درباره ما   زندگينامه    نگارخانه    اخبار    انديشه امام    درباره امام   صفحه اصلی

 
     

شيعه و پريشانی انسان

مقالات

ناپيدای حاضر- به مناسبت هفتمين سالگرد درگذشت «امام سيد عبد الحسين شرف الدين» - 1965/1/1

اسلام و کرامت انسان- مجله لبناني العرفان شماره تابستان  1967

مقدمه امام موسي‌صدر بر کتاب فاطمه زهرا(س) وترفي غِمد- نوشته استاد سليمان كتاني.

مقالات دیگر

مصاحبه ها

فساد، خطرناكترين دشمن ما

روزنامه لبناني الجريده-1969/6/21

شيعه و پريشانی انسان -  مصاحبه امام موسی صدر با روزنامه الدستور پس از آنکه به عنوان رئيس مجلس اعلای اسلامی شيعه انتخاب شد.- 8/6/1969

مصاحبه روزنامه «النهار» با امام موسي‌صدر -27 نيسان 1969

مصاحبه های ديگر

نامه ها

منطقه اضطراب

نامه‏ امام موسي‌صدر به مجلس نمايندگان لبنان-1969.

 

 

نامه های دیگر

پيامها

پیام امام موسی صدر به مناسبت جنگ ژوئن 1967

پیام امام موسی صدر به مناسبت آغاز ماه مبارک رمضان

پیام امام موسی صدر پس از آنكه به رياست مجلس اسلامی شيعيان انتخاب شد- 1969/6/11

 

پيامهای دیگر

سخنرانی ها

مقاومت فلسطين-روزنامه الحياة-17/12/1968

لزوم تشكيلات-1346، قم

علی(ع) موحد بود و بس -1349- کاشان

سخنرانی های دِگر

 

مصاحبه امام موسی صدر با روزنامه الدستور پس از آنکه به عنوان رئيس مجلس اعلای اسلامی شيعه انتخاب شد.

( 8/6/1969)

 

سؤال: انتخاب شما به عنوان رياست مجلس شيعيان در محافل شيعی و در ديگر محافل با استقبال خوبی روبرو شد و علت اين استقبال آن است كه شما توانايی كار كردن و تحقق بخشيدن به اهداف را داريد. اكنون چه می گوييد و قصد انجام چه كاری را داريد؟

 امام موسی صدر: من به خاطر انتسابم به اين طايفه (شيعيان) احساس عشق و قدردانی و مسؤليت می كنم و چون به تاريخ آن می نگرم، صفحات درخشانی را می بينم كه بر توانايی های فرهنگی و مدنيت و بشريت اين طايفه كه كم نظير هم هست دلالت می كند. سپس گذشته را با الان مقايسه می كنم و می بينم انگيزه های من و ديگر افراد اين طايفه را ارضا كند نمی بينم، می دانم كه امكانات و نيروهای سرشار افراد اين طايفه از گذشته بيشتر است. حال من به مقتضای عشق و مسؤوليتی كه دارم درباره علت اين جدايی می انديشم و می بينم كه علت آن در فقدان يک سازماندهی و تشکيلات است. از طرف ديگر من هم مثل هر فرد مؤمن به خدا و دينش می بينم كه يكی از تكاليف واجب من تلاش پيوسته برای خدمت به بندگان خدا در ابعاد روحی و اجتماعی آنان است و معتقدم كه اين خدمت با پديد آمدن تشكيلاتی برای بهبود اوضاع اين طايفه مؤمنی كه رسيدگی به برخی از امور آنها به من واگذار شده صورت كاملتری به خود می گيرد.

 من در برابر لبنان بالاخص، و در برابر امت اسلامی بصورت عام احساس عشق و سرافرازی و مسؤوليت می كنم و دريافته ام كه خدمتی كه ممكن است انجام دهم چيزی بالاتر از توان محدود من است. بنابراين اگر در سازماندهی نيروهای اين دسته از هموطنانم سهمی هم داشته باشم، در واقع به برخی از تكاليف خود عمل كرده ام.

 سؤال: تاريخ شيعه در لبنان از چه وقت آغاز می شود؟ آنها از كجا آمدند و چگونه به جنوب لبنان و سرزمين بقاع رسيدند؟ اولين شيعه ای كه به اينجا آمده كه بوده است.

