|
شأن امّت و سرنوشت آن |
|
------------------------------------------------------------------------------- |
|
به
نقل از کتاب "ادیان در خدمت انسان
" از مجموعه " در قلمرو اندیشه امام موسی صدر " |
|
------------------------------------------------------------------------------- |
|
سخنرانى امام موسى صدر در شبهاى قدر
بسم اللَّه الرحمن الرحيم. برادران مؤمن، در اين ساعات پايانىِ شب، پس از اين كه از اوصاف و ويژگيهاى اخلاقىِ درخشان و آموزنده امام على ع بهره برديم، ديگر چه بگويم؟ من در اين ساعات آخر شب، مى خواهم از امام سخن بگويم، در حالى كه آن حضرت در اين ساعتها لحظات پايانى عمر خود را مى گذراند. آيا اين كه دستى آلوده به گناه در شب نوزدهم ماه رمضان اقدام به ترور امام مى كند يك امرِ تصادفى است؟ آيا اين كه دستى جنايتكار در شب نوزدهم ماه رمضان امام را ترور مى كند و آن حضرت در شب بيست و يكم به ملاقات با خداى خويش مى رود، و نيز بر اساس يك سنّت، شب سومِ شهادت او، در بيست و سوم واقع مى شود، اتفاقى و تصادفى است؟ در روايات ما احتمالاتى وجود دارد كه اين سه شب ليلة القدر باشد و روزهاى آن روزهاى قدر. آيا اين همزمانى و تقارن حادثه ضربت خوردن و شهادت امام على با شبهاى قدر، يك تصادف است يا على ع قدر و قَدَرِ اين امت است؟ آيا على ع براى شبهاى ظلمانىِ اين امت نورى بود كه سرنوشت آن را رقم مى زد و دعايى بود كه نيازهاى او را برآورده مى ساخت و عزّتى بود كه ذلّتِ او را مى زدود و مايه بقاى اين امت مى شد. به اعتقادِ من اين صحيح و حق است. ميان على و سرنوشت اين امت ارتباطى وجود دارد. ميان على و شب قدر پيوندى ناگسستنى است. برادرانى كه در اين شب قدر دور هم جمع شده ايد، قدر چيست؟ آيا همان گونه كه قدَريّونِ اين امت مى پندارند قدر عبارت از تقديرهايى است كه اجرا مى شود؟ يا عمرها و روزيهايى است كه معيّن شده و سعادت و شقاوت ما در غيابِ ما و در شبى كه آن را نمى شناسيم رقم مى خورَد؟ اگر چنين باشد، با آيندهاى روبه رو خواهيم شد و در انتظارِ سرنوشتى هستيم كه در تعيين و ترسيمِ آن هيچ دخالتى نداريم. اگر معناى ليلة القدر اين باشد، ميان اين شب و على ع هيچ رابطه اى نيست. چرا كه ما خداوند را به يك حاكم زمينى تشبيه كرده ايم كه قانون بودجه را در دست گرفته و روزى، عمر، خوشبختى و بدبختى را بنا به ميل و هوس خود، بدون ارتباط با مردم، مقرّر مى كند. اما مفهوم قدْر در معناى اسلامى و قرآنىِ آن، دستكم بر اساس تشخيص اندكِ اين جانب، يكى از معانى سه گانه زير است. اول: قدْر و ليلة القدر به معناى شب نزول قرآن است، به اين اعتبار كه در شب قدر نازل شده است. إنّا أنزلناهُ فى ليلة القدر (1 :97) ( و ما در شب قدرش نازل كرديم). همچنين آن گونه كه قرآن مى فرمايد: ليلة القدر «فيها يُفرَقُ كُلُّ أمرٍ حكيمٍ» (4 :44) ( در آن شب هر فرمانى برحسب حكمت صادر مى شود). هنگامى كه در آيه بعد مى بينيم كه مى فرمايد إنّا كنّا مرسلين (5 :44 )ما همواره فرستنده آن بودهايم(، يُفرَقُ كل امر حكيم در مقام تشريع است و معناى آن عبارت است از اين كه قرآن كريم، و مفاهيم و احكام موجود در آن، همه چيز را معين و مقدَّر و خطوط كلىِ زندگىِ انسان را ترسيم مى كند و هيچ تر و خشكى نيست مگر اين كه در «كتاب مبين» موجود است. قرآن مصالح و منافع انسان و راه و روش زندگىِ او را مشخص مى كند. بنابراين، شب قدر و شب نزولِ قرآن زمانِ تعيين نمودن و روشن كردن تقدير و اندازه گيرى همه امور و همه چيزها است. اين است معناى ليلة القدر. معناى زنده ماندن شب قدر در اين امت، آن گونه كه از روايات متعدد استفاده مى شود، اين است كه امت آن را با شبهاى ديگر مقايسه مى كند و آن را زنده نگه مى دارد. پس، از اين شب بهره مى گيرد، زيرا او در فضاى نزول قرآن به سر مى برد و خود را در مقابل آيينه اى ارزيابى مى كند تا سير و سلوك و راستى و كژى خويش را مشاهده كند. دوم: شب قدر با مفهوم دعا مرتبط مى شود. دعا نشانهاى است از نشانه هاى اين ماه. آيهاى درباره دعا در ميان آيات روزه وارد شده است. آيه اول اين است:
كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم ( 183 : 2) (روزه داشتن بر شما مقرر شد، همچنان كه بر كسانى كه پيش از شما بوده اند مقرر شده بود). و آيه دوم:
(أياما معدودات ) (184 :2روزهايى معدود). آيه سوم: (شهر رمضان الذى أُنزِلَ فيه القرآن ) (185 :2ماه رمضان، كه در آن...، قرآن نازل شده است). و آيه چهارم:
(إذا سَألَكَ عبادى عنّى فإِنّى قريبٌ أُجيبُ دعوةَ الدّاعِ إذا دَعانِ ) (186 :2چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، بگو كه من نزديكم و به نداى كسى كه مرا بخواند پاسخ مى دهم. آيه پنجم درباره روزه و مسافرت است. ... على الذين لا يطيقونه (بر آنان كه روزه برايشان مشقّت دارد) و ديگر احكام روزه. آيا اين كه خداوند آيه دعا را در بين آيات روزه ذكر كرده است امرى تصادفى است؟ و در اينجا هيچ رابطه اى وجود ندارد؟ خير، چنين نيست. تقدم و تأخّر و عطف و فصل قرآن داراى مفهوم و هدف است. پس روزه با دعا مرتبط است و دعا در اين ماه يكى از اركان مهم به شمار مى رود. با دعاى صحيح، نه تصنّعى، انسان مى تواند سعادت يا شقاوت خود را بنا كند. سوم معناى تربيتى عملىِ شب قدر است. شب قدر با روزه ارتباط دارد و روزه، همان گونه كه مى دانيم، يعنى تزكيه و تربيت. روزه خروج از زندگى روزمره است؛ لحظه اى انديشيدن و تأمّل كردنِ خارج از عادات روزمرّه انسان است. انسان براى يك لحظه، يك ساعت، يا ماهى از ماه ها، با پروردگارِ خود پيوند ويژه اى مى خورَد. انسان پيوند خود را با زندگىِ معمولى و روزمره قطع مى كند، سپس در جهتِ تنظيمِ اين روابط و غلبه بر اين وابستگي ها و اين احساس كه او آزاد است تلاش مى كند. او شخصيت خود را كامل مى كند. خود را از نو مى سازد و نفْسِ خويش را تزكيه مى كند.
قد أفلحَ مَن زَكّاها و قد خابَ مَن دسّاها ( 9 :91) (10هركه در پاكى آن كوشيد رستگار شد و هركه در پليدى اش فرو پوشيد نوميد گرديد). پس تزكيه راه سعادت انسان است. ما در اين ماه و با روزهاى كه در اين ماه مى گيريم، مى توانيم بر سرنوشت خويش مسلط شويم به طورى كه مى توانيم از هواها، ستمگري ها، ضعف ها و نيازها و از انحراف در بستر زندگىِ روزمره و عادّىِ خويش آزاد گرديم، و از آزادگانى شويم كه بر آينده خود مسلط اند و سرنوشت خويش را رقم مى زنند. بر اين اساس، حضرت على ع قدْر و قدَرِ (شأن و سرنوشتِ) اين امت است. و علّتِ آن به وضوح در داستانِ غم انگيزِ اين شب روشن مى گردد. در اين شب از ماه رمضان، اميرالمؤمنين، پسرعموى پيامبر اكرم، در محرابِ عبادت، هنگام سجده و نماز، به شهادت مى رسد. اين، حقيقتى است كه ميان على ع و شب قدر پيوند مى زند و به ما مى آموزد كه در اين شبِ مبارك و پاك مى توان از على ع بهره اى گرفت؛ و اميدى هرچند اندك در دلِ ما ايجاد مى شود كه مى توانيم بر اسرائيل بشوريم و بر آن پيروز شويم. اما بايد ديدگاه ما، و سخن و انديشه ما در اين شامگاه، آغاز يك حركت باشد. مثَلِ معروفى است كه مى گويد: »پيمودن هزار كيلومتر با گام نخست آغاز مى شود«. ما گام نخست را در اين شب برمى داريم و از نتايج آن هم نااميد نيستيم. زيرا ايمان داريم كه خداوند از ما كريم تر است. پس اگر براى او گام برداريم، او اين حركتِ ما را ده چندان خواهد كرد.
(مَن جاءَ بالحسنةِ فلَهُ عَشْرُ أمثالِها ) (160 :6هركس كار نيكى انجام دهد ده برابر به او پاداش دهند). و و لَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إنَّ اللَّهَ لَقَوىٌّ عزيزٌ. الذينَ إنْ مَكَّنّاهُم فِى الأرضِ أقاموا الصَّلاةَ و آتَوُا الزكاةَ و أَمَروا بالمعروفِ و نَهَوا عَنِ المُنكَرِ و لِلّهِ عاقِبَةُ الأُمورِ (41و40 :22 )(و خداوند هر كس را كه ياريش كند يارى مى كند و خدا توانا و پيروز است. همان كسان كه اگر در زمين مكانتشان دهيم نماز مى گزارند و زكات مى دهند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند. و سرانجامِ همه كارها با خدا است). و السلام عليكم و رحمة اللَّه
|