|
80ميليون شيعه در جهان
وجود دارد. از اين عده تنها 12ميليون نفر در كشورهاى عربى به سر مى
برند. 150هزار نفر نيز در آمريكاى لاتين زندگى مى كنند كه
پستهاى كليدى و بخشهاى اجتماعى و اقتصادى را به خود اختصاص
دادهاند و مى توانند همچون سفيران
غيررسمى نقش فزايندهاى در حل مسائل جهان عرب و اسلام و نيز آزادى
و پيشرفت و ترقى اجتماعى ايفا كنند.
شيعيان كيانند؟ چگونه فكر مى كنند؟ اصلاً مذهب شيعه چيست؟ اختلاف
آنان با ديگر فرقه ها و مذاهب اسلامى چيست؟ نقاط اشتراك و تفاهم و
نقاط اختلافشان چيست؟ افقهاى پيش رو براى همكارى بين شيعه و ديگر
مذاهب اسلامى چيست؟
پنجمين همايش مجمع پژوهشهاى اسلامى كه چندى پيش در قاهره تشكيل شد،
فرصت بسيار خوبى به وجود آورد تا براى سؤالهاى فوق و برخى سؤالهاى
ديگر، به جوابهاى رضايتبخش و قانع كننده اى برسيم. گزارشگر نشريه
روز اليوسف با امام موسى صدر، رئيس مجلس اعلاى شيعيان لبنان، كه با
فعاليتى چشم گير در برنامه هاى همايش حضور داشت، ملاقاتى داشت كه
گزارش آن در پى مى آيد. داستان را از ابتدا آغاز كنيم...
س: شيعه از كجا آمده و اولين فرقه اسلامى شيعه در جهان اسلام چه
زمانى ظاهر شد؟
ج: هر كس انسان ديگرى را به عنوان امام و رهبرِ خود بپذيرد، در
حقيقت، شيعه او شده است؛ يعنى از او پيروى مىكند و او را بر خود
مسلط ساخته است.
در آغاز اسلام گروهى از اولين مسلمانان از اهل بيت پيامبر(ص) پيروى
كردند و آنها را امام و رهبر خود برگزيدند. از اينجا بود كه اسم
شيعه آل البيت (عليهم السلام) را به دست آوردند. بسا خود پيامبر(ص)
اولين كسى بود كه اين نام را بر شيعيان نهاد، آنگاه كه او عده اى
از بزرگان صحابه را كه پيوند محكم و استوارى با على بن ابى
طالب(ع) داشتند، شيعه على خواند... نامگذارى حضرت رسول(ص) را مى
توان در حديث صحيحى كه حاكم در كتاب شواهد التنزيل، عسقلانى در
كتاب الصواعق، و طبرانى، ديلمى و ابنحنبل هر كدام در كتابهاى
مناقبشان و سيوطى در تفسير الدُّرُّالمَنثور آورده اند، مشاهده
كرد. آنجا كه پيامبر(ص) مى فرمايد:« يا على ستأتى يوم القيامة انت
و شيعتك راضيين مرضيين»(اى على، روز قيامت تو و شيعيانت وارد مى
شويد در حالى كه هم شما از خداوند خوشنوديد و هم خداوند از شما
خوشنود است.) افرادى چون سلمان فارسى، مقداد دؤلى، عمار ياسر، جعفر
بن ابى طالب، همچنين ابوذر غفارى، اولين سوسياليستهاى انقلابى در
اسلام، از شيعيان حضرت على(ع) بودند. از زنان نيز مى توان از
امالمؤمنين امسلمه و حضرت فاطمه(س) دختر پيامبر و ماريه قبطيه
نام برد. مذاهب ديگرى نيز هست كه ما در اين جا، به طور خلاصه، به
مهمترين مذهب كه همان شيعه دوازده امامى است، مىپردازيم.
س: عقايد مذهب شيعه اماميه چيست؟
ج: اولين مطلبى كه بايد گفته شود اين است كه مذهب اماميه بيش از
مذاهب ديگر پيرو دارد و اكثريت قريب به اتفاق شيعيان در جهان كه
عده آنها از هشتاد ميليون نفر هم تجاوز مىكند، پيرو اين مذهب اند.