امام موسی صدر: از يك سال پيش به خاطر تكليفی كه دانشگاه استراسبورگ بر عهده من نهاده بود، در پی پاسخ به اين پرسش برآمده ام و يك نسخه از آن را هم برای روزنامه النهار خواهم فرستاد؛ اما به طور خلاصه عرض می كنم كه تشيع در لبنان از نيمه اول قرن نخست هجری آغاز شد. انتشار شيعه در لبنان از طريق ياران پيامبر بود كه برای دعوت مردم به دين اسلام به سرزمين شام مسافرت می كردند و اين عده در روزگار پيامبر به نام شيعه علی(ع) معروف شده بودند. افرادی همچون ابوذر غفاری و سلمان فارسی و عده ای ديگر.

سپس اين حركت ادامه پيدا كرد و به واسطه بعضی از صحابه بزرگ پيامبر و تابعينی كه با حكومت مدينه و كوفه هماهنگی نداشتند رشد كرد. اينان بر تصرفات خلفا می شوريدند و در مقابل حكام و علل ديگری همچون جنگ صفين كه امام علی(ع) در آن شركت داشت و نيز واقعه شهادت امام حسين(ع) و انتقال اهل بيت او به اين مناطق، مسافرت های اجباری آنان در اين مناطق، و بازتاب اين حادثه بر مردم و ديگر مواردی از اين قبيل سبب شد تا شيعيان به اين مناطق روی آورند. اينگونه علل و عوامل ديگر سبب شد كه شيعه در اين منطقه شكل بگيرد و رشد پيدا كند. تشيع پس از گذشت يك قرن و نيم از اين تاريخ به عصر طلايی خود رسيد و بر اين منطقه از جمله سيطره يافت و در تحولات فرهنگی و تمدنی و هنری اين منطقه نقش عظيمی را ايفا كرد، سپس شيعه با بحران طايفه گری و نزاع دينی و نيز با استمعار وحشی در طول هفت قرن يا بيشتر روبرو شد و باز هم در خلال اين مدت می بينيم كه نقش برجسته ای از ديدگاه انسانی داشته است، مثلاً يك پنجم علمای شيعه و كتاب های آنان در جهان از لبنان است. بدون ترديد اين آزار و اذيت درازمدت اخيراً دامن فرزندان (نسل) شيعه را گرفته است و آن حالتی كه پيش از زمان استقلال لبنان سابقه نداشت، پس از كسب استقلال رفته رفته به وجود آمد.

ما اميدواريم سازماندهی و رسيدگی به امور شيعيان فصل نوينی را در تاريخ شيعه پديد آورد.

سؤال: آيا می توان دانست كه شيعه كيست؟ آنها چه تشكيلاتی دارند؟ و درباره چه چيزی می انديشند؟

امام موسی صدر: درباره اوضاع شيعيان در حال حاضر آنچه که می توانم مختصراً در اين گفت و گو مطرح كنم آن است كه آنها لبنانی های بسيار مخلص و وفادار هستند. نسبت به سرنوشت مشترك اعراب ايمان و احساس مسؤليت دارند و در نظر آنان مسأله اصلی مسأله مطامع صهيونيست ها است.

 اما درباره صفات اخلاقی آنها از فرد ديگری پرسش كنيد، چرا كه تعريف از خود پسنديده نيست. از نظر اجتماعی علی رغم آنكه بيشترين آمار بی سوادی متعلق به آنهاست، با اين وصف برای يادگيری به طرز بی نظيری آماده اند و باز بنابر همين اصل برای بهبود بخشيدن به وضع اجتماعی خود در زمينه های مختلف تلاش و پشت كاری پايان نا پذير دارند.

 سؤال: آيا شيعه درباره پريشانی های انسان معاصر جوابی روشن و واضح دارد؟

امام موسی صدر: مذهب شيعه كه در جميع اصول و مبادی اش مذهبی است اسلامی، ايمان دارد كه دين همان فطرت است:

فَاَقِم وَجهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطرَتَ الله الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَيها.(روم:30)

پاکدلانه روی به دين بياور، اين فطرت الهی که مردم را بر وفق آن آفريده است.

 از اين رو انسان كانون و هدف و مركز توجه همه تعاليم اسلامی است. اما انسان با همه جوانب و ابعاد خود غالباً از شرايط اجتماعی و محيطی كه در آن به سر می برد، متأثر می شود و همين خود بر ضرورت دين و آسمانی بودن آن تأكيد می كند.

