در انديشه لبنان

-------------------------------------------------------------------------------

به نقل از کتاب "نای و نی " از مجموعه  " در قلمرو  اندیشه امام موسی صدر "
 صفحه 361 تا 363
ترجمه شادروان
علی حجتی کرمانی

-------------------------------------------------------------------------------

 

امام موسى صدر مى ‏گويد:

«خطرى كه لبنان را تهديد مى ‏كند از درون سرچشمه مى‏ گيرد و آن خطرْ منفى قلمداد كردن تعدد طوايف است. جز با همكارى، حياتى براى جامعه متصور نيست. ما بايد هم از نظر انديشه و هم از نظر حكومت و مردم رو به تحول و پيشرفت داشته باشيم وگرنه لبنان از دست مى ‏رود.»

روزنامه بيروتى الحياة در شماره  7283در تاريخ 25/11/1969 مطلب زير را انتشار داد.

 امام موسى صدر در ادامه بحثهايشان درباره لبنان، شب گذشته، در هتل كارلتون، بحث ارزشمندى تحت عنوان «آيا از آينده لبنان نگرانيم؟ چرا؟» ايراد كرد. شمارى از اديبان و انديشمندان و سياستمداران و روزنامه ‏نگاران و نيز جمع كثيرى از جوانان، كه در سايه بلاغت، صدق و صراحت امام موسى صدر به حقيقت دست يافته ‏اند، به اين سخنرانى گوش دادند. ايشان سخنرانى خود را با اين عبارت آغاز كرد كه ما هر قدر در علل و عوامل اين نگرانى با هم اختلاف نظر داشته باشيم، در ريشه با هم اختلافى نداريم. يعنى همه ما درباره لبنان احساس نگرانى مى‏ كنيم. وى گفت: «ميان نگرانى و انتظار وقوع مشكلات فرق است. نگرانى احساسى است كه علاجى ندارد يا درمان آن بالاتر از سطح امكانات ماست.» سپس وى پاسخ داد كه چرا اين مشكلات بالاتر از امكانات و قوه انديشه و قدرت محدود ماست و اضافه كرد كسى كه خيال سرنوشتى روشن و تأمين كرامت بدون فداكارى و تحمل دشواريها و سختيها را در سر مى‏ پروراند، مطمئناً اشتباه مى ‏كند. خطرهايى كه لبنان را تهديد مى ‏كنند، كدامند؟ نگرانى در كجاست؟ آيا خطرْ همان وجود حكومت نژادپرست و تجاوزگر اسرائيل است؟ يا اين قسمتى از خطر است؟ آيا اين خطر در استعمار است؟ اين نيز مى ‏تواند قسمتى از خطر باشد. آيا اين خطر در كمونيسم است كه در روح و جان طبقات تحصيل كرده و طبقات محروم نفوذ كرده و آن را متوجه يك جنگ داخلى مى‏ كند؟ فريبندگى كمونيسم قسمتى از همان خطر است. اين ‏همه را مى ‏توان مشكلات دانست، ولى نمى‏توان آنها را خطرهايى قلمداد كرد كه ما از آن به نگرانى تعبير مى ‏كنيم.

حقيقتِ امت يا جامعه در اين تعريف كه بگوييم مجموع ه‏اى از افراد يا كميت منفعلى از بشر است، خلاصه نمى‏ شود. ميان شَعْب (امت )و ناس (مردم) تفاوت است. شعب يعنى وجود وحدت و وجود فكر و رسالتى واحد كه بر دوش مردم قرار دارد و موارد اختلاف را در كوره‏اى مى‏ گدازد و ذوب مى‏ كند و همه را تبديل به وجودى منسجم و يگانه مى ‏كند. اين مفهوم شعب يا امت است. اسرائيل و استعمار با يك امت چه مى‏ توانند بكنند؟ آنان را آواره كنند يا بكشند؟

اين‏گونه تجاوزها تا وقتى كه حتى يك نفر از امتى وجود دارد و به وحدتى كه شكل دهنده شَعب است ايمان دارد، هيچ آسيبى نمى ‏رساند.

خطرى كه امت و لبنان را تهديد مى ‏كند از درون همين امت سرچشمه مى‏ گيرد؛ از جمله طائفه ‏گرايى و فرقه ‏گرايى كه در ذهن برخى از ما جاى دارد. وحدتْ كليه محاسبات و معادلات را دگرگون مى‏ كند و جامعه را به مرحله تعامل و همكارى مى ‏رساند. وى همچنين به ترس مسيحيان از انقلابى كه در سرزمينهاى عربى و اسلامى روى داده اشاره و تأكيد كرد كه اسلام هرگز براى برادران مسيحى خود خطرى نداشته است و البته كه دست خدا با جماعت است. حيات جامعه جز با همكارى ميسر نيست و كشورها به واسطه همين همكارى نيرو مى‏ گيرند. خطر اصلى در تعدد طوايف نيست، بلكه اگر اين تعدد به سوى منفى ‏گرايى سوق پيدا كند، آنگاه است كه فاجع ه‏اى بزرگ براى وطن روى مى ‏دهد. شأن كشور ما والاست، ولى نياز به دستهاى نيرومند و فراموش كردن منيّتها و فرقه‏ گراييها دارد. برماست كه عقلانيّت خود را چه در سطح حكومت و چه در جامعه متحول كنيم، وگرنه لبنان از دست خواهد رفت. درمان اين خطر با بالا بردن سطح تفكر و مسئوليّت ‏پذيرى بيشتر ممكن است.

ايشان سخنرانى خود را با اين عبارت به پايان رساند: «من از رسيدن به بن‏بست هشدار مى‏ دهم. ما نسبت به آينده لبنان سخت نگرانيم.»