New Page 3

 

آخرين هشدارهاي امام صدر درباره لبنان

 
 

-----------------------------------------------

 
 

طلال سلمان
خبرگزاري فارس 13/6/1388 به نقل از روزنامه السفير لبنان

 
 

-----------------------------------------------

 
 

دست تقدير اين گونه رقم زد كه ما آخرين كساني باشيم كه قبل از ناپديد شدن امام موسي صدر در كنارش مي‌نشيند و براي لحظاتي به سخنان ايشان گوش مي‌دهد. نزديك نيمه شب بيست و هشتم ماه اوت (17 مرداد) سال 1978، در قالب مجموعه‌اي از اعضاي هيئت تحريريه روزنامه السفير، در شب دهمين سالگرد پيروزي «انقلاب فاتح» برابر با اول سپتامبر (شهريور) براي اجراي يك گفت‌وگوي ايدئولوژيك و سياسي به همراه سرهنگ معمر قذافي، براي ديدار با امام موسي صدر به اتاق او واقع در هتل ساحل شهر طرابلس كه در غرب كشور ليبي قرار گرفته است، رفتيم.
براي ما بسيار خوشحال‌كننده بود كه بدانيم امام موسي طي تماسي كه رئيس جمهوري فقيد الجزاير «هواري بومدين» با او داشته است، خود را از الجزاير به ليبي رسانده تا در ديدار با قذافي، وي را نسبت به خطرها و مشكلاتي كه سرنوشت عالم اسلام را تهديد مي‌كند، از لبنان گرفته تا موانع و مشكلات مقاومت فلسطين در امور داخلي اين كشور، آگاه كند.
امام موسي در اين ديدار هشدار داد كه در روابط موجود ميان اعراب و اسرائيل، اين رژيم پيروز اول و آخر است و دود اين غفلت و خواب‌آلودگي همه‌گيربوده و مشكل‌آفريني‌هاي مقامات حكومتي و سياسي عرب به چشم همه اعراب خواهد رفت. به ويژه با كنار رفتن مصر و برقراري صلح ننگين با اسرائيل.
اين مطالب، چيزي بود كه ما از كلام امام موسي فهميديم. در آن شب هنگامي كه به خدمت او در اتاقش رسيديم، پس از خوش‌آمدگويي در كنارمان نشست و ما را از نگراني‌ها و كمبودهايي كه او را رنج مي‌داد كه اين تلاش و كوشش بي‌نظير را براي هوشياركردن اعراب و اصلاح وضعيت موجود، در وجود او بر انگيخته بود، آگاه كرد.
اين نگراني‌ها، نگراني‌هايي، لبناني ـ عربي بود كه با عنوان عريض و طويل «ترس بر فلسطين در نتيجه ناتواني كشورهاي عربي از تحمل مسئوليت‌ها و عواقب ايستادگي در برابر طرح اسرائيل» قرار مي‌گرفت. در اين پروژه اسرائيلي، منحرف‌بودن رهبران و حكام عرب از مسئله اسرائيل و سرگرمي آنها به اموري ديگر و نيز گريختن از جنگ و ايستادگي در مقابل اين رژيم به وسيله طرح دسيسه و توطئه‌چيني برخي از آنها عليه برخي ديگر در كنار توافق با دشمن اسرائيلي كه در برهه‌اي از زمان خود را به عنوان هم‌پيمان يكي از دو طرف منازعات عربي مطرح مي‌كند، از اسباب وجود اسرائيل و استمرار موجوديت و افزايش قدرت آن به شمار مي‌رود.
امام موسي صدر به گونه‌اي سخن مي‌گفت كه گويي همه چيز را از قبل مي‌داند. مضمون كلام او اين بود كه امتحان بزرگ‌تر براي كفايت و شايستگي جهان عرب در لبنان است. حمايت از اين كشور كوچك يك واجب ملي، ديني و انساني است، چرا كه اسرائيل در نظر دارد لبنان، اين الگوي مفيد و موثر در بيداري عرب را از ميان برداشته و نابود كند.
امام موسي صدر با برشماري خطرهايي كه مسئله فلسطين و مقاومت فلسطين كه الهام‌گرفته از مقاومت در لبنان است را تهديد مي‌كند، اظهار داشت كه ممكن است اين الگو يعني لبنان، باعث برانگيخته‌شدن شعله‌هاي جنگي داخلي در ميان اعراب شود كه پاياني براي آن نخواهد بود. در نتيجه قوم‌گرايي به مذهب‌گرايي و نيز ملي‌گرايي به تعصباتي كه از اقليت‌هاي تيره‌اي و نژادي دور است تبديل خواهد شد. در اين ميان رژيم صهيونيستي و قدرت‌هاي استعمارگر قديم و جديد فرصت را براي حل و فصل مسئله فلسطين مناسب خواهند يافت و از آتش برافروخته جنگ داخلي اعراب عليه خود آنها سوء‌استفاده خواهند كرد.
امام موسي كلام خود را اين گونه به پايان رساند كه همه ما مراحل اوليه و ابتدايي جنگ داخلي لبنان را به خوبي مي‌دانيم و مي‌شناسيم، همان جنگي كه مردم دو كشور لبنان و فلسطين را در سيلاب‌هايي از خون افرادي غرق كرد كه قرار بود مجاهدين و سربازاني براي آزادسازي فلسطين و بلكه آزادي تمامي اعراب از وسايل و اسباب هيمنه و سلطه بيگانه و نيز از فشار ظلم و جور سازمان‌هايي باشد كه آنها را به اسم آزادي فلسطين سركوب مي‌كنند، در حالي كه در واقع اين سازمان‌ها از طريق اين رفتار به كسي جز دشمن اسرائيلي خدمت نمي‌كنند. جنگ داخلي در لبنان گزينه‌اي است براي اعلان زنجيره‌اي از جنگ‌هاي داخلي در جهان عرب كه پاياني براي آن نخواهد بود و در خلال اين جنگ، اسرائيل تبديل به امپراطوري خواهد شد كه بر تمام منطقه خاورميانه از راه برقراري توافق و قرارداد با بعضي از سازمان‌هاي آن سيطره و تسلط خواهد يافت.
امام موسي سپس رو به ما كرد و وصيت آخر خود را اين گونه بيان داشت كه اگر لبنان را پاسداري كنيد، از فلسطين حفاظت كرده‌ايد و هر كس در مورد لبنان كوتاهي كند، مسئوليت جنگ داخلي كه تمام جهان عرب را در بر خواهد گرفت، متوجه اوست.
امروزه با بعضي از خطرها و مشكلاتي كه امام موسي صدر سال‌ها پيش جهان عرب را از آن بر حذر داشت و نسبت به آن هشدار داد، مواجهيم. جنگ‌هاي برافروخته و يا در زير خاكستر داخلي كه هزينه و نيروي عظيمي را از كشورهاي عربي تلف مي‌كند و اميد و آرزوهاي شهروندان عرب را براي داشتن آينده‌اي كه شايسته كرامت انساني باشد را نااميد مي‌كند، در حالي كه رژيم صهيونيستي شروط خود را بر كشورهاي عربي ديكته مي‌كند كه اولين آنها اين است كه بايد مسئله فلسطين را به دست فراموشي بسپارند و اوامر و دستورات اين رژيم غاصب را به عنوان آقاي خود كه بر خاورميانه مسلط بوده و دست‌هايش به خون اهالي آن آلوده است، به مرحله اجرا در آورند.