 و باز بنابر همين علت است كه می بينيم در تعاليم اسلامی نسبت به واقعيت ذاتی انسان و مراحل زندگی مادی او مطلقاً تجاهلی نشده است، بلكه نيازهای انسانی مقدسند و اجابت آنها از جانب خدا نعمت است و حد و مرزهای صحيح آن تعاليم دينی محسوب می شود.

 اما انسان پريشان و مضطرب معاصر ما به نظر من از زمان آغاز تحول عظيم در صنعت و تمدن و مشاركت عمومی بشريت در امور جهان و تكنولوژی و ايجاد سازمانهای گوناگون به چنين حالتی رسيد، زيرا اين انسان معبود ديگری غير از خداوند (الله) پيدا كرد و به علم و صنعت و ديگر دستاوردهای تمدن صفت مطلقيت بخشيد و خدا را انكار كرد و او را در عالم طبيعت غير مؤثر خواند. ديگر نقش خدا در آفرينش آن بود كه به صورت يكی از عناصر شيميايی در آزمايشگاه يا يك وسيله در كارگاه و يا يك ماده زراعی در زمين درآيد.

 سؤال: آيا توجه انسان به توليد و اكتشاف و كنجكاوی او در مجهولات و تلاش او در ورای معرفت از روی انكار خدا انجام يافت؟

امام موسی صدر: اين انسانی كه خدا را انكار كرد و به مصنوعات و دستاوردهايش (بتهايش) صفت خدا را اطلاق كرد، به سرعت احساس اضطراب كرد، چرا كه علم و صنعت و قوانين مربوط به آنها و محدود شدن انسان در تشكيلات سازمان های گوناگون همه و همه ناپايدار و متزلزل بودند و در طول تاريخ تكامل دگرگونی يافته بودند.

 پس در نتيجه، انسان ثبات و آرامش خود را كه جز با ايمان مطلق به دست نمی آمد، از كف داد و زمانی كه سرعت اين تحولات بيشتر شد، و نظريات علمی و اجتماعی دگرگونی يافت و اكتشافات نوينی كه در تغيير حيات انسانی به شكلی عميق مؤثر بود، رخ نمود، اين مشكل نيز پيچيدگيهای بيشتری پيدا كرد. اضطراب پديد آمد در حالی كه انسان به آب يا هوا تكيه زده بود.

 بنابراين تفسير، من معتقدم كه انسان اگر ايمان كاملی داشته باشد و در ذهن خود نقش حقيقی خدا در جهان را به او باز پس دهد، آن كه او را جانشين اسباب و عوامل مادی قلمداد كند، بلكه به او به عنوان خداوندی كه خالق اسباب و مسببات و سببيت است ايمان بياورد و سپس به دستاوردهای تمدنش از علم و مؤسسات و صنعت و فلسفه و هنر ابعاد حقيقی آنها را ببخشد، در اين صورت احساس قدرت و ثبات خواهد كرد و از زندگی اش لذت خواهد برد و از دستاوردهايش استفاده خواهد كرد. ترديدی نيست كه اين امر نيازمند به تكوين تمدنی جديد است كه تنها بر پايه ماده قوام نمی گيرد و علاوه بر آن همچنين از نو نيازمند به تربيت انسان هم هست.

 سؤال: در قرآن كريم آمده است كه انسان خليفه خدا بر روی زمين است، آيا معنای اين عبارت آن نيست كه انسان نقش برجسته ای در كار آفرينش دارد؟ و خلقت هم جز با كار اضطراب آميز صورت تمام به خود نمی گيرد؟

امام موسی صدر: در پی جوابی كه به پرسش سابق شما داده شد و نيز پس از التزام به اين نكته كه انسان مخلوق خدا و همان عنصر يگانه در تكامل جهان است، می توانيم بگوييم امكانات انسان بنابر تعبير شما در زمينه توليد و خلق محدوديتی ندارد. مفهوم كلمه خليفه الله آن است كه انسان رشد می كند و تا بی نهايت وسعت می يابد و ترديدی نيست كه نقش او، كه همان شناخت و بهره مندی از نيروهای جهان پس از اكتشاف آنهاست، نقشی است هماهنگ با ديدگاه های انسان نامتناهی. برای انسان هيچ حد و مرزی نيست تا احساس تنگی و رسيدن به بن بست به او دست دهد، اما انسان بزرگی كه اين نقش را ايفا می كند ذاتاً مخلوق خداست و اگر روزی بخواهد خود را از اين واقعيت برهاند، خودش را نقض كرده است.

