درباره ما   زندگينامه    نگارخانه    اخبار    انديشه امام    درباره امام   صفحه اصلی

 
     

ناپيدای حاضر

مقالات

ناپيدای حاضر- به مناسبت هفتمين سالگرد درگذشت «امام سيد عبد الحسين شرف الدين» - 1965/1/1

اسلام و کرامت انسان- مجله لبناني العرفان شماره تابستان  1967

مقدمه امام موسي‌صدر بر کتاب فاطمه زهرا(س) وترفي غِمد- نوشته استاد سليمان كتاني.

مقالات دیگر

مصاحبه ها

فساد، خطرناكترين دشمن ما

روزنامه لبناني الجريده-1969/6/21

شيعه و پريشانی انسان -  مصاحبه امام موسی صدر با روزنامه الدستور پس از آنکه به عنوان رئيس مجلس اعلای اسلامی شيعه انتخاب شد.- 8/6/1969

مصاحبه روزنامه «النهار» با امام موسي‌صدر -27 نيسان 1969

مصاحبه های ديگر

نامه ها

منطقه اضطراب

نامه‏ امام موسي‌صدر به مجلس نمايندگان لبنان-1969.

 

 

نامه های دیگر

پيامها

پیام امام موسی صدر به مناسبت جنگ ژوئن 1967

پیام امام موسی صدر به مناسبت آغاز ماه مبارک رمضان

پیام امام موسی صدر پس از آنكه به رياست مجلس اسلامی شيعيان انتخاب شد- 1969/6/11

 

پيامهای دیگر

سخنرانی ها

مقاومت فلسطين-روزنامه الحياة-17/12/1968

لزوم تشكيلات-1346، قم

علی(ع) موحد بود و بس -1349- کاشان

سخنرانی های دِگر

به مناسبت هفتمين سالگرد درگذشت «امام سيد عبد الحسين شرف الدين»1965/1/1

روزها و سالها بيهوده و عبث كوشيدند تا تو را از قلبهای ما دور نگه دارند. ای غايب بزرگ، پس از دفن تو خاك خواست چهره نورانی تو از زندگی ما پنهان شود. تطورات و تغييرات عميقی كه در جامعه ما رخ داد و همه چيز را دگرگون ساخت، خواستند آثار گرانقدر تو را از ميان ما بردارند. اين عوامل به عبث كوشيدند كه خاطره پرشكوه تو ر از ذهن ما بزدايند. علی رغم همه اينها، تو هم اكنون در ميان ما و با مايی. در نزد ما حضور داری، راهمان را روشن می سازی، ارشاد و هدايتمان می كنی و به اعمال و رفتارمان بركت می بخشی.

تو، ای ناپيدای حاضر، ما صدای لطيف و دلنشينت را می شنويم كه به نيكی ها امر و از بدی ها نهی می كنی. چهره نورانی و خسته ات را می نگريم كه در روزهای سخت، كوششمان را افزون تر می كند و تلاش ها و آرمان هايمان را محقق می سازد و در شب های هولناك و وحشتزا، به خشوع و عبادت و نمازمان بر میانگيزاند. هنگام بحران و سختيها، دستهای باز ومهربانت را بر روی قلبمان حس می كنيم و در محنتها و مشكلات و نبردها، تپش دقيق قلبت را می شنويم. سخنان گهربار و جاويدانت گوش فلك را پر كرده و به ما قواعد سلوك مستقيم و پيمودن راه راست را عطا می كند. كتاب های پر محتوايت چونان پرچمی بر بام بلند جهان اسلام، از اندونزی تا غنا و از قاهره تا سومالی، برافرشته شده و در اهتزاز است. اين قهرمانی های تو بود كه           وجدان هم ميهنانت را بيدار ساخت و به حركت در آورد و ايشان رابه سوی قيام برای خدا، مثنی  و فرادی، فراخواند.

