درباره ما   زندگينامه    نگارخانه    اخبار    انديشه امام    درباره امام   صفحه اصلی

 
     

مقاومت فلسطين

مقالات

ناپيدای حاضر- به مناسبت هفتمين سالگرد درگذشت «امام سيد عبد الحسين شرف الدين» - 1965/1/1

اسلام و کرامت انسان- مجله لبناني العرفان شماره تابستان  1967

مقدمه امام موسي‌صدر بر کتاب فاطمه زهرا(س) وترفي غِمد- نوشته استاد سليمان كتاني.

مقالات دیگر

مصاحبه ها

فساد، خطرناكترين دشمن ما

روزنامه لبناني الجريده-1969/6/21

شيعه و پريشانی انسان -  مصاحبه امام موسی صدر با روزنامه الدستور پس از آنکه به عنوان رئيس مجلس اعلای اسلامی شيعه انتخاب شد.- 8/6/1969

مصاحبه روزنامه «النهار» با امام موسي‌صدر -27 نيسان 1969

مصاحبه های ديگر

نامه ها

منطقه اضطراب

نامه‏ امام موسي‌صدر به مجلس نمايندگان لبنان-1969.

 

 

نامه های دیگر

پيامها

پیام امام موسی صدر به مناسبت جنگ ژوئن 1967

پیام امام موسی صدر به مناسبت آغاز ماه مبارک رمضان

پیام امام موسی صدر پس از آنكه به رياست مجلس اسلامی شيعيان انتخاب شد- 1969/6/11

 

پيامهای دیگر

سخنرانی ها

مقاومت فلسطين-روزنامه الحياة-17/12/1968

لزوم تشكيلات-1346، قم

علی(ع) موحد بود و بس -1349- کاشان

سخنرانی های دِگر

امام موسي‌صدر در جمع شخصيت هاي برجسته و معروف اسلامي پيرامون مقاومت فلسطين به نقل از روزنامه الحياة- 17/12/1968.

 

بِسم اللهِ الرَّحمن الرَّحيم، اِذا جآءَ نَصرُاللهِ وَالفَتحُ، وَ رَاَيتَ االنّاسَ يَدخُلونَ في دين‌اللهِ اَفواجاً، فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وَاستَغفِرهُ اِنَّهُ كانَ تَوّاباً.(نصر: 1-3)

برادران ارجمند! اجازه دهيد از شما به خاطر تحمل دشواري هاي بسيار براي حضور در مراسم امشب آن هم در اين ايام توفان خيز نه سپاسگزاري كنم و نه پوزش بطلبم؛ زيرا مكنونات قلبي و احساسات شما كه از بدو ورود به اين مجلس در چهره هايتان موج مي زند، خود بهترين نشانه از آمادگي همه‌جانبه شما براي ياري رساندن به اين جهاد مقدس است. كاري كه خود مخلصانه و بدون هيچگونه چشم‌داشت به پاداش و سپاسگزاري از جانب كسي بدان كمر بسته ايد. تصور نمي كنم نياز باشد در اينجا بر«غيرقانوني» بودن اسرائيل و نحوه تكوين و تصرفات آن تأكيد بكنم. در ارتباط با اسرائيل صدها كنگره بين‌المللي تشكيل و بيانيه هاي فراواني صادر شده است. همچون بيانيه هاي ديوان لاهه، پروتكل ژنو، قطعنامه هاي كميته حقوق بشر، كنگره حقوق بشر و بسياري موارد ديگر كه ذكر آنها نيازمند كتابي حجيم است. همچنين گمان نمي كنم در اينجا لازم باشد بر «مشروعيت» مبارزه همه‌جانبه مردم فلسطين در داخل اراضي اشغالي و بيرون از آن تأكيد كنم.

پس از صدور قطعنامه شوراي امنيت عملاً جهان به مشروعيت و قانوني بودن مبارزه مردم فلسطين اعتراف كرد و صحه گذاشت. بنابراين قوانين بين‌المللي نيز بايد در حمايت فلسطينيان به كار گرفته شود. مثلاً بايد با اسيران آنها همچون اسيران جنگي رفتار شود. البته تمام اين بحث ها از دايره گفتار امشب ما بيرون است. سخن امشب من درباره دين و موضع‌گيري آن است. دين، هر انساني را بدون نگرش به مذهب يا انديشه و يا اعتقادش محترم مي شمارد؛ اما اگر انساني در نتيجه اعتقادات ضررناكش تبديل به جرثومه اي شود كه در زمين آغاز به فساد و تباهي كند و جوامع را به انواع بيماري‌ها مبتلا سازد، در اينصورت دين ارج و حرمتي براي اين موجود قائل نمي شود. آن‌چنان كه انسان نيز خود عضوي از بدنش را كه به بيماري مسري و بدخيمي دچار شده، از بدن خود جدا مي كند.