 همان گونه كه اگر دستاوردهای انسان از نظر كمی و كيفی به هر درجه ای كه برسد، باز از حوزه انسان واينكه ساخته های دست انسانی است پا فراتر نمی گذارد، حتی اگر اين مصنوعات انسانی در حيات او تأثير بگذارند و با او همكاری كنند و نحوه زندگی او را دگرگون سازند. اينچنين است كه در پشت آنچه شما آن را مخلوق انسان می ناميد، همواره اهداف دائم و غالباً نيازمندی های روبه افزايش او و غريزه او برای كسب آگاهی را می بينيم. اما اين اضطراب از آنجا ناشی شد كه انسان نتوانست به نيازهای معنوی و ملزومات ايمانش پاسخ دهد. از اين رو، ايمان ضعيف شد و رخت بر بست، يا آنكه به شبه ايمان تبديل گرديد. در نتيجه به خاطر فقدان ايمانی زنده، احساس جدايی از هستی و غربت سراسر وجود انسان را فراگرفت و به اضطراب مبتلا شد. دست يافته های فراوان او هم وی را سودی نبخشيد.

 سؤال: آيا ايمان به خدا رشد كل انسان را سبب می شود و آيا اين رشد ريشه های اضطراب او را از ميان می برد؟ و اگر اينطور باشد اضطراب موجود در انسان های بزرگ را كه اساس ايمان شناخته می شوند چگونه تفسير می كنيد؟

 امام موسی صدر: رشد كلی به معنای مشخص كردن حد و مرز جايگاه انسان در هستی و آفرينش تبيين و تعيين دامنه گسترده و رسالت حياتی اوست كه نتيجه طبيعی ايمان به خداست. درمان اضطراب در ذات و بطن اين راه و جهت گيری است، اما معنای اين سخن تحديد حركت انسان و ابعاد فعاليت های حياتی او نيست، از اين رو انسان مؤمن با مشكلات بسياری در راه روبرو می شود و حيران می ماند و در تجربه ها خطا می كند، اما در چنين مواقعی به قول ما احساس اضطراب ذاتی نمی كند. بلكه اضطراب او نتيجه حتمی توقعات متعالی او عدم رضايتش از آن چيزی است كه در پيرامون او جريان دارد. و همچنين می تواند ناشی از تلاش هميشگی وی برای ساختن آينده ای بهتر باشد. به عبارتی دقيق تر قلب اين انسان، مطمئن و در پايگاهی تزلزل ناپذير قرار دارد و به آينده می نگرد و اين صفت مردان بزرگ سازنده تاريخ است.

 اما انسان بزرگی كه دچار اضطراب ذاتی می شود و در حالت شك و ترديد قرار دارد، نمی تواند در ساختن آينده مشاركت داشته باشد. چرا كه جريان سليم خلقتی كه قبل از وی آغاز شده در وجودش است. لذا او بی هدف در می ماند.

 البته انكار نمی كنم كه عده ای از (ابر مردها و مردان بزرگ) كه دچار اضطراب هم بوده اند خدماتی به انسانيت كرده و ارمغان هايی به او عرضه داشته اند. اما من مايلم اين خدمات را ثمره ريشه های ايمان در عقل باطنی (ضمير ناخودآگاه) كه با آنان و با هر انسانی همراه است تفسير كنيم.

 سؤال: آيا اعتقاد نداريد كه عوامل اجتماعی و فردی همچون عشق و جنسيت و سرگذشت آدمی ايمان را به جنبش وامی دارد و انسان مؤمن را در ميان چندين گرايش سرگردان می دارد؟

 امام موسی صدر: گمان می كنم در گفتگوی قبلی خود به اين مطلب هم اشاره ای هم كرده ايم. احساس عشق و جنسيت و نيازهای بشری و انديشه درباره سرنوشت همه از ژرفای وجود انسان سرچشمه می گيرد و ايمان نيز برای اين نيازها پاسخ و رهنمودهايی دارد. اگر انسان به اين پاسخ ها و راه حل ها و رهنمودها توجه كند ايمانش نيرو می گيرد وگرنه ايمان او هم ضعيف می شود. البته همكاری و هماهنگی احساسات انسانی با يكديگر  قابل انكار نيست. اما درباره همان شمار اندك (ابرمردان) شايد بتوان آنان را با اين قاعده كلی تفسير كرد كه توجه بيش از حد بر هر بعد از ابعاد زندگی منجر به رشد بيشتر از حد آن بعد نسبت به ساير ابعاد می شود.