شيعيان اماميه در اصول و عقايد كلى و اساسى اسلام با ديگر فرقه
هاى اسلامى اختلافى ندارند.
س: نقاط اشتراك و تفاهم چيست؟
ج: ايمان به خدا و يگانگى او، ايمان به فرشتگان و كتابهاى خدا و
رسولان الهى، ايمان به روز قيامت و... از امورى است كه هر شيع هاى
در آنها راسخ است؛ قرآن كريم، به همين صورت كنونى، كتابى است
آسمانى كه هم الفاظ و هم معانى آن از طرف خداوند نازل شده است؛
نمازهاى پنجگانه در اوقات مخصوص، قبله، روزه، حج و جهاد، زكات،
همچنين امر به معروف و نهى از منكر، تمام اين احكام و قواعد
اسلامى، قوانينى هستند كه هر شيعهاى همه را كاملاً پذيرفته است.
محمد(ص) خاتم پيامبران است و هيچ پيامبرى پس از او نخواهد آمد؛
حلال او تا روز قيامت حلال و حرامش تا روز قيامت حرام است. اسلام
تنها دين الهى است كه تمام پيامبران به آن بشارت داده اند و دينى
است كه تا ابد جاودانه خواهد بود. هر پيامبرى داراى شريعت و آيين
خاصى بوده است، همان طور كه قرآن كريم نيز به اين امر تصريح مىكند
و محمد(ص) كامل ترين دين خدا را به بهترين و روشن ترين شيوه و با
تشريعى آسان به مردم ابلاغ كرده است. دين اسلام دربرگيرنده تمامى
جوامع و ملتها و براى همه جهانيان است، خداوند آن را رحمتى براى
همه عالميان و هدايتى براى همه مكانها و عصرها و نسلها بدون استثنا
قرار داده است. اسلام بالاتر از عقيده است، اسلام فرهنگ و ساختار
كاملى براى زندگى است، همچنين رفتار و اخلاق انسان نيز از آن
سرچشمه مى گيرد و كتاب اسلام، يعنى قرآن،كه وحى مُنزَلِ الهى است،
نوشته اى است كه روابط انسان را با پروردگارش تنظيم مى كند.
آنچه گذشت نقاط اشتراكى است كه شيعيان در آنها با هيچ مسلمان ديگرى
كه مانند او از اسلام راستين پيروى مىكند، اختلاف ندارند. البته،
در حقيقت، در دو مورد اختلاف نظر وجود دارد كه از اختلافهاى فرعى
به شمار نمىروند، بلكه دو اختلاف اساسى اند، كه دو ركنِ مذهب شيعه
به شمار مى روند. از ديدگاه شيعه اماميه ايمان حقيقىْ كامل نيست
مگر با وجود اين دو ركن اساسى در كنار يكديگر به همراه ساير احكام
و قواعد اسلامى كه قبلاً برشمرديم.
س: نقاط اختلاف؟
ج: دو اختلافى كه شيعيان را متمايز مىكند، مسئله عدل و امامت است.
در اين جا مى كوشيم با شرحى گويا و خالى از ابهام اين دو مسئله را
بررسى كنيم.
س: آيا درباره عدل اختلافى وجود دارد؟
ج: در گذشته فقط بعضى از مسلمانان به عدل الهى اعتقاد داشتند اما
در حال حاضر همه به آن ايمان دارند. همه شيعيان، از همان لحظه
آغازينِ مسلمان شدن، به عدل الهى ايمان مى آورند و آن را مطلق مى
شمارند، به گونه اى كه ارتكاب هرگونه ظلم و قبحى از سوى خداوند
محال است.
