New Page 3

 

توقع بیجا ؟ انتظارات بجا!

-------------------------------------------------------------------------------------
 

آنچه در پی می آید بخشی از سخنرانی دکتر صادق طباطبایی است که در مراسم بیست و ششمین سالگرد ربودن امام موسی صدر(شهریور 1383) که توسط جنبش امل در تهران برگزار شد ایراد شده است.این سخنرانی به صورت کامل در صفحه " درباره امام " قرار دارد.

 
------------------------------------------------------------------------------------------

 ...در این فرصتی که در اختیار دارم  به مسئله اختفای ایشان می پردازم.

در همين چار چوب دو سوال مطرح  شد:

نخست :انگیزه  آمر یا آمرین وعاملان این جنایت چه بود ؟

دوم : چرا ایشان را مانند دیگران رهبران دینی و سیاسی ترور نکردند و دست به این نوع عمل ظالمانه زدند ؟

در مورد انگيزه هاي اين کار مي توان  موارد متعددي را برشمرد كه سخنرانان قبلی به چند زمینه آن اشاره کردند. همان دو سه موردي که گفته شد در کنار چشم اندازپیروزی قریب الوقوع انقلاب اسلامی ایران و توطئه " توطین فلسطینیان " که آقای قذافی با سماجت عجیبی آن را پی می گرفت و نیز یکی دو انگیزه ديگر، کافي است براي اينکه نقشه اي براي  حذف ايشان از صحنه سياسي خاورميانه طراحی و اجرا گردد.

اما اين سوال هميشه بوده و هست  در حالی که مي شد آقاي صدر راخیلی راحت تر در لبنان ترور کرد کما اينکه تنی چند از رهبران و شخصيتهاي برجسته سياسي، فکري، و مذهبي نظیر رشید کرامی  کمال جنبلاط   شیخ حسن خالد  شیخ صبحی صالح  و رنه معوض  را هم در لبنان ترور کردند؛. اما چرا آقاي صدر را در لبنان ترور نکردند. خيلي راحت مي شد اين كار را كرد و اين همه جنجال هم كه امروز وجود دارد در پی نمی داشت . به عقيده من مسئله مبهم ماندن ربوده شدن ايشان هم  فلسفه اي دارد که قسمتي از آن به الطاف خفيه الهي بازمي گردد تا هميشه مسئله امام موسي صد زنده باقي بماند. ثانیا" ابعاد جنایت گستردگی خاص و در خور خود را پیدا کند . از سوي ديگر كس یا کسانی که  دست به اين کار زدند جایگاه لازم و مستوجب خود را در تاریخ بیابند.و طبعا" مجازات چنين كسي و کسان به سادگي وبه اين کوچکي كه يک محکوميت قضايي و جنايي و جزايي صورت بگيرد پايان نیابد.این امربا این وضعیت پیش آمده ابعادي  پيدا خواهد کرد و باعث حركتي خواهد شد که در تاريخ مستمر وجاودان خواهد بود. انشاءالله

 

سوال دیگر: بعد ازاعلام ربوده شدن  امام صدر چه اقدامي صورت گرفت ؟

بايد بگويم زماني که آقاي صدر عازم سفر به مقصد ليبي بودند، قراربود من ويکي از دوستان هم در خدمت ايشان باشيم. هدف ما دو نفر ايراني از همراهي ايشان اين بود که در آن مقطع براي روشنگري مردم ايران  دو ساعت وقت در روز براي يك برنامه راديويي از آقاي قذافي بگيريم تا به زبان فارسي فکر وانديشه هاي امام را براي مردم ايران بيان كنيم. در آن زمان به دستور صدام و عمويش حسن البکر منزل ايشان را در نجف محاصره کرده بودند وبه خیال خودشان  مي خواستند فکر وانديشه ايشان را محصور کنند. بنابراين هدف ما راه اندازی يک برنامه به زبان فارسي از يک راديوي قدرتمند  بود. با تعويقي که در سفر آقاي صدرپیش آمد من وآن دوستم نتوانستيم همراه ايشان باشيم. طنين کلام ايشان هنوز در گوشم هست. زماني که من تلفني به ايشان گفتم به تعويق افتادن سفر شما باعث مي شود که من ديگر نتوانم همراه شما باشم چون مرخصي من از دانشگاه قابل تمديد نيست، ايشان گفتند  "انشاءالله خيردر همين است"، شايد فرصت ديگري پيدا شود.

در مدت زمانی که ايشان در ليبي به سر مي بردند ارتباطشان با مطبوعات و با خانواده قطع شده بود.حتی سفیر لبنان در لیبی که علی الاصول می بایست از همان اولین ساعات ورودشان به طرابلس در جریان برنامه های ایشان قرار گیرد از حضورشان در آن جا بی اطلاع بود.

