|
ياد دارم که يک
وقت همراه ايشان به جايی رفته بودم. خوب وقتی وارد شديم، مثل
هميشه از ايشان استقبال خيلی گرمی کردند. برادری در يک کناری
ايستاده بود، دستهايش را بلند کرده بود و با يک حالت مخصوصی
دعا و اظهار محبت میکرد. از آنجا که رد شديم، پس از يک فاصله
کوتاهی آقای صدر ايستادند، رویشان را به من کردند و گفتند:
«رباب! مراقب باش که اين مناظر هرگز تو را نگيرد...هيچ وقت به
اين مناظر دل نده... کار خودت را بکن و توکلت هم بر خدا باشد.
دل خودت را به اين چيزها خوش نکن ... تو را تحسين کنند يا
نکنند، راه خودت را برو.»
«این چیزها برایت مثل نسیمی باشد که صورتت را نوازش می دهد و
از کنارت رد میشود.»[۱]
من هنوز آن صحنه را در جلوی چشمان خود می بينم و صدای ايشان را
می شنوم. هميشه می گفتند:
«هر کاری می خواهی انجام دهی، اولا خدا راضی باشد، ثانيا جامعه
بپسندد و ثالثا خلاف عرف نباشد... بقيه را رها کن.»
[۱] این نقل قول را مستقیما از سرکار خانم رباب صدر شنیدم.
بقیه نقل قولها از کتاب عزت شیعه است.
|