ما از انسان بيزار نيستيم، ولي مي گوييم از همان آغازي كه نخستين دولت اسرائيل شكل گرفت، يعني پيش از ميلاد حضرت مسيح(ع) يهوديان نژادپرستي و افكار نژادپرستانه اي را مطرح مي كردند كه به آنها انديشه برتري و تفوق بر بشر را اعطا كند. آنان براي خود امتيازاتي قائل بودند، خدايي را به خود اختصاص داده بودند كه با خداي ديگر مردمان و نيز با خداي يكتا تفاوت داشت. يهوديان تا جايي پيش رفتند كه بر تمايز خود از مردم بسيار عمق بخشيدند. بشريت را تجزيه كردند و خود را بالاتر از آنان جاي دادند. حتي در باب خدا و معبودشان، گفتني است كه يهوديان نخستين كساني نبودند كه به خداي يگانه ابراهيم(ع) گرويدند، بلكه پيش از آنان فينيقي ها و كنعاني ها هم به خداي يگانه ايمان آورده و او را «ايل» نام نهاده بودند؛ اما يهوديان خداي ديگري را به خود اختصاص داده بودند و او را «يهوه» خواندند و بعد از آن تا زمان ما حساب ها و آراء و اخلاقيات و تصرفات خود را از ديگر مردم جدا كردند. راز محاربه يهود با پيامبراني كه پس از اين بدعت‌گذاري در رسالت الهي و تحريف كلمه، براي هدايت مردم از سوي خداوند مبعوث مي شدند، در همين مطلب نهفته بود. پيامبران هم درباره خطر يهود به مردم هشدار مي دادند. حضرت مسيح(ع) مي فرمود: «قدس را به سگ ها و خوك ها وامگذاريد.» منظور آن حضرت از كلمه «قدس» تنها شهر «بيت‌المقدس» نبود، بلكه همه معاني قدس بود. يا همان حضرت هنگامي كه بازرگانان و صنعت گران و فروشندگان را از هيكل بيرون مي راند، به آنان مي فرمود: «اين خانه پدر من جايگاه عبادت است كه شما آن را تبديل به غار (لانه) دزدان كرده ايد.»

اكنون من مي پرسم، اگر مسيح امروز هم در ميان ما زندگي مي كرد، آيا ممكن نبود همين سخن را باز هم تكرار كند؟

او باز هم مي فرمود:«اين خانه پدر من، جايگاه عبادت است كه شما آن را به لانه اي براي توطئه و دسيسه و پايگاهي براي استعمار و مكاني براي فساد و نافرماني خدا و امثال آن تبديل كرده ايد.» بنابراين انگيزه اي كه مسيح را به جنگ با يهود وامي داشت، اين نبود كه او همچون يكي از ابناي انسان با انساني ديگر دشمني داشته باشد، بلكه آن حضرت از بشري بيزاري مي جست كه در اثر عقايد مغشوش و خطرناك خود به جرثومه فساد تبديل شده بود. نيز به همين سبب است كه پيامبر اسلام(ص) در سوره جمعه دوبار به ما بيدار باش مي زند:«كه اي مسلمانان اين يهوديان همان ستمگرانند.» قرآن كريم  در دو آيه از سوره جمعه مسلمانان را از يهود بر حذر مي دارد. خداوند در آن سوره  مي فرمايد:

مَثَلُ الّـَّذينَ حُمِّلوُا التََّوريةَ ثُمَّ لمَ يَحمِلوُها كَمَثَل ِالحِمارِ يَحمِلُ اَسفاراً  بِئسَ مَثَلُ القَومِ الـَّذينَ كَذَّ َّبُوا بِاياتِ اللهِ وَاللهُ لا يَهدِي‌القَومَ الظّالِمين،  قُل يآ اَيُّهَاالـَّذينَ هادُوآ اِن زَعَمتُم اَنَّكُم اَولِيآءُ لِلّهِ مِن دُون‌النّاس ِفَتَمَنََّوُا المَوْتَ اِن كُنتم صادِقينَ، وَ لا يَتَمَنََّونَهُ اَبَداً بِما قَدََّمَت اَيديَهُم وَاللهُ ُعَليمٌ بِالظّالِمينَ(جمعه:5-7)