بعد از اعلام ربوده شدن و بیانیه رسمی دولت لیبی که ایشان با پرواز شماره فلان شرکت آلیتالیا به رم رفته اند و بی اطلاعی مقامات ایتالیائی واعضای خانواده از وضع و حال ایشان تلاش های گسترده آغاز شد. اولين عکس العمل از امام خمینی، تلگرافي بود که به ياسر عرفات مخابره شد .یاسر عرفات را هم، ياسر عرفات امروز نبينيد. يک آدم مفلوک دست وپا شکسته گردن کج و آویزان. عرفات در آن روزيک چهره ايدئولوژيك ويک قهرمان سياسي ويک چريک برجسته و نامدار انقلابي بود که همه از همه جاي دنيا آرزو داشتند در کنار او بايستند ويک عکس يادگاري بگيرند. تلگراف امام به ياسرعرفات حاوي اين نکته بود که "هر چه سريعتر من را از سلامت و مکانت " ايشان مطلع کنيد. عين همين تلگراف براي حافظ اسد نيز فرستا ده شد. به هرحال تلاشهايي صورت گرفت. اولين واكنش رسمی دولت ليبي چنانکه گفته شد اين بود که آقاي صدر در سي ويکم اوت با پرواز شركت آليتاليا، ليبي  را به قصد ايتاليا ترک کردند. طبيعي است که بلافاصله با دولت ايتاليا تماس گرفته  شود. تحقيقاتي که دولت ايتاليا انجام داد به اين نتيجه منتهي شد که آقاي صدر، هرگز نه تنها با اين هواپيما بلکه با هيچ هواپيماي ديگري هم  به ايتاليا نيامده است. دو سه روز پس از اين تاريخ  وسايل و چمدان های ايشان در هتل" هاليدي اين" در رم پيدا  شد. روشن است که دو نفر به نام ايشان وشيخ محمد يعقوب اتاقي اجاره کرده اند و وسايلشان را گذاشته اند، بعد هم رفته اند و ديگرمراجعه نکرده اند. جالب اين است كه در فرمي که این دومسافر در هتل پر کرده ا ند هر دو اسم خود را با غلط  املايي نوشته شده بودند. یعنی هم آقاي صدر و هم شيخ محمد يعقوب اسمهاي خودشان را با غلط املايي  در آن فرم نوشته بودند.

ولي همچنان آقاي قذافي مدعي بود آقاي صدر از لیبی رفته اند. و براي اثبات اين ادعا دولت ليبي ادلّه، اسناد ومدارکي  را به مقامات قضايي ايتاليا و در اعتراض به حکمي که صادر شده بود ارائه كرد. اولين حکم  مقامات قضايي ايتاليا   در تاريخ 19 ماه مه سال 1979 صادرشد.دولت ليبي به این حکم اعتراض  کرد. و اين اعتراض خود را  به تعداد زيادي اوراق، اسناد ومدارک مستند کرد. طبيعي است که طبق هر رويه قضايي، پليس ايتاليا اين مدارک را گرفت وسرانجام در حدود 4 سال بعد در تاريخ 28  ژانويه  1982 رسما اعلام کرد که تمام اين اسناد ومدارک جعلی وفاقد اعتبار است وآقاي صدر همچنان که قبلا تحقيقات نشان مي داد از ليبي خارج نشده و هرگز به ايتاليا نيامده اند.

در اين فاصله انقلاب ايران به ثمر رسيده بود. دولت ها وشخصيتهاي برجسته يکي پس از ديگري انقلاب را به رسميت مي شناختند وآمادگي سفر به ايران را اعلام مي کردند. ياسرعرفات دوسه روز بعد از پيروزي انقلاب به ايران آمد. معمر قذافي هم تصميم گرفته بود به ايران بيايد. سفرش هم مثل تمام كارهايش غیر متعارف وبسيار عجيب وغريب بود.  آن زمان من معاون سياسي - اجتماعي وزارت کشور بودم حدودا" چهار یا پنج هفته ازپیروزی انقلاب اسلامي گذشته بود که از سازمان هواپيمايي کشوری با دفترمن تماس گرفتند و گفتند   که يک هواپيماي ناشناس با 140 تا 150 ديپلمات عرب خواهان ورود به آسمان ايران وفرود در تهران است. با وزرات خارجه تماس گرفته بودند، وزير خارجه وقت حضور نداشت. با دفتر نخست وزير تماس گرفتند، ايشان همدان بودند. طبعا از وزارت کشور كسب تكليف شد. من بلافاصله حدس زدم که احتمالا چنين ديوانه بازيي فقط از چنين ديوانه اي  بر مي آيد. يک هواپيماي ناشناس،با 140 تا 150 نفرسرنشين دیپلمات واعلام هم نکنند که چه کساني هستند و از کجا می آیند، واجازه ورود نيز بخواهند. بنابراين به هواپيماي کشوري دستور داده شد که هواپيما را به آسمان ايران راه ندهيد واجازه فرود به تهران داده نشود. با قم ودفتر امام تماس گرفتم وبه مرحوم حاج آقا احمد قضيه را اطلاع دادم و گفتم  به امام بگوييد چنين مسئله اي رخ داده است. امام هم کار ما  را تأييد کردند. دفعات بعد که آقاي قذافي خواهان سفر به ايران بود امام نپذيرفتند وخط قرمزي تعيين کردند. خط قرمز امام  روشن شدن مسئلة امام موسي صدر وروشن شدن ابعاد  اين جنايت بود که تا امروز هم طول کشيده است. پس از انکه موضع دولت ايران وموضع امام رسما اعلام شد، ليبي به شيوه ديگري متوسل شد. قذافي يکي از مقامات عالي رتبه خود را به ايران فرستاد ومدتی مدید در بيت يکي از مراجع مستقر کرد. اين نماینده آقای قذافی در بیت آن مرجع  يک پايگاه قدرتمند سياسي بااستفاده از شيوه هاي انتفاعي درست کرده بود.  عده اي از نزديكان آن مرجع عالي قدر  تلاششان را براي دیدارشخصیت لیبیائی مزبور با امام از یک سو و جلوگيري از پيگيري مسئله امام موسي صدراز سوی دیگرآغاز كردند.

