|
|
|
اي مسلمانان! بار ديگر ماه مبارك رمضان را كه فراقش بر ما گران مي آيد، وداع گفتيم و قدم در بارگاه عيد سعيد فطر نهاديم. پس از آن كه اين وداع و اين تشرف بارها و بارها تكرار شده و باز هم در آينده به اذن خداوند تكرار خواهد شد. هنگام محاسبه خود اميدواريم به آن درجه از بلوغ رسيده و از پوسته ها و ظواهر اين شعاير جاويدان الهي گذشته باشيم و دريافته باشيم كه روزه و نماز و عيد تنها تكاليف و مناسک کليشه ای تحميلي نيستند كه براي ارج گذاردن به خدا تقديم او می كنيم و يا به عنوان ماليات هايي براي عالم غيب پيشاپيش می فرستيم. بلكه اين عبادت، نيروهای محركه و انگيزه هاي تجديد قوه دفاع در حياتي سالم و تصحيح انحراف و خطا در سلوك انساني است. ما به مرحله اي رسيده ايم كه مي شناسيم يك ساعت فكرکردن بهتر از عبادت چندين ساله است. تأمل در شعاير و توجه به انگيزه ها همان چيزي است كه شرع مطهر آن را نيت نام نهاده و جوهر عبادت و محتواي حقيقی اعمال است.
اي گراميداران عيد! شما از چرخه پرورش ماه رمضان بيرون آمده ايد. در حالي كه در عزم و اراده، نيرومند و بر تحمل مشكلات و سختي ها قوي و در برابر هواها و خواهش ها مقاوم گشته ايد. شما از مكتب الهي رمضان با انديشه اي پاك و مشتاق معرفت و با قلبي پاكيزه و حريص به ذكر، به بيرون گام نهاديد. روزه به شما آموخت كه اخلاص براي عقيده و محافظت از آن در پنهان و آشكار چگونه است. اكنون در روز عيد با آمادگي تمام به سوي زندگي مي رويد، تا جامعه اي با كرامت و والا بسازيد كه بخشش ها در آن فزوني مي گيرد و به لياقت ها واستعداد ارج گذارده مي شود و فساد و ريا در آن می ميرد. جامعه اي كه سستی و هرج و مرج در آن جايی ندارد و بخشندگي و احساس مسئوليت در آن موج می زند. شما براي ساختن كشوري فراخوانده شده ايد كه زيبايي و نزهت در آن آكنده است. وطني كه بر علم و نظم تكيه مي كند و براي برگرفتن آلام زحمتکشان و مظلومان و كمر بستن براي خدمت به آنان و برداشتن ظلم و ستم از دوششان قيام مي كند. برادران! ما چند روز پيش در سفر به بدر كبري، نداي خداوند را شنيدم كه مي فرمود: وَاذْكرُوااِذاَنتُم قَليلٌ مُستَضعَفوُنَ فِيالْاََرضِ تَخافُونَ اَن يَتَخَطَّفَكُمُ النّاسُ. (انفال:26) و ياد كنيد آنگاه كه در اين سرزمين اندكشمار (و) مستضعف بوديد (و) ميترسيديد كه مردمان (كافر) شما را (از خانه و كاشانهتان) آواره كنند. اين آيه را شنيديم و واقعيت دردناك توطئه منحرفان و گمراهان را بر ضد خود و سوگند صهيونيست و استعمار را عليه خويش به ياد آورديم. آنگاه نداي ديگري شنيديم كه تأكيد مي كرد: فَاويكُم وَ اَيَّدَكُم بنَصرِهِ وَ رَزَقَكُم مِنَ الطـَّيِّباتِ لعَلَّكُم تَشْكُرُونَ.(انفال: 26) ولي او شما را (نزد يارانتان) جاي داد و به نصرت خويش ياريتان كرد و از پاكيزهها روزيتان داد، باشد كه سپاس بگزاريد. در آوردگاه حنين در ماه رمضان حضور داشتيم: وَ يَوْمَ حُنَينٍ اِذ اَعجَبَتكُم كَثرَتُكُم فَلَم تـُغن ِعَنكُم شَيئاً وَ ضاقَت عَلَيكُمُ الاَرضُ بِما رَحُبَت ثُمَّ وَلَّيتُم مُدبِرينَ.(توبه: 25) و نيز در جنگ حنين ياري كرده است؛ آنگاه كه فزونيتان شما را شاد و شگفت زده كرد، ولي هيچ سودي به حال شما نداشت؛ و زمين با همه گستردگياش، بر شما تنگ آمد؛آنگاه (از دشمن) پشتكنان روي برتافتند. ميدان نبرد حنين را شاهد بوديم و معركه حزيران (خرداد) را كه آتش آن ما را در خود گرفته بود، به ياد آورديم. سپس بازگشتيم و عنايت خداوندي و موفقيت تلاش ها و پيروزي خود را ديديم، چون به اين سخن خداي تعالي گوش فراداديم كه فرمود: ثُمَّ اَنزَلَ الله ُ سَكينَتَهُ عَلي رَسُولِهِ وَ عَلَي المُؤمِنينَ وَ اَنزَلَ جُنُوداً لَم تَرَوها وَ عَذَّبَ الـَّذينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ الكافِرينَ.(توبه: 26) سپس خداوند آرامش خويش را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد و سپاهياني كه شما آنها را نميديديد (به كمك شما) فرو فرستاد و كافران را به رنج و عذاب انداخت؛ و كيفر كافران اين چنين است. و ما نيز به نيروي الهي همانگونه كه رسول خدا(ص) در مكه قدم نهاد گام نهاديم، هنگامي كه خدا فرمود: اِذا جاءَ نَصرُاللهِ وَ الْفَتحُ، وَ رَاَيتَ االنّاسَ يَدخُلُونَ في دينِاللهِ اَفوَاجاً،فَسَبِّح بحَمدِ رَبِّكَ وَاستَغفِرهُ اِنَّهُ كانَ تَوَّاباً (نصر: 1-3) آنگاه كه نصرت الهي و پيروزي فراز آيد، و مردم را ببيني كه گروهگروه به دين الهي درآيند. پس سپاسگزارانه پروردگارت را نيايش كن و از او آمرزش بخواه كه او بس توبهپذير است. همچنين در اين ماه با ياد اسحاق شهيد و ياد قرباني عدالت علي بن ابي طالب(ع) زيستيم و با غم هاي رسول(ص) در عالم الحزن همدردي كرديم. در نخستين دهه از رمضان هنگامي كه ابوطالب ياري گر و حامي پيامبر بدرود حيات گفت و ام المؤمنين خديجه كبري نيز از دنيا رفت، به نيكي تأثير زن مؤمن مجاهد را در زندگي امت مشاهده كرديم. و در آخر «ليلة القدر» عظيمي كه خداوند آن را برتر از هزار ماه قرار داده دريافتيم و به فرمان خداوند آن را لحظه توبه و دعا و نقطه آغاز در بناي حيات نوين خود قرار داديم؛ شبي كه سرنوشت شريف ما، متناسب با گذشته امت بزرگمان، رقم خورد و استمراري حقيقي براي او خواهد داشت.
