنگي آن در ايران و لبنان، و نيز از جمهوري
اسلامي ايران و رهبري بزرگوار آن، تشكر و قدرداني ميكنم.
و السلام عليكم
|
|
| |
|
|