همان طور که می دانید  پيش از انقلاب روابط ايران با ليبي  قطع شده بود. بعد از انقلاب تلاش هايي عمدتا"توسط رفقای ایرانی آقای قذافی صورت گرفت تا روابط ديپلماتيک فیما بین  دوباره برقرارشود. یکی از بندهاي  مقاوله نامه تجديد روابط ايران وليبي تشکيل کميته تحقيق براي پيگيري وروشن کردن مسئله امام موسي صدر بود. در چارچوب اين موافقت نامه کميته اي در ايران تشکيل شد. اين کميته مجموعه اطلاعات، اسناد ومدارک لازم را گردآوري کرده بود. اين مدارك شامل اسناد و مدارك تهيه شده در ايران وایتالیا و لبنان  و نیز اسناد مقامات قضايي و  ديپلماسي و اطلاعاتي لبنان وهم چنین گزارشات مقامات ايتاليايي و تحقيقات پليس بين الملل بود.اعضای این کمیته نیز نمايندگان رئيس جمهور لبنان و جنبش امل، وکيل خانواده امام موسي صدر واز ايران هم نماينده وزير دادگستري، دو وکيل برجسته ایرانی وسه وکيل بين المللي بودند. من ، هم عضو كمیته مزبوربودم و هم رياست آن را به عهده داشتم . اعضاي اين كميته خود را  آماده سفر کرده بود. عصر همان شبي که قرار بود گروه به ليبي سفر کند به ما اطلاع داده شد که دولت ليبي از پذيرفتن کميسيون امتناع مي کند و اعلام كرده که اجازه تحقیق به کميسيون را نمي دهد. وقتي تذکر داده شد که اين مساله در بند هفدهم مقاوله نامه تجديد روابط ديپلماسي دو کشورمندرج است ، گفته شد که جناب معمر قذافي گفته اند اسم اين کميسيون، کميسيون تحقيق است اما وقتي اين کميسيون پيش از تحقيق نظر خودش را اعلام وابراز کرده ديگر تحقيق معني ندارد. اين بهانه  اشاره اي بود به مصاحبه اي که من سه یا چهارهفته قبل از اين تاريخ در لبنان انجام داده و گفته بودم  که آنچه بر سر آقاي صدر آمده در ليبي رويداده است ودولت ليبي وشخص معمر قذافي مسئول اين کار است.  همچنين گفته بودم ملتي که مي تواند آن" طاغوت کبير" را به زانو در بیاورد می تواند تکلیفش را با  اين "عقيد صغير" روشن کند. "عقيد"  يعني سرهنگ، و منظورم سرهنگ قذافي بود. وقتي که معلوم شد بهانه آقای قذافی ، آن اظهارات من بوده است، بلافاصله اعلام کردم من نه تنها از رياست اين کميسيون  بلکه از عضويت آن هم استعفا مي دهم تا  کميسيون بتواند کار تحقيق خود رابا انجام سفر آغاز کند. اينجا به جاي اينکه پاسخ از ليبي بيايد، همان مراجع عالي قدربه توصیه و ابراز نگرانی همان مقام لیبیلئی مستقر در بیت ایشان شبانه خود را به تهران وبه  امام رسانده وبه  ایشان گفت: آقا ما الان  براي ایجاد اتحاد جماهير اسلامي در حال تلاش هستيم، ما کشوري هستيم که در دنيا اين همه دشمن داريم، از اين طرف جبهه شرق، از آن طرف جبهه غرب. ما يک دوست در دنيا بيشتر نداريم وآن جناب معمر قذافي است. من اطلاع دارم كه او هم اكنون به ما كمك مي كند. والان وقت اين نيست که ما به اين مسائل بپردازيم وروابط خودمان با او را تیره کنیم.

روز بعد هم يکي از روزنامه هاي مدعي انقلاب در تهران اين تيتر را زد  که" مصلحت صدر يا مصلحت انقلاب، کدام يک در صدراند".