س: جايگاه حوادثى چون سيل و زلزله در عدل الهى كجاست؟
ج: شيعه، با ايمان به عدل مطلق الهى، اين حوادث را تفسير مى كند و
بنابراين به آرامش روحى مى رسد. خلقت خداوند مسائل و حكمتهايى
دارد كه بر ما پوشيده و پنهان است. همچنين خداوند مصلحتهايى را در
نظر مى گيرد كه فقط بعضى از آنها را درك مى كنيم و از درك بعضى
ديگر عاجزيم. چه بسا يكى از حكمتهاى وجود اين مصيبتها برانگيختن دو
غريزه حب بقا و ميل هميشگى به بهتر شدن باشد. چرا كه اگر اين خطرها
و تهديدهاى طبيعى نبود، تمدنها به وجود نمى آمد و علوم پيشرفت نمى
كرد.
س: ستمهاى اجتماعى، مانند فقر، جهل و عقبماندگى را چگونه مى توان
توجيه كرد؟ حكمت آنها چيست؟
ج: فقر و ظلم و مشكلات اجتماعى نتيجه كارهايى است كه خود مردم
انجام مى دهند و خداوند مى خواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به
آنها بچشاند، باشد كه به راه حق بازگردند.
امامت
امامت نزد شيعيان مفهوم عقيدتىِ روشنى دارد: ولايت. ولايت نزد
شيعيان به معناى حكومت حقى است كه امور كشور و مردم را اداره مى
كند. اين كلمه برگرفته از اين فرمايش خداوند متعال است:
النَّبِىُّ أَوْلى بِالمُؤمِنينَ مِنْ أنْفُسِهم(6:33) (پيامبر
نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.) امامت معنایى فقهى نيز
دارد كه در مبحث فقه شيعه در مورد آن سخن خواهيم گفت. همان طور كه
گفتيم، امامت يكى از اصول مذهب شيعيان به شمار مى آيد. هنگامى كه
خداوند در قرآن مى فرمايد: النَّبِىُّ أَوْلى بِالمُؤمِنينَ مِنْ
أنْفُسِهِم، يك شيعه چنين برداشت مى كند كه رسول اكرم(ص) داراى
دو مقام الهى است. مقام اول، رسالت است، به اين معنا كه خداوند او
را مأمور كرده است تا احكام الهى را به تمام مردم ابلاغ كند.
پيامبر اين وظيفه را، به بهترين وجه، با امانت و دقت، به دور از هر
گونه سستى و كاستى، در 23سال پياپى، به انجام رسانيد. مقام دوم،
ولايت است، به اين معنا كه خدا پيامبر را مأمور كرد تا قانون
خداوند را اجرا كند و جامعه اى اسلامى تأسيس كند كه در آن روابط
بين مردم با يكديگر و نيز رابطه آنها با حاكم و خداوند، به صورتى
منظم و مرتب، برقرار شود. اين وظيفه الهى به سبب اصل ولايت صورت
گرفت. چون رسول(ص) توانست اين هدف بزرگ را عملى كند، به آن حضرت
مقام حكومت بر مردم و قضاوت در امورشان را داد. خداوند اطاعت از
پيامبر را، در امورى كه براى جامعه اسلامى ضرورى تشخيص مى دهد، بر
مردم واجب كرده است. از جمله در رهنمودها و دستوراتى كه در كنار
احكام كلى اسلام صادر مى شود، كه اجراى آنها اطاعت از خداوند به
شمار مى آيد. وقتى كه مردم از تعاليم و دستورات رسول(ص) كه به
موجب اصل ولايت صادر مى شود اطاعت مى كنند، از پيامبر اطاعت مى
كنند. اطاعت از پيامبر را هم خداوند واجب كرده است و اطاعت از
رسول همان اطاعت از خداوند است.
تاريخْ بيانگر اين است كه حضرت رسول(ص) اين حق ولايت را اعمال كرد
و زمام امور را در شهر مدينه به دست گرفت و شروع به وضع قوانين كلى
نمود كه مى تواند پايه و اساسى براى سازمان دهى و تشكيل جامعه كامل
اسلامى در چارچوب شريعت الهى باشد. در اين زمينه احكام و دستورات
زيادى صادر كرد كه به زندگى فردى انسان و نيز فعاليتهاى او در
زمينه هاى اجتماعى، سياسى، اقتصادى و دفاعى مربوط مى شود.
