شأن امّت و سرنوشت آن

-------------------------------------------------------------------------------

به نقل از کتاب "ادیان در خدمت انسان " از مجموعه  " در قلمرو  اندیشه امام موسی صدر "
 صفحه  331
مترجم : عطا لله افتخاری

-------------------------------------------------------------------------------

سخنرانى امام موسى صدر در شبهاى قدر

 

 بسم اللَّه الرحمن الرحيم. برادران مؤمن، در اين ساعات پايانىِ شب، پس از اين كه از اوصاف و ويژگيهاى اخلاقىِ درخشان و آموزنده امام على ‏ع بهره برديم، ديگر چه بگويم؟ من در اين ساعات آخر شب، مى ‏خواهم از امام سخن بگويم، در حالى كه آن حضرت در اين ساعتها لحظات پايانى عمر خود را مى‏ گذراند. آيا اين كه دستى آلوده به گناه در شب نوزدهم ماه رمضان اقدام به ترور امام مى ‏كند يك امرِ تصادفى است؟ آيا اين كه دستى جنايت‏كار در شب نوزدهم ماه رمضان امام را ترور مى ‏كند و آن حضرت در شب بيست و يكم به ملاقات با خداى خويش مى ‏رود، و نيز بر اساس يك سنّت، شب سومِ شهادت او، در بيست و سوم واقع مى ‏شود، اتفاقى و تصادفى است؟ در روايات ما احتمالاتى وجود دارد كه اين سه شب ليلة القدر باشد و روزهاى آن روزهاى قدر. آيا اين هم‏زمانى و تقارن حادثه ضربت خوردن و شهادت امام على با شبهاى قدر، يك تصادف است يا على ‏ع قدر و قَدَرِ اين امت است؟ آيا على ‏ع براى شبهاى ظلمانىِ اين امت نورى بود كه سرنوشت آن را رقم مى‏ زد و دعايى بود كه نيازهاى او را برآورده مى ‏ساخت و عزّتى بود كه ذلّتِ او را مى‏ زدود و مايه بقاى اين امت مى ‏شد.

 به اعتقادِ من اين صحيح و حق است. ميان على و سرنوشت اين امت ارتباطى وجود دارد. ميان على و شب قدر پيوندى ناگسستنى است. برادرانى كه در اين شب قدر دور هم جمع شده‏ ايد، قدر چيست؟ آيا همان گونه كه قدَريّونِ اين امت مى ‏پندارند  قدر عبارت از تقديرهايى است كه اجرا مى ‏شود؟ يا عمرها و روزيهايى است كه معيّن شده و سعادت و شقاوت ما در غيابِ ما و در شبى كه آن را نمى ‏شناسيم رقم مى‏ خورَد؟ اگر چنين باشد، با آينده‏اى روبه‏ رو خواهيم شد و در انتظارِ سرنوشتى هستيم كه در تعيين و ترسيمِ آن هيچ دخالتى نداريم.

 اگر معناى ليلة القدر اين باشد، ميان اين شب و على ‏ع هيچ رابطه ‏اى نيست. چرا كه ما خداوند را به يك حاكم زمينى تشبيه كرده‏ ايم كه قانون بودجه را در دست گرفته و روزى، عمر، خوشبختى و بدبختى را بنا به ميل و هوس خود، بدون ارتباط با مردم، مقرّر مى‏ كند. اما مفهوم قدْر در معناى اسلامى و قرآنىِ آن، دست‏كم بر اساس تشخيص اندكِ اين جانب، يكى از معانى سه‏ گانه زير است.

 اول: قدْر و ليلة القدر به معناى شب نزول قرآن است، به اين اعتبار كه در شب قدر نازل شده است.

    إنّا أنزلناهُ فى ليلة القدر (1 :97)

   ( و ما در شب قدرش نازل كرديم).

 همچنين آن گونه كه قرآن مى ‏فرمايد:

    ليلة القدر «فيها يُفرَقُ كُلُّ أمرٍ حكيمٍ» (4 :44)

 ( در آن شب هر فرمانى برحسب حكمت صادر مى‏ شود).

 هنگامى كه در آيه بعد مى ‏بينيم كه مى ‏فرمايد إنّا كنّا مرسلين  (5 :44 )ما همواره فرستنده آن بوده‏ايم(، يُفرَقُ كل امر حكيم در مقام تشريع است و معناى آن عبارت است از اين كه قرآن كريم، و مفاهيم و احكام موجود در آن، همه چيز را معين و مقدَّر و خطوط كلىِ زندگىِ انسان را ترسيم مى‏ كند و هيچ تر و خشكى نيست مگر اين كه در «كتاب مبين» موجود است. قرآن مصالح و منافع انسان و راه و روش زندگىِ او را مشخص مى ‏كند. بنابراين، شب قدر و شب نزولِ قرآن زمانِ تعيين نمودن و روشن كردن تقدير و اندازه‏ گيرى همه امور و همه چيزها است. اين است معناى ليلة القدر.

 معناى زنده ماندن شب قدر در اين امت، آن گونه كه از روايات متعدد استفاده مى ‏شود، اين است كه امت آن را با شبهاى ديگر مقايسه مى‏ كند و آن را زنده نگه مى ‏دارد. پس، از اين شب بهره مى‏ گيرد، زيرا او در فضاى نزول قرآن به سر مى ‏برد و خود را در مقابل آيينه‏ اى ارزيابى مى ‏كند تا سير و سلوك و راستى و كژى خويش را مشاهده كند.