 پس از اين دیدار امام من را خواستند وخيلي صميمانه و خصوصي گفتند که به عقيده من شما مدتي اين مسئله را مسکوت بگذاريد تا اين آب وتاب ها و شیطنت های این افراد بخوابد. اشاره شان به افرادي بود منجمله سید مهدی هاشمی ویاران او  که در اختیار همان مقام ليبيايي بودند و اينكه این ها انسانهاي سالمي نيستند، به عبارت ديگر مخالفت آنهابا پی گیری قضیه آقای صدر ريشه اعتقادي ندارد، ريشه اقتصادي و  انتفاعي دارد. بعدها هم اظهارات سيد مهدي هاشمي را در تلويزيون شنيديد. به اعتراف خوداو پنجاه ميليون دلار از ليبي پول گرفته بود تحت عنوان کمک به سازمانها و جبهه های آزادی بخش . آن هاغیراز پول  پودر سرطان زا هم براي حذف مخالفين از لیبیائی ها گرفته بوند که بر حسب اقاریرسید مهدی هاشمی وبه احتمال بسيار قوي در مورد مرحوم رباني املشي  از همين پودر سرطانزا استفاده شده بود. خدا مي داند که چه کسان ديگري را با اين پودر نابود کرده اند. به هر حال مسئله پیگیری قضیه دراین جا متوقف شد. بعد جنگ پيش آمد. به طور طبيعي در طول دوران جنگ هم مشکلاتي وجود داشت. باز عده اي از همان ياران قذافي ادعا مي کردند که الان تنها کشوري که به ما اسلحه مي دهد وکمک نظامي مي کند ليبي است. درست نيست که ما در چنين شرايطي بخواهيم ارتباطمان را تيره کنيم. البته در همين مقطع هم يکي دو بار رؤساي جمهور وقت -  آيت الله خامنه اي وآقاي هاشمي رفسنجاني -  به ليبي سفر و مسئله را مطرح کرده بودند. اما هر بار، با نوعي لودگي قذافي از زير بار مسئله شانه خالي کرده بود. قذافي با لحنی آمیخته با شوخی و تهدید گفته بود که "اين مسئله را فراموش کنيد". اين دو بزرگوار گفته بودند مسئله، مسئله شخصي ما نيست که فراموش کنيم، يک ملت، يک جهان، يک امت پيگيراين ماجرا هستند . به هر حال اين مسئله در این مقاطع دیگرپيگيري نمي شد. اقداماتي که صورت مي گرفت بيشتر توسط افراد خانواده، کميسيونها، سمينارهاي منطقه اي و بين المللي  در لبنان وجاهاي مختلف بود، تا اينكه دولت آقاي خاتمي شروع به كار كرد.

 وقتي که هم زمان با برگزاری همايش بزرگداشت شخصیت امام صدردردانشگاه مفيد قم خواهر امام موسي صدر ودختر ايشان  خدمت مقام معظم رهبري رسيدند، ايشان بعد از  "اظهار تاسف از این که این  ماجرا تا امروز به تعويق افتاده وکار اساسي از طرف ايران انجام نشده " تا به نتيجه اي برسد با صراحت گفتند که" اين وظيفه جمهوري اسلامي است که با جديت مسئله را پيگيري کند. در اين سالها غفلت شده است، بايد جبران کنيم. حال که آقاي خاتمي رئيس جمهور هستند با جديت پيگيري کنند. بايد تمامي راهها را  تا آخر برويم  حتي اگر به  قطع رابطه با ليبي بينجامد." اين اظهارات، رهنمود مقام معظم رهبري بود.

 

طرح یک سوال یا یک ابهام "

در اينجا  یک مسئله مطرح شده که  دلم مي خواهد  در این فرصت بدان  اشاره کوتاهي کنم.

 گاهي من  از برخي ديپلماتهاي وزارت امور خارجه وبعضي از شخصيتهاي ديگرمي شنيدم که در حال حاضر اصلا" صحيح نيست که ما مسئله انقلاب وديپلماسي کشورمان را با مسئله آقاي صدر هم وزن وهم شأن و مرتبط  بدانيم؟ بله ايشان يک شخصيت بسيار برجسته و مهم هستند و جنايتي هم صورت گرفته است، اما بايد اين مساله در کانال خود پيگيري شود و  روابط دو کشور هم در کانال خودش بايد ادامه يابد.