 

 سؤال: آيا گرايش دينی با گرايش ملی تعارض دارد؟ از آنجا كه هر دو گرايش بر اهميت ايمان تأكيد دارند.

 امام موسی صدر: صرف نظر از تأكيد بر اهميت در هر دو گرايش، اگر ملی گرايی (ناسيوناليسم) بر ايمان به عنوان عنصری برتر از ديگر عناصر تكيه نكند، ما آن را نژادپرستی می خوانيم و نمی پذيريم.

نژادپرستی به اين معنا كه عده ای از بنی بشر را كه دارای تاريخی مشترك و آمال و دردهای مشابه و فرهنگی نزديك به هم هستند در آن اثر می گذارند و آن را به حد مبالغه آميزی اصالت می دهند.اما قوميت مرحله ای طبيعی در زندگی انسان بين فرديت و بشريت جهانی به شمار می آيد.

 شكی نيست كه پايه تكوين جوامع بر همكاری و مبادله تجربيات و در اختيار گذاردن دستاوردها ميان انسان ها استوار شده است. و مليت در تكوين اين توانايی ها نقش بزرگی دارد. اين تفسير از قوميت به طور حتم با تعاليم دينی منافات ندارد. قرآن كريم می فرمايد:

 يا اَيُّهَا النّاسُ اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ اَو اُنثی وَ جَعَلناکُم شُعُوباً وَ قَباِئلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللهِ اتقيکُم.(حجرات:13)

هان ای مردم همانا شما را از يک مرد و زن آفريده ايم و شما را به هيأت اقوام و قبايلی در آورده ايم تا با يکديگر انس و آشنايی يابيد، بی گمان گرامی ترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست.

 بنابراين وجود قبايل و شعوب و نظاير آنها تا زمانی كه مبدأ شناخت و معرفت باشند، يعنی شناخت هر گروه از آنچه كه در اختيار گروه ديگر است كه در نتيجه به همكاری و تعامل ميان آنها منجر می گردد، امری است كه مدنظر دين است.

 سؤال: آيا معتقديد كه مناسب و مفيد است كه دين از حكومت جدا شود؟ اگر نه چرا؟

امام موسی صدر: اين بحث، بحثی علمی و تاريخی و بسيار گسترده است. از شما می خواهم با توجه به كمبود وقت آن را به موقع ديگری موكول كنيد تا من برای شما و روزنامه گرامی تان در اين باره مقاله ای جامع بنويسم.

 سؤال: آيا شما با دخالت علمای دينی در سياست موافقيد؟ محذورات اين دخالت و عواقب آن چيست؟

 امام موسی صدر: امروز عصر (چهارشنبه 4 حزيران) بيانيه ای در همين باره از جانب مجلس اعلای شيعه صادر می شود كه می توانيد آن را خلاصه و به اين مصاحبه اضافه كنيد.

 سؤال: چه فرقی يا تناقضی - البته اگر بتوان تناقض ناميد - در ميان شيعه و سنی هست؟

 امام موسی صدر: در ميان شيعه و سنی مطلقاً تناقضی وجود ندارد، بلكه هر دو، مذاهبی از يك دين به شمار می روند. من ماه پيش مقاله ای درباره اين موضوع به ضميمه روزنامه النهار فرستادم و همچنين در مصاحبه مطبوعاتی در مجلس لبنان صرفاً درباره اين موضوع گفت و گو كرده ام.

 پرسش های ديگر ما عبارت بود از فعاليت ها و همكاری های انسان در جامعه اش و ذوب شدن او در وحدت و اتخاذ موضعی رشد دهنده به يك مذهب معين از ديدگاه يك مذهب ديگر. ولی شمار ديداركنندگان در محل مصاحبه روبه فزونی رفته بود و فرصت گفتگو با علامه صدر نيز كم، از اين رو وی پاسخ به اين سؤالات را به موقع ديگری موكول كرد تا با داشتن وقت بيشتر دنباله اين مصاحبه را پی بگيرد.


 

 

   درباره ما   زندگینامه    نگارخانه    اخبار    اندیشه امام    درباره امام  

Powered by GT