داستان كساني كه (عمل به) تورات بر آنان تكليف شد، سپس آن را (چنانكه بايد و شايد) رعايت نكردند، همانند چارپايي بر او كتابي چند است؛ چه بد است وصف گروهي كه آيات الهي را تكذيب كردند؛ و خداوند قوم ستمكار (مشرك) را هدايت نمي‌كند. بگو اي يهوديان اگر گمان مي‌كنيد كه شما از ميان همة مردم، دوستان خدا هستيد، اگر راست مي‌گوئيد آرزوي مرگ كنيد. و به خاطر كار و كردار پيشينيان هرگز آن را آرزو نمي‌كنند؛ و خداوند به (احوال) ستمكاران آگاه است.

بدين ترتيب علتي كه سبب مي شد تا پيامبران با يهود بجنگد، براي ما روشن مي شود. پيكار ما نيز با آنان همچون جنگ با يك انسان يا جنگ با گروهي مؤمن نيست. بلكه با آنها مي جنگيم، چرا كه ايشان به مصداق آيه قرآن دستورات كتاب مقدس خود را عمل نمي كنند. بنابراين جنگ ما با آنها جنگ با يك مجموعه از انسان ها نيست، بلكه اين جنگ در واقع نبرد با فساد، انحراف، ستم و انديشه تبعيض نژادي است.

 اِن زَعَمتُم اَنَّكُم اَولِيآءُ لِلّهِ مِن دُونِ‌النّاسِ

پيامبران به ما هشدار داده بودند كه يهود را از جزيرةالعرب بيرون برانيد. ولي ما زماني كه آنان هنوز پايگاهي براي خود نساخته بودند، اين هشدارشان را نشنيده انگاشتيم، اما اكنون كه اين خطر مجسم روياروي ما قرار گرفته چه بايد بكنيم؟

اين مطالب نشانگر موضع دين در اين‌باره بود كه به طور خلاصه عنوان شد؛ اما آيه قرآن تأكيد مي كند كه ضُرِِبَت عَلَيهِمُ الذِِّّلَّةُ وَالمَسكَنَةُ (بقره: 61)، اين آيه ساختاري انشايي و امري دارد و از نوع جملات اخباري و حكايتي به حساب نمي آيد. اين آيه امري واجب و مسئوليت‌آور بر دوش مي گذارد، و اگر اين مسئوليت را به انجام نرسانيم، در آينده بر ما مهر ذلت و مسكنت خواهد خورد. مشروعيت مبارزه مردم فلسطين از ديدگاه ديني اصلاً نياز به بحث ندارد. چرا اين مبارزه از نظر ديني مشروعيت نداشته باشد در حالي كه افراد اين مبارزه همان كساني هستند كه راه انسانيت را همواره مي سازند و در صدد صيانت از اخلاق و ارزش ها برآمده اند. اينان همان كساني هستند كه اراده مسيح(ع) و محمد(ص) را به اجرا در مي آورند. اينان تحقق بخشندگان به اراده الهي هستند كه در مفهوم آيه ضربت عليهم‌الذلة والمسكنة بيان شده است. آري، اينان كساني هستند كه اراده آسماني را لباس تحقق مي پوشانند. دست خدا و دست مسيح(ع) و دست محمد(ص) و دست ارزش هاي والا از آستين اينان بيرون آمده و در قالب اسلحه و بذل خون و جهاد براي اجراي اين احكام آسماني، بسيج شده است.

امروز هنگام حمايت است، نه فردا. اگر ما به اين نهضت و اين حركت بزرگ و اين جهاد مقدس امروز ياري رسانيم، چندين برابر از كمكي كه در آينده به آن خواهيم كرد، ارزشمندتر خواهد بود. همان طور كه خود در گذشته ديديد؛ در همان هنگامي كه بحران فلسطين تازه آغاز شده بود، چون ما از امر دفاع و اتخاذ يك موضع درست شانه خالي كرديم امروز به مصيبت هاوشواري هاي بي شماري دچار شده ايم شمار قربانياني كه ما امروزه در راه مبارزه با اسرائيل تقديم مي كنيم، به مراتب ده ها برابر بيشتر از آن چيزي است كه مي توانست در آغاز اشغال سرزمين ما توسط صهيونيست ها فدا شوند. اگر ما از صد سال گذشته مطابق دستورات ديني عمل كرده بوديم، امكانات فراوان و جهاد بسيار و ثروت هنگفتي را تصاحب كرده بوديم؛ اما اگر چه ما از تمام اينها غافل شديم، ولي امروز نبايد عقب بنشينيم. بايد هر چيزي را كه به دست مي آوريم و در هر چيزي كه تلاش مي كنيم و درباره هر چه كه مي انديشيم، همه در راه خدمت به اين مسأله مقدس باشد. برادران عزيز، در اين راه اين تنها كافي نيست كه ما كف بزنيم و زبان به تحسين بگشائيم و تنها بذل عاطفه كنيم. بلكه برماست كه در اين راه تا آنجا كه در توان داريم از هيچگونه ياري و مساعدت و تائيد به تمام معني كلمه دريغ نورزيم. اينگونه است كه ما مي توانيم تكليف خود را ادا كنيم.