هركس سيره پيامبر را در آن دوره درخشان از اسلام بررسى كند، به
جزئيات ظريف و جالبى از توجه حضرت رسول(ص) به پشتيبانى از جامعه
اسلامى در مقابل دشمنان خارجى و منافقان و فرصت طلبان داخلى دست می
يابد. هم چنين درمى يابد كه اسلام چگونه با وضع قوانين و نظامهاى
اجتماعى از ايجاد شكاف و دودستگى در جامعه جلوگيرى می كند و در
برابر عقب ماندگى و حماقت و ركود و سستى در توليد می ايستد.
زمانى كه پيامبر امتش را ترك كرد و به ملكوت اعلى پيوست، پس از ده
سال و چند ماه كه ولايت امور مسلمانان را برعهده داشت، امر ولايت
براى تكميلِ جامعه جديد، به موضوع بحث و اختلاف ميان مسلمانان
تبديل شد. پس بايد، آشكارا و بدون حساسيت، اين مسئله را مورد بحث و
بررسى قرار دهيم.
ولايت پس از پيامبر(ص)
عقيده شيعه در اين مسئله، در حقيقت، از انديشه اى اصيل سرچشمه
مىگيرد كه نزد آنان عبارت است از اينكه در خصوص چنين شخصى كه عهده
دار امور جامعه می شود، حتماً بايد روايت صريحى از پيامبر(ص) و
دستورى از سوى خداوند تبارك و تعالى وجود داشته باشد. او همان كسى
است كه نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است. زيرا جامعه اسلامى
تفاوت اساسى با جامعه جاهلى دارد و در حقيقت اسلامِ انقلابى بود كه
جامعه جاهلى را از بُن دگرگون كرد. نظام جديد براى اينكه در جان و
روح مردم رسوخ كند به كسى نياز داشت كه بتواند به آن نظام اهتمام
ورزد و اين همان مقامِ ولايت است كه، بر اثر تشكيل آن جامعه
متفاوت، حساسيتها و دقتهايى به دست آورده بود. بنابراين، انتخاب و
گزينش چنين شخصى در آن دوران به علت حساسيت فراوان آن زمان بايد از
طرف خداوند تعالى صورت مى پذيرفت و با آن مرحله نوپا از جامعه
جديد دينى با احتياط و دقتى كامل برخورد می شد. اين گزينش عملاً
انجام گرفت، كه داستانى ژرف دارد.
هنگامى كه رسول اكرم(ص)، به همراه گروهى از مسلمانان، در راه
بازگشت از حجة الوداع، به مكانى در كنار بركهاى (غدير) رسيدند،
كاروانها را نگه داشت و سپس خطاب به آنها فرمود: «آيا من نسبت به
شما از خودتان سزاوارتر نيستم؟» گفتند: «آرى.» فرمود: «هر كس كه من
مولاى اويم اين على مولاى اوست.» سپس از مردم خواست كه با او در
مقام اميرالمؤمنين بيعت كنند.
امر ولايت منشأِ تلاش براى بنيان نهادن حكومت صالح ميان مسلمانان
است. اين كار از مهم ترين واجباتِ اسلام و از بالاترين وظايف يك
مسلمان به شمار مى رود. بدين معنا كه برگزيدن شخصى كه عهده دار
امور مسلمين مى شود يك وظيفه مهم دينى است. شيوه هاى جستجو و
انتخابِ زمام دار در زمان كنونى، به دليل اختلاف شرايط زمانى، با
شيوه هايى كه در اوايل دوران خلفاى راشدين و پس از رحلت حضرت
رسول(ص) وجود داشته است، تفاوت دارد. از سوى ديگر، تاريخ بر اساس
ترتيب مشهور و ظاهرىِ خلفاى راشدين، كه على بن ابىطالب(ع) را
آخرين نفر از چهار خليفه می داند، رقم خورده است. اما بحث و گفتگو
درباره درستى آنچه اتفاق افتاده سودى ندارد. بنابراين، بايد تمام
اهتمام و توجه خود را به زمان حال معطوف كنيم. اكنون بحث از ولايت،
از اين رو كه بايد براى برپايى حكومت صالح تلاش كرد، اولين واجب
مسلمانان است. چرا كه حكومت صالح مهمترين عامل براى برپايىِ جامعه
صالح است و جامعه صالح، پيش از هر چيز، همانند خاك حاصلخيزى است كه
انسانهاى صالح را پرورش مى دهد.