من فرض را بر اخلاص اين دوستان واين برادران مي گذارم. در پاسخ بايد گفت اصلا مبناي انقلاب ايران که به تعبير امام انقلاب ارزشها وانقلاب فرهنگي بود چيست؟ مگر غير از اين بود که به کرامت انساني وارزش انساني و الهي پرداخته واين ارزشها دوباره زنده شود وایران کشوري الگو وجلودار وپرچمدار اين ارزشها باشد. مگر ما تا به حال براي حفظ اين ارزشها، کم هزينه پرداخت کرده ايم.؟ چه مسئله اي بالاتر از اينکه يکي از شخصيتهاي برجسته ديني سياسي و فكري اسلام بیش از نیم قرن از ربودنش مي گذرد، و از اوهیچ اطلاعي موثق نداريم. تنها گروهي که توانسته اند به اشغال نظامي اسرائيل در يک منطقه پس از تهاجم واشغال خاتمه دهند شيعيان لبنان اند كه  دست پروردگان آقاي صدر ويار صديق ايشان دکتر مصطفي چمران بودند. مگر اين مسئله كوچكي است. ؟ اگر قرار باشد که از اين مسئله چشم پوشي کنيم، خيلي ارزشهاي ديگر هم داشتيم که مي توانستيم از آن ها چشم پوشي کنيم وامروز  به مراتب  مشکلات کمتري داشته باشيم. وقتي که کشورهاي ديگر جهان كه مثل ما مدعي دفاع از ارزشها وکرامت انساني هم نيستند، براي حفظ کرامت شهروندان خودشان تلاش مي کنند، ما که نبايد از آنها کمتر باشيم. هم اكنون اسرائيل  خود را به زمين وزمان مي زند وحاضر است به همه جا باج دهد تا سرنوشت خلبان مفقودش " آراد " مشخص شود. بالاتر از اين در کشوري مثل آلمان  چند نفر خارجي که مقیم آنجا هستند،  یعنی  شهروند مقيم آلمان  شمرده مي شوند، در حالی که آنها آلماني نيستند وتبعه آلمان هم نمی باشند.  ولی چند صباحي اجازه اقامت در آن کشور را گرفتند  اما دولت آلمان خود را موظف ومتعهدبه سرنوشت وامنيت اين شهروندان  مي داند. وقتي که آنها ترور مي شوند مي بينيم که تا امروز تلاش خود را مي كنند تا مجرمين را پيدا کنند وافرادي را هم متهم مي کنند. چرا؟ براي اينکه این سه چهار خارجي در آنجا مقيم بودند، کرامت انساني آنها خدشه دار شده وبه امنيتشان صدمه وارد آمده است. تلاش کشور فرانسه وآمريکا را براي بازماندگان حادثه هواپيماي TWA   مي بينيد، که چقدر تلاش کردند وچند سال مسئله را با استفاده از تمامی شگرد های دیپلماسی و اطلاعاتی و جاسوسی وشنود گذازی و...پيگيري نمودند واتباع ليبيايي رابالاخره شناسائی کرده و آنان رابا تهدید خواستند ومحاکمه کردند. اين همه تلاش براي چه است ؟ براي اينكه جان چند شهروند آنها به خطر افتاده است. خوب وقتي کشوري مثل ايالات متحده آمريکا نسبت به اتباعش يا کشوري مثل آلمان  نسبت به خارجي هاي مقيم کشورش اين اندازه حساسيت نشان مي دهند وتهديد وبه خطر انداختن امنيت آنها را توهين به خود وامنيت خود تلقي مي کنند، آن وقت اين دور از انصاف نيست که انقلابي که مدعي دفاع ارزشهاي انساني است، مدعي آزادي خواهي است، مدعي کرامت انساني است، مدعي حفاظت از انسانهايي است که بايد خليفه الله شوند و چنين شخصيتي اين گونه مورد تجاوز قرار مي گيرد وبه خطر مي افتد وربوده مي شود واين جور هم به ريش جهان مي خندند وبعد ما بگوئيم که مصلحت صدر در صدر است يا مصلحت انقلاب؟

. اما خوشبختانه اظهار نظر مقام معظم رهبري دست مايه تلاشهاي برادر عزيزمان آقاي خاتمي قرار گرفت. آقاي خاتمي يکي از معاونين خود- آقاي ابطحي - را مأمور پيگيري جدي اين مسئله کردند.  فشارهاي مختلف سرانجام به اينجا رسيد كه شخصي که مي گفت آقاي صدر از ليبي خارج شده وبا ارائه اسناد ومدارک مجهول توسط دولت خودش  سعي مي کرد بار جنايت را از دوش خودش بردارد، صراحتا اعتراف کند که اين جنايت در ليبي صورت گرفته است. اين چيزي  نيست جز نتيجه فشارهايي که  به دولت ليبي آمد ونتيجه پيگيريهايي بود كه به همت رئیس جمهور خاتمی صورت گرفت.

در میان زندانياني که دو سال پيش از زندان های لیبی آزاد شدند كساني بودند که بیش از بیست سال در زندانهاي ليبي به سر مي بردند و ليبي منکر شده بود که چنين انسانهايي اصلا" وجود دارند. حال بعد از بیست  وچند سال آزاد شدند. آنها اظهاراتي کرده اند كه مي تواند شاهد وقرينه اي باشد بر سرنوشت مشابه براي امام صدر.

چند صباحی است ظاهرا پسر قذافي،آقای سيف الاسلام،  در صدد  است که جاي پدر را بگيرد. از این رو مي كوشد تا چهره مشهور به جنون پدرش را در دنيا رفته رفته با ماله کشي واصلاح و بزک عوض کند. يكي ازکارهايي که مدت ها مضحکه جهانیان شده بود این بود که آقای  قذافي  حدود بیست سال پیش  در کنفرانس غير متعهدها که در يوگسلاوي آن زمان ( قبل از تجزیه ) بر گزار شد سوار بر شتر و با اسکورت شتر سواران قصد عبور از خیابان های شهر را تا مقر کنفرانس داشت.قبلا" در کنار رزید انس سفیرش خیمه ای زده و چند جهازو نفر شتر با هواپیما به آن جا آورده یود.  روز کنفرانس مي خواست سوار بر شتر وارد محل اجلاس کنفرانس غير متعهدها شود که پليس جلوي او را گرفت وگفت اين بازيها را در صحراي خود انجام دهيد.