بنده پيش از فرا رسيدن ماه مبارك رمضان در عراق و در شهر نجف اشرف بودم. در آنجا مراسمي به مناسبت يادبود سيدالشهدا(ع) برپا شده بود. اين مراسم بسيار باشكوه است و هر ساله زير نظر مرجع بزرگ شيعيان آيت‌الله سيدمحسن حكيم برگزار مي شود و ديدم عده اي از جوانان فلسطيني هم در اين مراسم شركت جسته بودند و سخنراني هم كردند.

همچنين در همان جا گروهي از عراقي ها را نيز مشاهده كردم كه كمك هاي مردمي را براي كمك به فلسطينيان جمع‌آوري مي كردند. خيابان هاي نجف اشرف و به ويژه خانه هاي اطراف مرقد حضرت علي(ع) پوشيده از شعارهايي بود كه توسط مقاومت فلسطين نوشته شده بود. حضرت آيت‌الله حكيم نيز عده اي از فلسطيني ها را به حضور پذيرفت و براي پيروزي و كاميابي آنان دعا كرد.

از اين رو ما مي توانيم موضعي مذهبي و سالم اتخاذ كنيم كه ما را بر وجوب كمك به اين نهضت در چهارگوشه جهان راهنما باشد. اين امر فرضيه ديني و انساني ما است. ما در اين مجلس مبارك كه به مناسبت حمايت از آرمان فلسطين در ماه مبارك رمضان، ماه روزه و برتري، ماه صبر و آمادگي، ماه ليله القدر و رقم خوردن سرنوشت، ماه فتح مكه و جنگ بدر كبري و ماه پيروزي‌ها برپا شده، حضور يافته ايم. ما در پايان اين ماه مبارك در اين مراسم خجسته شركت جسته ايم و اميدواريم به چيزي دست يابيم كه خداوند را خشنود كند و از عميق ترين و محكم ترين دستاوردهاي اين ماه مبارك باشد. چنانكه در آغاز نهضت اسلام هم همينگونه بود. ما مي گوئيم در همين ماه، پيامبر گرامي اسلام(ص) به مكه قدم نهاد و به پيروزي نهايي دست يافت. آن حضرت در ماه رمضان وارد مكه شد و اين سوره مباركه بر او فرود آمد:

بِسمِ اللهِ الرََّحمَن الرَّحيمِ، اِذا جآءَ نَصرُاللهِ وَالفَتحُ، وَ رَاَيتَ النّاسَ يَدخُلونَ في دينِ‌اللهِ اَفواجاً، فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ وَاستَغفِرهُ اِنَّهُ كانَ تَوّاباً.(نصر:1-3)

به نام خداوند بخشنده مهربان. آنگاه كه نصرت الهي و پيروزي فراز آيد، و مردم را ببيني كه گروه‌گروه به دين الهي درآيند. پس سپاسگزارانه پروردگارت را نيايش كن و از او آمرزش بخواه كه او بس توبه‌پذير است.

ما نيز آرزو داريم چنين سوره اي را در چنين ماهي تلاوت كنيم، آن هم در وقتي كه مقاومت فلسطين و كمك‌كنندگان به او و يارانش به قدس، حرم دوم، پاي مي نهند. همچنان كه پيامبر ما حضرت محمد(ص) در حرم نخست وارد شد. ما در انتظار فرا رسيدن ياري خداوند، چشم به دست اين جوانان دوخته ايم. جوانان مؤمني كه اراده الهي را تحقق مي بخشند.

