New Page 3

 

ترس يعنى ذلت و بيچارگى

 
 

-----------------------------------------------

 
 

سندی از ساواک درباره سخنان امام موسی در شیراز
کتاب اسناد ساواک ج1، ص47

 
 

-----------------------------------------------

 
 

پس از تبعید امام خمینی به تركیه و از آنجا به نجف، فضای سیاسی کشور بیش از پیش تنگ شده و کسی جرأت اظهار نظر نداشت. در همین ایام، سال 1344 امام موسی صدر طی سفری به ایران آمده بود. امام صدر در این سفر به شیراز هم رفت و میهمان دوست خود مرحوم آیت الله مجدالدین محلاتی بود. امام موسی صدر در شیراز در مسجد حضرت ولی‌عصر (عج) سخنرانی کرد و حاضران را برای دفاع از حریم اسلام و كشور فرا خواند و آنها را به مبارزه بر ضد ظلم و ستم دعوت كرد. بخشی از این سخنان را مأموران ساواك چنین گزارش كرده‌اند:
مجدالدين محلاتى در ساعت 19:00مورخه 9/7/44در مسجد وليعصر به منبر رفته و از شخصى به نام سيد موسى صدر كه در مجلس حضور داشته و ميهمان شيخ بهاءالدين محلاتى است، تعريف و تمجيد نموده، اضافه مى‏نمايد: من چهار روز در شهرستان صور كه يكى از شهرهاى لبنان مى‏باشد، ميهمان آقاى صدر بودم. ايشان در لبنان سينه به سينه مخالفان اسلام مبارزه مى‏نمايد و در اين راه بى نهايت كوشش و فعاليت مى‏نمايند. چون مدت زيادى در شيراز توقف نمى‏نمايند، لذا امشب از حضورشان تقاضا شده به منبر بروند. مجدالدين محلاتى در پايان دعا كرد و گفت خدايا آيت‏اللَّه خمينى را مستخلص بفرما.
پس از مجدالدين محلاتى در ساعت 20:15سيد موسى صدر روى منبر قرار گرفته و ضمن بيان پاره‏اى از مطالب مذهبى و دعوت مردم به درستكارى و رفتار نيك سخنان خود را ادامه داد و گفت:
«دشمنان اسلام از مرزهاى كشورهاى اسلام گذشته به قلب كشور ما نفوذ نموده و تبليغات شوم مى‏نمايند. شما ملت چرا نشسته‏ايد. چرا زنها جلسات دينى ندارند. چرا زنها درس نمى‏خوانند. شما ملت روحانيون را تنها نگذاريد بياييد در خانه علما و رهبران دينى خود جمع شويد و آنان را تنها نگذاريد. شخص مسلمان چه به هدف خود برسد و چه نرسد موفق و پيروز است. در راه تبليغ دين، در راه هدف مقدس مأجور است. وقتى الجزاير قيام مقدس عليه استعمار آغاز كرده بود، يك مليون كشته داد. هزاران زن كشته شدند. همه آنان در پيش خدا ارزش دارند. هدف بايد مقدس و عالى باشد شما مردم چرا اقدامى نمى‏كنيد. بدتر از همه دين بهائيت است كه هيچ ارزشى ندارد و در كشور ما رسوخ دارد. جوانها و دختران ما را مى‏دزدند و ما دست روى دست گذارده‏ايم. در شيراز تجار و دبير و فرهنگى و بازارى متدين و خدمتگزار داريم همه هماهنگ شويد پيش برويد من نمى‏خواهم شورش كنم و مردم را بشورانم.
ترس يعنى ذلت و بيچارگى مردانه بايد به پا خيزيم و پيش برويم خدا يار مسلمانان و خدمتگزاران است خدا پشتيبان علما و مجاهدين است.»