 ياسرعرفات براي خود من تعريف کرد که قذافي  سفير خودش را در مسکو احضار كرد به محض اينکه سفير به ليبي آمد، پيش از هر كاري دستور داد  موهای سرش  را با تیغ مثل خيابان باز کنند وبتراشند و بدون اينکه بگويد براي چه كاري احضارش کرده اند وجرمش چيست دستور داد او را در خيابانها بچرخانند. بعدها توسط فرد ديگري به سفیر کبیر مختار محترم بخت بر گشته پیغام داد  وقتي که من گفتم بيا، از کجا مي دانستي که من براي چه به تو گفته ام بيا، که به خبرنگاران گفتي  توضيحاتي از من در مورد حوزه ماموريتم مي خواهند.  جرم اين سفير فقط همين بود. اما کسي از او نپرسيد شما قبل از  اوبه اين سوال  پاسخ دهد  احضارش کرديد. از اين کارها يکي و دو تا يا سه تا و ده تا وصد تا صورت نگرفته است. من از پاره ای سران و دیپلمات های عرب دهها مورد از این اعمال غیر طبیعی وغیر متعارف شنیده ام که شرح آن ها به طول می انجامد.

علیرغم تلاش های آقای سیف الاسلام برای باز سازی چهره پدرش  طبيعي است مسئله اي که به سادگي حل نخواهد شد و لکه ننگي كه از دامان اين دولت واين شخص پاک نخواهد شد، مسئلة جنایت باراختفا و حذف پر رمز و رازامام موسي صدر است. طبيعي است آن ها بخواهند براي حل اين مسئله تلاش کنند. و به همین جهت آقاي سيف الاسلام به صراحت اظهار کرده بودند که ما خواهان حل مسئله هستيم. و در تلاشیم نقاط کور ماجرا را روشن کنیم .

چندی پیش گفته بودند اگر خانواده امام صدر قول دهند دست از تعقیب قضائی رهبر لیبی بر دارند ما حقایق را خواهیم گفت وگر نه یک طرفه نتایج تحقیقات خود را به دنیا اعلام می کنیم. این جا معلوم نشد که مگر با ترک تعقیب جنائی مسئله از جانب خانواده امام محتوای حقایق کشف شده عوض می شود که حتما" قول عدم تعقیب حقوقی و جنائی ماجرا را خواهانند ؟

مدتی پیش  گفتند بله به هر حال واقعيت اين است که ايشان ميهمان رسمي ما بودند وتوسط اشخاصی که دشمن لیبی و دشمن دوستان رهبر ما بودند این کا ر را بدون اطلاع ما انجام داده اند لذا این مسئولیت را پذیرفته وآمادگی پرداخت خسارت را داریم. اما متوجه شدند كه اين مقدار اعتراف كافي نيست چون حفظ امنيت مهمان آن هم در این سطح بر عهده ميزبان است .

سال گذشته  قذافي اعلام کرد که موسي صدر از دوستان قديمی من بود و ما بارها با هم ملاقات کرده بوديم، در حالی که اين هم دروغ است.بین این دو قبلا"  دو  ملاقات  بيشترصورت نگرفته بود. وآن روز يعنی روز سی و یکم اوت هزار و نهصدو هفتاد و نه ساعت یک و نیم بعد از ظهرقرار ملاقات سوم را با ايشان داشته است. قذافي مي گويد هر چه صبر کردم امام موسي نيامدند،وبعدا" به من اطلاع دادند که ايشان رفته اند.

آیا اين ادعا پذيرفتنی است؟

 آیا می توان پذیرفت که میهمان رسمی شما و چنين شخصيت شناخته شده اي  در هتل تحت اشراف شما اقامت داشته.باشد و بنا براظهارات ماموران هتل به اتفاق همراهانش ساعت 12  اطاق های خود را تخلیه کرده، وبا چمدان های خود از هتل خارج شده و  به گفته  شما ساعت 7  بعداظهرهم با پرواز هواپيما ی ايتاليا به رم رفته است.و در این مدت هفت ساعت هم شما نمی دانستید آن ها کجا بوده اند و همه این ها در حالی  رخ می دهد که حضرتعالی از ساعت یک ونیم بعد از ظهر منتظر ایشان بوده اید ؟ آیا این افسانه را یک کودک دبستانی می پذیرد ؟

آيا ايشان از ساعت دوازده ظهر تا ساعت هفت بعدازظهر با چمدانهايشان در خيابانهای ليبی می چرخيده وشما نمی دانستيد کجاست! ؟ شما ساعت یک ونیم بعد از ظهر منتظر دیدار با ايشان بوده ايد هر چه صبر کرديد ايشان نيامده و بعدا" به شما گفتند که آقای صدر ليبي را ترك كرده است .؟

 از اين لحظه است که این گونه اظهارات ليبيايي ها شروع می شود.اين اظهارات هر چه پيش تر می رود، خود تبديل به سندهايی می شود که محکمه پسند است.

