|
به آتش كشيدن مسجد الاقصى |
|
------------------------------------------------------------------------------- |
|
به نقل از کتاب "نای و نی " از مجموعه " در قلمرو
اندیشه امام موسی صدر " |
|
------------------------------------------------------------------------------- |
|
پاسخ هاى امام موسى صدر به پرسشهاى روزنامه بيروتى الجريده در پى به آتش كشيده شدن «مسجد الاقصى»، به نقل از الجريده، 26/8/1969 س: ما با حادثهاى بزرگ در جهان عرب روبرو گشته ايم و آن به آتش كشيدن مسجد الاقصى است. تحليل جناب عالى از اين جنايت چيست؟ ج: اجازه بدهيد، پيش از سخن درباره ديدگاه ما و تكليفى كه در برابر اين جنايت هولناك داريم، براى توضيح بيشتر حقايق و روشنتر شدن افكار عمومى در مورد برخى از نكات صحبت كنم. نكته اول. مى گويند مسجد الاقصى بر ويرانه هاى معبد سليمان ساخته شده است. اين دروغى تاريخى است، زيرا معبد سليمان چندين بار پيش از ساخت بناى مسجد الاقصى خراب شده بود و زمانى هم كه سپاهيان مسلمان به شهر قدس قدم نهادند، از اين معبد هيچ نشانى بر جاى نبوده است. همچنين، هنگامى كه مسلمانان در روزگار خلافت عمر بن خطّاب مسجدالاقصى را مى ساختند، اگر به راستى در آن جا معبد سليمان هم مى بود، آن را از ميان نمى بردند. ضمناً در تاريخ مسلمانان هم، در اين باره چيزى گفته نشده كه مسلمانان معبدى را تخريب كرده باشند تا معبد ديگرى بسازند، همچنان كه در مورد كليساى «القيامة» نيز بدين گونه عمل كردند. گرچه خواندن نماز در كليسا براى مسلمانان جايز است، ولى خليفه وقت، مسلمانان را از اين كار منع كرده بود، اما مسلمانان اين دستور عمر را، دستاويزى براى تخريب كليسا قرار ندادند، بلكه در كليسا نماز گذاردند و آن را با قوّت تمام مسجدى براى خود شمردند. از اين رو، هيچ دليلى در دست نيست كه نشان دهد معبد سليمان تخريب گرديده و بر ويرانه هاى آن مسجد الاقصى ساخته شده باشد. نكته دوم. مسئول اين كار اسرائيل است. هر قدر حكومت اسرائيل در مشوب ساختن يا كتمان حقيقت تلاش كند، عاقبت بايد تمام مسئوليتهاى ناشى از اين عمل خود را به گردن بگيرد. دليل ما آن است كه مدت زمان درازى است كه اسرائيل در جرايد و مجلات درباره احياى معبد سليمان سخن مى گويد و مى خواهد تعصّبات و احساسات نژادپرستانه خود را به نام دين مطرح كند. كمتر از دو سال پيش مجله تايم مقاله مفصّلى منتشر كرده بود و نويسنده مقاله پرسيده بود كه تغيير مسجد الاقصى به معبد سليمان چگونه امكانپذير است و البته نويسنده خود در پاسخ اين پرسش گفته بود كه شايد بتوان با به آتش كشيدن مسجد الاقصى اين مهم را امكانپذير ساخت. اين مقاله موجود است. نكته سوم. تأخير و سستى در اطفاى حريق. هر دولت عقب مانده اى امروزه تجهيزات اطفاى حريق را در اختيار دارد و مأموران مى توانند در عرض چند دقيقه خود را به محل حريق برسانند. نكته چهارم. موضوعاتى كه اسرائيل براى برانگيختن حساسيت يهود در جهان پخش مى كند، سبب اصلى تشجيع و تحريك آنان در ايجاد چنين فاجعه هايى است. در نتيجه، هر دادگاهِ حقى چارهاى جز آن ندارد كه اسرائيل را به علت اين حادثه محكوم و مجازات كند. نكته مهمْ ابعاد حادثه است. آيا به راستى اين آتش سوزى حريقى معمولى بود؟ اگر چنين بود، چرا با اين نوع محكوميّت روبرو شد؟ در حقيقت، ابعاد اين عملْ بسيار گسترده است و مى توان آن را تجاوزى به مردم و مؤسّسات الهى و تجاوزى به زمين و آسمان تلقّى كرد. اين عمل، همچنين، تجاوزى به زمان حاضر و زمان گذشته به حساب مى آيد و ناشى از افراط در نژادپرستى زشتى است كه هيچ گونه حدّ و مرزى پيش روى خود نمى شناسد و حتى به پاكترين مقدّسات ديگران هم اعتنايى نمى كند. مسجد الاقصى خود در نگاه مسلمانان حكايت از رمزى بزرگ دارد. چرا كه اسلام در مكه متولد شد و «اسراء» يعنى انتقال پيامبرص به قدس تعبيرى كنايى از گسترش و انتشار اسلام به شمار مى رود. چشمپوشى از اين كنايه به معناى ايستايىِ اسلام در يك منطقه معين و شبيه به نابودى خانه كعبه است. نابودى كعبه به معناى مرگ اسلام است و همچنين نابودى مسجد الاقصى نشانى است كه معنايش مرگِ انتشار و گسترش اسلام است. علّت اين حادثه جنايتكارانه، بدون ترديد، يهودى گرايى است و يهودى گرايى يعنى تبديل قدس به يك شهر يهودى. در اينجاست كه ما مى گوييم اين خطر بزرگ تنها به شعاير و مؤسّسات اسلامى اختصاص ندارد، بلكه مؤسّسات مسيحى را هم دستخوش تهديد كرده است. چرا كه يهودى گرى، يعنى نابود كردن مؤسّسات مسيحى و اسلامى به يكسان. خلاصه سخن آنكه اين مؤسّسات و نيز همين مسجد الاقصى اكنون در معرض خطر قرار گرفته اند و نيّت اينان يهودى كردن همه چيز است و علّت آن هم روشن است. از اين رو ما مى توانيم با صراحت تمام و با آرامش اعصاب بگوييم كه عربِ امروز، كه همچون امتى است، در معرض امتحان قرار گرفته است. بنابراين، اگر اين جنايت با عكس العملِ متناسب با آن روبرو نشود، من اعتقاد دارم كه اين خود دليلى خواهد بود بر آنكه ما به وجود ايمان و كيانِ امتى كه نام او عرب است ترديد داريم.
