|
منزل امام صدر،
محل تجمع برادران ايراني بود. ما در آنجا با يكديگر ديدار
و دربارة مسائل كلي گفتوگو ميكرديم و به مباحثه دربارة
مسائل علمي ميپرداختيم و يا به خواندن شعر مشغول ميشديم
و در هر زمينه كه بحث ميكرديم، امام صدر محور موضوعات
بود.
روزي شيخ هادي فخرالمحققين، به نجف آمد. من از زماني كه
در مشهد بودم ايشان را ميشناختم و شيفتة مجالس ايشان
بودم. ايشان را كه از خطباي مشهور و اهل اصطهبانات شيراز
بود به امام صدر معرفي كردم و بعد از آنكه آيت الله
محمود شاهرودي، نمازشان را در مسجد هندي تمام كردند، به
سخنراني او گوش داديم.
در همان زمان از واكنش سيد ابراهيم اصطهباناتي، كه او نيز
همشهري خطيب مذكور بود، جا خورديم. زيرا وي شنيدن سخنراني
فخرالمحققين، را به دليل اينكه متمايل به فرقة صوفية
ذهبيه بود، تحريم كرده بود. اين امر سبب شد تا امام صدر
با مراجع ديدار و گفتوگو كند تا حيثيت و اعتبار فخرالمحققين
را بازگرداند.
[مرحوم حجتي كرماني در ادامه نقل اين خاطره مينويسد: از آيتا
سيد جمالالدين ملايري علت اين اقدام موسي صدر را پرسيدم
كه آيا وي براي رفع مظلوميت از فخرالمحققين اين كار را
كرد يا بدين جهت كه خود نيز تمايلات صوفيانه داشته است.
ايشان در پاسخ گفتند: اين كار براي رفع ظلم از انساني
بود كه متهم به چيزي شده كه در او نيست.]
|