 اين اخلاق پيامبر گونه تو بود كه متعهدان و بزرگان را به لرزه انداخت و به ايشان راه راست و طريق نمونه را ارائه كرد. اين كوشش های شامخ و گرانقدر تو در دانشكده جعفريه است كه هر صبح و شام فرياد بر می آورد و بر ما در مسير تحمل مسؤوليتهای خطيرمان نهيب می زند و سنگينی بار امانت را گوشزدمان می كند و به قلبهايمان الهام می دهد كه هان ! بايد عاملان اين چنين عمل كنند:«هكذا فليعمل العاملون.» بالاخره اين نيروی ايمان بی شائبه قدرتمند بلند و خدايی تو بود كه راه را برايمان باز كرد و به تكاپو و پيشرفت و حركت به سوی آينده رهنمون شد و به سوی آسمان عروجمان داد. پيشوای من، خاندانت تو را پدری عطوف و مهربان می شناختند. در خانه ات از همگان، از هر جا و از هر مكان پذيرايی می كردی. اصحاب و دوستانت تو را مربی و مرشدی می شناختند كه حتی لحظه ای از اندرز و نصيحت و توجيه باز نايستاد، و كشورت تو را مصلحی می شناسد كه امر به معروف و نهی از منكر می كرد و شعاير اسلامی را اقامه می نمود، مظلوم و ستمديده را ياری و در ميان مردم بر اساس قسط و عدل داوری می كرد. وطن، تو را قائد و پيشوايی مبارز و انقلابی می شناخت كه در راه نبرد بااستعمار تمامی سعی و توان خويش را مبذول داشته و از جبروت و تفرعن استعمارگران و حيله و نيرنگ و مكر دشمنان هراسی به دل راه نداده است و در برابر جنگ سرد دشمن داخلی (و شمشير از پشت زدن ناكسان) مردان مقاومت كرده است. جهان تو را خورشيدی می شناخت كه افق های دور وگسترده ای را روشن ساخته و از راه انتشار رساله ها و كتابهای ارزشمند به اقطار جهان و نقاط مختلف گيتی، روايت حق و داستان زندگی ايده آل را بر شمرده است. كوتاه سخن آنكه تاريخ تو را صفحه تابناكی شناخت كه در آن هيچ گونه ابهام و تحريفی نبود. مطلع فصلی بدون مغالطه و مدخل كتابی كه در آن ميان حقيقت و مجاز، ميان واقع و وهم فرق گذارده بود: هم اكنون تو در پيشگاه خداوند متنعمی و خشنود به آنچه به تو عطا شده است.  و به آنان كه هنوز به تو ملحق نشده اند، بشارت دهنده ای. تو آفريننده مبدع و مبتكر بودی و به زندگی جاويد و ابديت پيوستی.

مولای من، انديشه های تابناكت را در كتابهای جاويدانت منعكس و به ما هديه كردی. همه نيرويت رابه مؤسسات عظيم خود منتقل و ما را از آنها بهره مند كردی. احساسات ظريف و عواطف دقيق و روحيات ژرفت را به ما انتقال دادی و مفاسد و امور ما را اصلاح كرده، كمبودهای جامعه مارا جبران كردی. اخلاق گرامی و عظيم تو در پيشرفت حق، شكوه و گستردگی زيباييها، آرامش و سكو ن دلها، تسليت و سكينه قلب های محزون، آسايش پناهندگان و اصلاح ميان مردم، تبلور يافته است. كل وجودت اينك در كمال جامعه ما تجسم يافته و تو هر آنچه راكه داشتی به ما بخشيدی. پيكر پاك و خسته و رنج ديده ات را به زادگاه علمت، باب مدينة العلم، به شهر نور و ولايت، به نجف اشرف  حمل كردند، تا دلهای ما را همواره مجذوب داشته و از رابطه عميق ايمانی ما در تمسك به كشتی نجات و نيكی صيانت كنی. تو رفتی، اما پس از آنكه همه چيز به ما دادی. تو در حيات و ممات بزرگ و عاليقدری. زندگی ات سراسر برای مردم اسوه و نمونه بود، آنطور كه مرگت نيز برای توده ها الگوشد.

   درباره ما   زندگینامه    نگارخانه    اخبار    اندیشه امام    درباره امام  

Powered by GT