در حقيقت، پس از بررسى ديدگاه شيعه درباره عدل و امامت، به نظر مى
رسد كه بين شيعه و ديگر فرقه هاى مسلمان، حد اقل، اختلاف اساسى كه
مانع تفاهم و گفتگو ميان آنها شود وجود ندارد. بنابراين، عدل و
ولايت با ايمان بيشتر مسلمانان نزديك است.
آزادسازى فلسطين، نخستين مشكل كنونى شيعيان
س: قبل از آنكه بحث درباره موارد اختلاف بين شيعه و ديگر مذاهب
اسلامى را خاتمه دهيم، بايد به اتهام ديرينه اى كه به تشيع نسبت
مى دهند اشاره كنيم. مى گويند شيعيان نسبت به برخى از صحابه
بدگويى مى كنند و به آنان دشنام مى دهند. حقيقت در اين مورد چيست؟
امام موسى صدر، رئيس مجلس اعلاى شيعيان لبنان، به اين سؤال با
صراحت كامل پاسخ داد.
در حقيقت، اين اتهام به هيچ وجه به مذهب تشيع وارد نيست. حتى خودِ
حضرت على(ع) هنگامى كه اصحابش در جنگ صفين به معاويه و لشگريانش
بدگويى مى كردند، آنها را به شدت از اين كار منع مى كرد.
گفتگو همچنان بين من و امام موسى صدر ادامه دارد و او در بيان
اصول و فروع مذهب تشيع با سخنان سودمندش حق مطلب را ادا مى كند.
بحث ما به فقه شيعه و مذهب جعفرى كشيده شد...
س: منابع و آموزه هاى اين مذهب چيست؟
عالم بزرگ شيعيان لبنان مى گويد: «مسلمانان در شناخت اسلام و
احكام و رهنمودهاى آن از كتاب خدا و سنت رسول اكرم(ص)، كه دو منبع
اصلى است، استفاده مى كنند. بيشتر مسلمانان، سخنان صحابه را نيز
سومين منبع در شناخت شريعت اسلام به حساب مى آورند. اما در اين
منبع سوم، شيعه با سايرين اختلاف پيدا مى كند. شيعه در عين احترامى
كه براى صحابه قائل است، گفتار آنها را حجت نمى داند مگر در مواردى
كه به روايات پيامبر تعلق گرفته باشد يا اينكه سخن صحابى درباره
ضرورت رجوع به پيامبر در امور پيروى كردن از ايشان و توجه به سخنان
ايشان باشد. شيعيان به سخنان اهل بيت پيامبر استناد مى كنند، زيرا
خودِ پيامبر به تمسك به آنها و پذيرفتن سخنانشان سفارش كرده است.
شيعيان به ارشادات و رهنمودهايى كه دائماً از پيشوايان، به ويژه در
دوران امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) مى شنيدند، ملتزم و
پايبند بودند و اين رهنمودها آنها را در ايجاد چهارچوبى عقلانى
براى تعاليم دينى يارى مى كرد، به طورى كه با اجتهاد از طريق آنها
خطرى براى دين به وجود نمى آمد. به همين علّت باب اجتهاد نزد آنان
هنوز باز است. از سوى ديگر، تعداد زيادى روايت كه از طرف خدا بر
زبان اهل بيت(ع) جارى گشته بود، نزد آنان پديد آمد. همه اينها فقه
شيعه را پربار و مبانى عيقدتى آن را غنى كرد و باعث گشوده شدن
درهاى پيشرفت، نوسازى، نشاط و طراوت به روى فقه گرديد. پس فقه و
امام معصوم، مورد اختلاف ديگرى بين شيعيان و بقيه مسلمانان است و
اين اختلاف ما را با يك اختلاف ديگر يعنى اجتهاد و مرجعيتْ آشنا مى
كند.