س: ما الان بايد دست به كارى بزنيم. به نظر شما نقش مردم در اين ميان چيست؟ ج: بنا بر آنچه گفتم، خطر به نهايت خود رسيده و امكان ندارد از اين بيشتر شود، لذا تكليف آن است كه همه مؤمنان و همه نيروها، از تمام امت عرب، براى خدمت به اين مؤسّسات و محافظت از آنها كمر همت ببندند.
س: شما قصد برگزارى كنگرهاى داريد كه همه رؤساى مذاهب لبنانى را در خود جمع مى كند. بفرماييد در تماسهاى ويژه اى كه براى برگزارى اين كنگره داشته ايد به چه نتايجى رسيده ايد؟ ج: حقيقت آن است كه ما نيز، مثل ديگر هموطنان خود، و همانند شهروندان هر كشور ديگرى، وظايفى بر عهده داريم، مخصوصاً ما در لبنان مى توانيم اقداماتى كنيم كه از دست كسى جز ما برنمى آيد؛ از جمله اين كارها و خدمات، برگزارى كنگره هايى از اين قبيل است. با توجه به ساخت لبنان و تشكيل آن از طايفه هاى مختلف مى توانيم خدمات فعالانهاى در اين زمينه به عمل آوريم. ما به خوبى مى دانيم كه هريك از طايفه هاى موجود در لبنان دوستانى هم در خارج از كشور دارند. لبنان گروههاى بزرگى در خارج از كشور دارد و اگر ما بتوانيم اين نيروها را سازمان دهيم، مى توانيم به گونهاى روشن بر افكار عمومى جهان تأثير بگذاريم. در اين راه و با توجه به اين هدف است كه من از تمام رؤساى طوايف براى تشكيل يك گردهمايى دعوت كرده ام.
س: آيا زمان اين گردهمايى تعيين شده است؟ ج: تماس با رؤساى مذاهب بر سر انتخاب زمان مناسب ادامه دارد. تشكيل اين كنگره اوّلاً وحدت ملى را تقويت مى كند و ثانياً حافظ دوستي هاست، زيرا هيچ بعيد نيست كه اسرائيل براى ايجاد فتنه و آشوب به اسباب و وسايل گوناگونى متوسل شود. چنانكه ديديم كه پس از متهم كردن آن جوان استراليايى و پافشارى او بر دينش همين كار را كرد. بنابراين، خطرهايى وجود دارد كه كشور را احاطه كرده است و وجود اين كنگره كشور را در مقابل اين خطرها مقاوم مى كند. از اين گذشته، كارهايى كه در اين كنگره انجام مى شود بر دوستان و گروه هاى طرفدار ما در خارج از كشور، كه نيروى بزرگى را تشكيل مى دهند، تأثير مى گذارد و به همين علّت مى توانيم از تعدّد طايفه ها در لبنان براى دستيابى به بهترين نتيجه استفاده كنيم و اين بذر حق و راهنماى خيرى است براى اين كشور كه همواره در خدمت به اعراب و حق بوده است.
س: آيا شما به تشكيل اين كنگره اميدواريد و آيا معتقديد اهداف مورد نظر شما در اين كنگره محقّق خواهد شد؟ ج: من جدّاً اميدوارم و در اينجا از افكار عمومى لبنان و انديشمندان و نويسندگان و هر شخص خيرخواه در اين كشور مى خواهم كه مردم را براى شركت در اين كنگره فرابخوانند و آن را تقويت كنند، تا بتوانيم مشكلات فراوان اين راه را پشت سر بگذاريم. اما اعتقادى به پايدارى اين دشواريها ندارم، چرا كه تصميم علماى دينى، خصوصاً در اين موقعيّتهاى حساس، بى ترديد بالاتر از آن است كه مشكلى بتواند پايدارى كند. من بسيار به اين كنگره اميدوارم و به زودى برگزار خواهد شد.
|