New Page 3

 

با همان حالت طلبگی

 
 

-----------------------------------------------

 
 

مرحوم آیت الله احمدی میانجی
کتاب خاطرات احمدی میانجی به کوشش اباذری

 
 

-----------------------------------------------

 
 

...من وقتی شنیدم که او به ایران آمده، برای دیدن وی به منزل پدر ایشان رفتم. ما عصرها هر روز خدمت حاج آقا رضا صدر برادر ایشان می رفتیم. یک چای می خوردیم و تا غروب آنجا صحبت می کردیم و بعد از نماز می رفتیم. بعد از آن کشمکش ها و ترقیات، او با رجال و سلاطین رفت و آمد می کرد و دیگر تقریبا از جمع ما جدا شده بود. در همان ملاقات که من با حاج آقا موسی داشتم، همچنان همان حالت طلبگی وضعیت قبلی را داشت. روح او خیلی بزرگ بود. اصلا این جریانها در روح او حالت خود بزرگ بینی به وجود نیاورد. همچون دوران طلبگی نشستیم و صحبت کردیم. ایشان حکایتهایی را از ملاقاتهایش برای ما نقل کرد. از جمله اینکه می گفت: یک بار در کشوری که رئیس جمهورش مسیحی بود، نماز جمعه خواندم. به هر حال آخر جلسه که خواستیم خداحافظی کنیم و بلند شویم، او گفت کسی نیست که آبگوشتی به ما بدهد و دوباره دور هم بنشینیم و گپی بزنیم؟ او خیلی خودمانی بود. چنین روحها و اخلاقهایی را خیلی می پسندم و خیلی خوشم می آید. هیچ یک از تتورات زندگی در او اثر منفی نگذاشته بود. حتی یک بارآقای زنجانی فرمود بیایید به منزل حاج آقا موسی برویم. روز بعد برای نهار منزل ایشان رفتیم. باز حاج آقا موسی همچون ایام طلبگی نشستند و صحبت کردند. منظور اینکه ایشان روح بزرگی داشت.
...
همچنین وی نقل می کرد که از طرف آقایان قم ماموریت پیدا کردم تا به ایتالیا بروم و در واتیکان با پاپ صحبت کنم. او از طرف آقایان رفته بود. او گفت، با آن کاردینالی که مسئولیت شرق با او بود، صحبت کردم. صحبتهای مرا هم رادیو پخش کرد. ایشان می گفت آنچه در انقلاب بود، دستگاه شاه عکس آن را در اروپا و آمریکا پخش می کرد. می گفتند: نظر آخوندها این است که ما باید سوار الاغ شویم، ماشین نمی خواهیم. اینگونه مزخرفات را می گفتند. قضایا را گفتم و در حضور خودم آن را پخش کردند. ایشان می گفت به من گفتند: شما باید در ملاقات با پاپ ، زانوی او را ببوسی. گفتم: اگر در این ماموریت دخالت داشته باشد می بوسم، ولی اگر دخالت ندارد، ملاقات نمی کنم. گفتند دخالت ندارد، من هم ملاقات نکردم. ولی آقا موسی در دنباله آن گفت در تاجگذاری پاپ مرا دعوت کردند، من هم به آنجا رفتم. رجال نشسته بودند. وقتی پاپ آمد، او با دوازده زبان سخنرانی کرد. آقا موسی گفت به زبان فرانسه و عربی هم که من می دانستم، ایشان نیز سخنرانی کرد.
در ميان بزرگان ما كساني به حقّ نزديكتر بودند كه حجم دشمني‌ها عليه آنان افزونتر بود. امام صدر به رغم برخورداري از تمامي لوازم مقبوليت ومشروعيت و قدرت در كشور لبنان، هرگز مخالفان خود را به زندان نينداخت، نه تنها هرگز ميدان فعاليت آنان را محدود نساخت. نه تنها هرگز حرمت و كرامت آنان را مورد تعرض قرار نداد و نه تنها هرگز مردم و دوستداران خود را عليه آنان تحريك نكرد، بلكه هر قدر دشمني آنها شدت مي‌يافت، مهر و محبتش به آنان فزوني مي‌يافت. [به نقل از سایت تابناک 25/10/1386، مقاله دکتر صادق طباطبایی]