در دوسال گذشته رسما آقای صدر مورد عنايت خاص آقای قذافی قرار می گيرد ودر يک سخنرانی می گويد که ايشان مؤسس مقاومت در لبنان بود. به دعوت من به ليبی آمد. ولی در ليبی گم شد. البته اين اعتراف بسيار مهمی است. اين اعتراف تمام ادعاهاي  پيشين را باطل می کند. از جمله ادعایی كه ايشان به ايتاليا رفته است ونیز ابطال تمام اسناد ومدارکی که  دال بر رفتن ايشان به ايتاليا بود که همه آن اسناد ومدارک را خود دولت ليبی ارائه داده بود. در واقع اين اعتراف مهر باطلی است بر تمامی اسناد ومدارکی که خود قذافی ارائه کرده بود. وقتی يک شخص برای اثبات حرف خودش اسناد ومدارکی ارائه می دهد که مجعول است، بعد هم بر ضد همان ادعاها اعتراف می کند. دراين اعتراف چه چيز نهفته است، جز مشارکت مستقيم ومباشرت در اتهام وجرم.؟

 به هر حال علاوه بر معمر قذافی آقای سيف الاسلام هم اظهاراتی می کند.  یک جنبه اين اظهارات  خوشايند است چون دولت ليبی می پذيرد که مسول آن چيزی است که بر سر آقای صدر آمده. همان طور که گفتم زمانی هم به آقای ابطحی گفته بود که ما هم مثل شما متأسفيم. البته آن زمان گروههای خود سر در لیبی بوده اند که اين گونه  جنايت ها را انجام می دادند، مثل کشور شما که تعدادي قتل توسط افراد خودسر صورت گرفته است. و بعد هم به آقای ابطحی پيشنهاد دادند بیایید با هم بگرديم  جسد ایشان را پيدا کنيم. بعد هم آقای ابطحی را با اتومبيل  چند کیلومتری در صحرا وکوير چرخانده اند تابه خیال خودشان جنازه را پيدا کنند. طبيعی است اين ادعا هم مثل ساير اظهارات می تواند دروغ باشد.

فشارهای سياسی افزايش پيدا می کند تا اينکه صريحا" آقای قذافی اعتراف می کند به اينکه "آنچه بر سر آقای صدر آمده در ليبی بوده.و ما مسئولیت آن را می پذیریم"

 خانواده اما موسی صدر و وکلای آن ها، سازمانهای بين المللی و سازمانهايی که تا به حال در اين ماجرا  فعاليت داشتند چيزي  بهتر ازاين اعترافات به عنوان سند پيدا نکردند، اين بود که مبتنی بر همین اقاریر پرونده را دوباره به جريان انداختند که منجر به صدور حکم توقيف آقای قذافی وهفده تن از يارانش شد که از افراد عالی رتبه اطلاعاتی، امنيتی، سياسی  ليبی هستند.البته اين حکم که  چندي پيش توسط يک قاضی صادر شد بود  به  صلاحيت آن اعتراض شد. لذا دادستان کل لبنان مجددا" پرونده را عهده دار شد و آن را به يک قاضی شجاع و با شرف واگذار کرد. آن قاضی هم تحت فشار قرار گرفت وحتی به به ترور هم تهديد شد، اما او ظاهرا" اصرار دارد اين پرونده را به سرانجام برساند. ,بلکه انشاءالله منجر به کشف حقيقت  شود.

 

گروه ترور فدائیان قذافی

پس از اين مسئله و شروع کار مجدد قضائی و صدور حکم تعقیب  آقای قذافی از راه ديگری وارد می شود. ناگهان جمعيتی به نام  "گروه فدائيان قذافی"  با يک ماموريت ویژه اعلام موجوديت کردند وآن تهديد خانواده امام موسی صدر وشخصيتهای  پيگيرمسئله ايشان به ترور است. حتی يک يا دو نفراز سران کشورهای عربی را هم مي خواستند ترور كنند، ماجرای توطئه ترورامير عبدالله ولیعهد عربستان سعودی را حتما شنيده ايد. سه نفر مامور ترور ايشان شده بودند  كه شناسايي و دستگیر شدند