 دوم: شب قدر با مفهوم دعا مرتبط مى ‏شود. دعا نشانه‏اى است از نشانه‏ هاى اين ماه. آيه‏اى درباره دعا در ميان آيات روزه وارد شده است. آيه اول اين است:

 

 كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم ( 183 : 2) (روزه داشتن بر شما مقرر شد، همچنان كه بر كسانى كه پيش از شما بوده‏ اند مقرر شده بود).

 و آيه دوم:

 

 (أياما معدودات ) (184 :2روزهايى معدود).

 آيه سوم:

    (شهر رمضان الذى أُنزِلَ فيه القرآن ) (185 :2ماه رمضان، كه در آن...، قرآن

    نازل شده است).

 و آيه چهارم:

 

 (إذا سَألَكَ عبادى عنّى فإِنّى قريبٌ أُجيبُ دعوةَ الدّاعِ إذا دَعانِ ) (186 :2چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، بگو كه من نزديكم و به نداى كسى كه مرا بخواند پاسخ مى‏  دهم.

 آيه پنجم درباره روزه و مسافرت است.

    ... على الذين لا يطيقونه (بر آنان كه روزه برايشان مشقّت دارد)

 و ديگر احكام روزه.

 آيا اين كه خداوند آيه دعا را در بين آيات روزه ذكر كرده است امرى تصادفى است؟ و در اينجا هيچ رابطه ‏اى وجود ندارد؟ خير، چنين نيست. تقدم و تأخّر و عطف و فصل قرآن داراى مفهوم و هدف است. پس روزه با دعا مرتبط است و دعا در اين ماه يكى از اركان مهم به شمار مى‏ رود. با دعاى صحيح، نه تصنّعى، انسان مى ‏تواند سعادت يا شقاوت خود را بنا كند.

 سوم معناى تربيتى عملىِ شب قدر است. شب قدر با روزه ارتباط دارد و روزه، همان گونه كه مى ‏دانيم، يعنى تزكيه و تربيت. روزه خروج از زندگى روزمره است؛ لحظه ‏اى انديشيدن و تأمّل كردنِ خارج از عادات روزمرّه انسان است. انسان براى يك لحظه، يك ساعت، يا ماهى از ماه ها، با پروردگارِ خود پيوند ويژه‏ اى مى ‏خورَد. انسان پيوند خود را با زندگىِ معمولى و روزمره قطع مى ‏كند، سپس در جهتِ تنظيمِ اين روابط و غلبه بر اين وابستگي ها و اين احساس كه او آزاد است تلاش مى‏ كند. او شخصيت خود را كامل مى ‏كند. خود را از نو مى‏ سازد و نفْسِ خويش را تزكيه مى‏ كند.

 

 قد أفلحَ مَن زَكّاها و قد خابَ مَن دسّاها ( 9 :91) (10هركه در پاكى آن كوشيد رستگار شد و هركه در پليدى ‏اش فرو پوشيد نوميد گرديد).

 پس تزكيه راه سعادت انسان است. ما در اين ماه و با روزه‏اى كه در اين ماه مى ‏گيريم، مى‏ توانيم بر سرنوشت خويش مسلط شويم به طورى كه مى‏ توانيم از هواها، ستمگري ها، ضعف ها و نيازها و از انحراف در بستر زندگىِ روزمره و عادّىِ خويش آزاد گرديم، و از آزادگانى شويم كه بر آينده خود مسلط اند و سرنوشت خويش را رقم مى‏ زنند. بر اين اساس، حضرت على‏ ع قدْر و قدَرِ (شأن و سرنوشتِ) اين امت است. و علّتِ آن به وضوح در داستانِ غم ‏انگيزِ اين شب روشن مى‏ گردد. در اين شب از ماه رمضان، اميرالمؤمنين، پسرعموى پيامبر اكرم، در محرابِ عبادت، هنگام سجده و نماز، به شهادت مى ‏رسد. اين، حقيقتى است كه ميان على ‏ع و شب قدر پيوند مى ‏زند و به ما مى ‏آموزد كه در اين شبِ مبارك و پاك مى ‏توان از على‏ ع بهره ‏اى گرفت؛ و اميدى هرچند اندك در دلِ ما ايجاد مى ‏شود كه مى ‏توانيم بر اسرائيل بشوريم و بر آن پيروز شويم. اما بايد ديدگاه ما، و سخن و انديشه ما در اين شامگاه، آغاز يك حركت باشد. مثَلِ معروفى است كه مى ‏گويد: »پيمودن هزار كيلومتر با گام نخست آغاز مى‏ شود«. ما گام نخست را در اين شب برمى ‏داريم و از نتايج آن هم نااميد نيستيم. زيرا ايمان داريم كه خداوند از ما كريم‏ تر است. پس اگر براى او گام برداريم، او اين حركتِ ما را ده ‏چندان خواهد كرد.

 

 (مَن جاءَ بالحسنةِ فلَهُ عَشْرُ أمثالِها ) (160 :6هركس كار نيكى انجام دهد ده برابر به او پاداش دهند).

 و

 و لَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إنَّ اللَّهَ لَقَوىٌّ عزيزٌ. الذينَ إنْ مَكَّنّاهُم فِى الأرضِ أقاموا الصَّلاةَ و آتَوُا الزكاةَ و أَمَروا بالمعروفِ و نَهَوا عَنِ المُنكَرِ و لِلّهِ عاقِبَةُ الأُمورِ (41و40 :22 )(و خداوند هر كس را كه ياريش كند يارى مى ‏كند و خدا توانا و پيروز است. همان كسان كه اگر در زمين مكانتشان دهيم نماز مى‏ گزارند و زكات مى ‏دهند و امر به معروف و نهى از منكر مى ‏كنند. و سرانجامِ همه كارها با خدا است).

    و السلام عليكم و رحمة اللَّه