اجتهاد به معناى فهم جديد و مترقى با استفاده از متون دينى و منابع
فقهى است؛ نه قانونگذارى جديد و نه جمود و تأكيد بر يافته هاى
گذشته. اما اجتهاد امرى دشوار است چرا كه دامنه فقه و منابع آن
گسترش يافته و حوادثى كه براى كتابها و كتابخانه ها اتفاق افتاد
بين سرچشمه هاى اصلى فاصله انداخت، همچنين سستى بعضى افراد در
نگهدارى كتابها، نيز جعل احاديث از سوى دشمنان اسلام و ديگران،
مشكلات زيادى در اين راه به وجود آورده است. از سوى ديگر، ارتباط
بين حوزه فقه و ديگر حوزه هاى اجتماعى، ارتباطى پابرجا و جدايى
ناپذير است. اين مشكلات و مانند آنها، در گذشته، اجتهاد را در جهان
اسلام به صورت ويژگى نادرى درآورده بود كه عالمان برجسته به آن روى
مى آوردند و بيشتر عمر خود، بلكه تمام آن را صرف اين كار مى كردند.
مكلَّفان بايد در مسائل شرعى و احكام دينى از مجتهدان نظرخواهى
كنند و نظر ايشان را بپذيرند. ائمه معصومين (عليهم السلام) همه
مسلمانان را به پيروى از فقها و حركت در مسيرشان سفارش كردهاند.
چرا كه اگر كسى از فقها روى بگردانَد مانند كسى است كه از خدا روى
گردانده است. منظور از عصر غيبت، دورانى است كه امام در بين امت
حضور ندارد. بنابراين، زمانِ انتظارِ ظهورِ امام است. در احاديث
متواتر از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه «اگر از عمر زمين تنها يك
روز باقى مانده باشد در آن روز مردى از خاندان من ظهور خواهد كرد
كه همنام و هم كنيه من است. او زمين را پر از عدل و داد مى كند
بعد از آنكه ظلم و ستم آن را فراگرفته است.» او همان «مهدى منتظر»
است و عصر حاضر همان دورهاى است كه «غيبت كبرى» ناميده مى شود.
وظيفه مسلمانان در اين عصر پيروى از مجتهد است. مجتهد تنها مرجعى
است كه صلاحيت انجام مسئوليتهاى امام را در مسائل دين دارد. البته
در صورتى كه آن مجتهد بنا بر حديث شريفْ خويشتن دار، نگهبانِ دينِ
خود، مخالفِ هواى نفس و فرمان بُردار مولاى خويش باشد. تنها مجتهد
عادل، حق فتوا دادن و قضاوت در مسائل و احكام شرعى را دارد و نيز
مى تواند تا حد امكان به امور حسبى رسيدگى كند.
مرجع اعلم و شيوه انتخاب او
س: اكنون نقش مجتهد را شناختيم. بفرماييد نقش مرجع اعلم چيست؟
ج: نظرخواهى از عادل در احكام دينى در حقيقت مراجعه انسان به
متخصصان يا به تعبير قرآن سؤال از اهل ذكر در آن احكام است. اگر
آرایِ مجتهدانْ متفاوت باشد و مكلف بتواند به فقيهترين و
عالمترين آنها رجوع كند، اين كار بر او لازم و واجب است. اين است
مبناى انتخابِ مرجعِ اعلم، كه فقيه ترين شخص بين مجتهدان زنده
است، بر طبق مذهبِ تشيع.
س: بسيار خوب، پس از اينكه دانستيم مرجع اعلم در مذهب تشيع چگونه
انتخاب مى شود، بفرماييد اكنون چه كسى اين منصب را بر عهده دارد؟
|