طرف  ديگراین  قضيه اظهارات  سه چهار ماه اخير وبخصوص بيانيه ای است که ديشب وزارت امور خارجه ليبی صادر کرده است . همانگونه که پيش ازاین ریاست محترم جلسه اعلام داشتند   يک جبهه جهانی برای پيگيری مسئله امام صدر و  کشف آنچه  بر سر ايشان آمده تشكيل شده است.اين کميته حقيقت ياب يک سازمان جهانی است. هم اكنون چهار کانون برای اين حرکت جهانی اعلام موجوديت ومرکزيت کرده است. آدرس ونشانی های آن ها اعلام شده تا افراد وسازمانهای بين المللی و انجیوهاي غير دولتی وشخصيتهاي جهانی واصولا"  کسانی که اطلاعاتی ویا پيشنهاداتی دارند وهر کمكي كه مي توانند ارائه دهند به این مراکز رجوع کنند. آدرس اين مراكز چهارگانه در سايت فارسي و عربي امام موسي صدر موجود است. من بعيد نمی دانم که، چون  تشکیل اين کميته جهانی دو روز پيش اعلام شده است بیانیه ديشب وزارت امور خارجه ليبی در همین ارتباط باشد. در اين بيانيه آمده مسئلة امام موسی صدر برای ما بسيار مهم است. ايشان مهمان ما بودند و  در اينجا مفقود شدند. مسئوليت او بر دوش ما است وما پيگيری خواهيم کرد . البته دراین بیانیه  به حکم دادستان لبنان اعتراض هم شده است.

به هر حال اين حرکت بسيار مرموز است وبايد با نهايت درايت و هوشیاری پيگيری شود.  دوستان ما در وزارت امور خارجه وديپلماتهای کار کشته ما بايد  با دقت و ظرافت به مسئله

 بنگرند.

چندی پیش هنگامی که یکی از رهبران افراطی فلسطینی به نام ابو نضال در بغداد ترور می شود بلافاصله آقای قذافی اعلام کرد که مسئول ربودن و جنایت اختفای امام صدر ابو نضال بوده است.کسی که دیگر حضور ندارد و به او دیگر دسترسی نیست مسئول ماجرا اعلام می شود.

 طبیعی است بعد ها نیز نظیر این ادعا ها تکرار شود.

 

توقع بیجا نه ولی انتظارات بجا آزی

به هر حال اینک که پرونده پر ماجرای اختفای مظلومانه امام صدر وارد مرحله حساس خود شده است طبیعی است که وظیفه جمهوری اسلامی هم حساس تر می شود.

خانواده امام صدر از دولتمردان ام القرای جهان اسلام آن هم با آن خط قرمز امام خمینی و این رهنمود صریح مقام رهبری توقع بیجا ندارند اما انتظاراتشان بجا است.

خانواده امام موسی صدر هرگز انتظار ندارند که دولتمردان جمهوری اسلامی خود را به مخاطره جانی افکنده و اسیر توهمات آقای قذافی کنند. اما از جمهوری اسلامی ایران به عنوان پشتوانه بزرگ ومرجع امید و آرزوی شیعیان سلحشور و مقاوم و جهاد گر لبنان این تمنا را دارند که در اجرای منویات مقام معظم رهبری کوتاهی نکنند و حال که مرحله قضائی

پرونده به جای حساسی رسیده است از مقامات قضائی لبنان و حکم صادره علیه معمر قذافی و دستیارانش حمایت های جدی و لازم را به جای آورند.

مشکلات سیاسی و منطقه ای و جهانی و حتی مسائل شخصی نظیر قرابت سببی آقای خاتمی با خانواده امام موسی صدر همه قابل درک است وجای خود را دارد . ولی  حداقل اين انتظار را خانواده امام موسی صدر دارند که وقتی  امام خمينی  در مورد شخص قذافی آن چنان عکس العملی را نشان می دهد و رهبر انقلاب آيت الله خامنه ای صراحتا اين عبارت را دارند که هرچند به قيمت قطع رابطه با ليبي منجر شود، بايد با جدیت شایسته ودر خور مسئله را تا کشف  کامل و بدون ابهام حقیقت  پیش برد. 

ايران در جهان امروز مدعی و پیشگام حکومت اسلامی برمبنای دستورات و ارزش های  قرآن کریم است، جمهوری اسلامی در جهان امروز مدعی انقلاب است ومدعی دفاع ازارزشها وکرامت انسانی والهی در جهان بشری ،ایران در اين عصر، پرچمدار انقلاب فرهنگي اسلام است، آقای صدر هم يک شهروند  تبعه ايران است. زاده اين سرزمين است. اگر همه امتيازات او را به عنوان رهبر، به عنوان منجی، به عنوان يک عالم، به عنوان يک مجتهد، به عنوان يک مفتی و يک فیلسوف و یک ادیب و یک مصلح  ویک شخصيت سياسی ناديده بگيريم، او دست كم يک شهروند ايراني است، حداقل انتظار اين است که در جهت رهنمودهايی که اين دو مقام برجسته - چه امام وچه آيت الله خامنه ای – داده اند  اقدامات لازم  صورت بگيرد. و این انتظار بیجائی نیست.

امید وارم با حمایت همه جانبه از اقدامات قضائی اخیر و توفیقات کمیته جهانی کشف حقیقت سال اینده در چنین روزی لا اقل چنین دغدغه هائی را نداشته باشیم .

از صبر و حوصله شما سپاسگزارم.

 

 
 
 
footer
اخبار اندیشه زندگینامه نگارخانه جستجو صفحه اصلی انتشارات با همراهان درباره ما ارتباط با ما
                   

EMAIL : sadr@imamsadr.ir

 Copyright2005©All rights reserved