اي لبنانيان! هان، اينان برادران شمايند كه در رمضان آموزش ديده اند و با قلب هايي پاك و آكنده از محبت و با انديشه هايي درخشان و پر توشه از پندها و با تصميمي قاطع و مخلصانه براي ساختن لبناني زيبا و نيرومند آماده شده اند. ايشان دست هاي خود را به سوي شما دراز كرده اند، تا با شما در دفاع از لبنان و آباد كردن آن و بهبود شرايطش همكاري كنند. پس شما نيز دست هاي مخلص خود را به سوي ايشان دراز كنيد و يك دل و هم صدا در يك جبهه با هم كمك كنيد. در روز ميلاد مسيح براي آزادسازي كشور كمر همت ببنديد و در برابر صهيونيست ها فرياد زنيد: اين خانه پدر من، جايگاه عبادت است، در حالي كه شما آن را لانه دزدان كرده ايد.
اي عزيزان ! ميهن پيش از آن كه در جغرافيا و تاريخ زندگي كند، در قلوب و ضماير ملت خود مي زيد و بدون احساس هموطني و مشاركت، هيچ حياتي براي وطن متصور نيست. اين احساس بايد به گونه اي واضح و سريع و مستمر در ارتقاء شما از سطح مسائل خانوادگي و اقليمي و طايفي و حزبي آشكار شود. اگر در لبنان فريادهايي از شمال برخيزد كه از حقوق هموطنان در بقاع دفاع كند و اگر در منطقه جبل عامل بانگ مردمان بلند شود و حرکت عمراني و تلاش هاي دفاعي را به جنوب لبنان بازگرداند و اگر جمعيت ها و افراد لايق به صورت خاص جهت بالا بردن سطح زندگي زحمتكشان و محرومان كوشش كنند و اگر طايفه اي فرياد كمك خواهي سردهد و احساس همدردي در ديگر طوايف برانگيزد، اين همان وطن دوستي حقيقي و همان وسيله بقا براي هر كشوري است. شما اي مجاهدين فلسطيني، خداوند به شما اين شرف را عنايت كرد و برتريتان بخشيد به اين كه اين عيد را در سنگرها و در عرصه ميدان هاي جنگ پشت سر گذاريد. پس اطمينان داشته باشيد كه ما در اين روزها و در هر روز با قلب و انديشه و زبان و دست خود با شما همراهيم. شما را ياري مي دهيم و آزار و ستم را از شما برطرف مي كنيم و صداي شما را به جهانيان مي رسانيم. شما مشعل هاي راه دشوار ما به سوي پيروزي هستيد. شما طلايه داران سپاه ما و حاميان آينده هستيد، شما آتش نبرد را با روغن خون هايتان برمي افروزيد و با فدا كردن جان و جسمتان اميد به پيروزي و نيروی موفقيت ساز را در جان ما برمي انگيزد.
اي برادران! نيروها و امكاناتي كه خداوند تعالي به لبنان ارزاني داشته، چه در داخل و چه در خارج، بسيار فراوان است. ما در ماه مبارك رمضان و در تعاليم اديان مقدس آموخته ايم كه شرف و بركت اين نيروها آنست كه انسان آنها را در خدمت برادرش به كار گيرد، نه آن كه آنها را به جمود بكشاند. از اين رو مردم اين كشور براي آماده كردن همه نيروهاي خود، به منظور خدمت به مسئله بزرگ جهان عرب، مسئله فلسطين بسيار تلاش خواهند كرد و به زودي اين نيروها را سازمان مي دهند تا استقلال و آزادي را براي هر خانه اي به ارمغان بياورند و دانش و آبادي را به هر روستايي برسانند و با تمام نيرو و عزم از هر منطقه و به ويژه جنوب لبنان پاسداري كنند.
و اي عيد! اينچنين و با آمال و آرزوهايي گسترده به استقبال تو آمده ايم و در شادي افطار، شادي ارواح خود را هنگام ملاقات الهي در تو مشاهده مي كنيم. با تو پيمان مي بنديم كه ما اگر لازم شد براي دستيابي به شادي لقاي خداوند با شهادت در راه حمايت از سرزمينمان و در مشاركت براي آزادسازي اراضي اشغالي خود هر آن آماده و مهيا هستيم. والله الموفق و المعين. اميد كه هر سال شما موفق باشيد.
|