اما شما اي جوانان ارجمند فلسطيني! اين كساني كه پنجره آرزوها را به روي قلب‌هاي ما گشوديد! اي دستان خداوند در ميان مردم و اي دريچه هاي اراده و خواست او، بر بركات خداوند سير كنيد. اميدها به شماست. چرا كه جهاد شما نشأت گرفته از سه پايه است.

پايه نخست، ايمان است، ايمان به خداوند آفريننده هستي. خدا همه‌جا هست. خدايي يكتا، خدايي كه از آن شماست در زندگي و مرگ. و مرگ براي شما زندگي نويني است. علي‌بن ابي‌طالب(ع) نخستين فدايي اسلام، هنگامي كه پسرش محمد حنيفه را در جنگ نصيحت مي كند، از اين مبدأ يعني ايمان به خدا چنين تعبير مي كند: «اي پسرم اگر كوه ها از جايي بجنبند، تو پابرجا باش.» سپس در ادامه گفتارش مي فرمايد:«جمجمه ات را به خدا وام ده.» و شما نيز جمجمه ها، آرزوها و احساسات خود را به خداوند وام دهيد و بدانيد پيروزي براي شما از جانب خداوند محقق است.

پايه دوم. شما بايد با همه آگاهي و دقت و سنجيدگي، اقدامات و خط مشي خود را برنامه ريزي و طراحي كنيد. حركت علمي و درست مبتني بر آگاهي، قرين پيروزي است، اين عمل موفقيت‌بار است و ما اطلاعا تمان از شما كمتر است، اما مي دانيم كه شما بر چارچوب هاي علمي و درست در روش و جهاد و جنگ و تبليغاتتان تكيه داريد.

پايه سوم. شما بايد در حركت خود از ستيزه گري هاي جنبي بپرهيزيد، اين كار به شما امكان مي دهد تا از توان هاي مطلوب اعراب و مسلمانان و مسيحيان و نيز هر انسان آزاده در هر كجاي جهان كه باشد، استفاده كافي به عمل آوريد. براين‌ اساس موضع شما ما را به ياد موضع جنبش آزادي بخش الجزاير مي اندازد كه توانسته بود از تمام نيروهاي انساني در جهان حتي نويسندگان و مؤلفان فرانسوي و بسياري از كشورهاي ديگر به خوبي بهره برداري كند. ما پيروزي شما را آرزومنديم و از خداوند موفقيت شما را مسألت داريم.

ولي ما در اين كشور عزيز با آن كه افتخار مي كنيم كه لبنان تكليف واجب خود را ادا كرده و پس از اين هم در ميان جامعه عرب و رهبري عربي نيز به تكليف خود عمل خواهد نمود، باز از فرصت استفاده مي كنيم و در مجلس امشب كه برخي از آقايان نماينده هم حضور دارند، درخواست مي كنيم كه مسئولان كشور آمادگي هاي لازم را براي جامعه لبنان فراهم سازند. اين كشور را از جوي كه هم اكنون در آن قرار گرفته خارج كنند و آن را از عواملي كه به سوي ضعف و سستي و فساد و بي تفاوتي و عدم مسئوليت پذيري مي برد، دور نگه دارند. با آن كه ما قانون تقويت ارتش لبنان را تائيد مي كنيم، اما باز خواستاريم كه از همين رهگذر به قانون خدمت سربازي اجباري به عنوان مقدمه اي براي آماده ساختن جوانان لبناني براي پايداري و مقاومت و داخل شدن در قلمرو احساس مسئوليت و جديت و بيرون آمدن از بطالت و بي مسئوليتي توجه شود. همچنين اميدواريم كشور ما به اندازه توش و توان خود به اين حركت كمك و مساعدت كند و باز هم اميدواريم در اين مجلس و امثال آن بتوانيم با همه توان خود به اين حركت ياري رسانيم.

برادران عزيز، آنچه گفته شد تعابير مختصري بود از آن چه در قلب من و قلوب اين شركت‌كنندگان نهفته بود. شما اي جوانان فلسطين مطمئن باشيد كه در قلب هر مؤمن و هر مسلمان و هر مسيحي و هر كسي كه به خداوند و به انسانيت ايمان دارد از كوچك و بزرگ و زن و مرد جايگاهي بزرگ به شما اختصاص داده شده است؛ پس شما هم با اتكاء به بركات الهي حركت كنيد. خداوند شما را تائيد كند و موفق بدارد.

والسلام عليكم


 

 

   درباره ما   زندگینامه    نگارخانه    اخبار    اندیشه امام    درباره امام  

Powered by GT