|
دين و كارگر |
|
|
|
------------------------------------------------------- |
|
ترجمة مهدی فرخيان |
|
------------------------------------------------------- |
|
به مناسبت روز كارگر سازمان كارگری جوانان مسيحی در لبنان از امام موسی صدر دعوت كرد تا در مراسم آنان شركت كند. در اين برنامه مطران شكراللَّه حرب هم شركت كرده بود و مراسم زير نظر رئيس جمهور لبنان، شارل حلو، برگزار می شد. اين بزرگداشت در كليسای لايقونة العجائبية و در اول می1969 برگزار شد. بسم الله الرحمن الرحیم موضع دين در برابر كارگر در حمايت مادی دين از كارگر و انواع تكريم از او خلاصه میشود. الف: حمايت مادی حمايت مادی دين را در موارد زير می بينيم: -1 دين كار را عاملی متمايز در عوامل سه گانه توليد، يعنی كار وابزار و سرمايه می شمارد. در آموزه های دين اين تمايز بدين شكل است: · تحريم ربا: ربا يعنی سود ثابت برای سرمايه، چه در حالت سوددهی و چه در ضرر. دين بدون هيچ استثنائی ربا را مطلقاً حرام كرده است. · هنگامی كه سرمايه و كار با هم شريك می شوند، سرمايه بايد در سود شريك شود و نمی تواند مصون از ضرر باشد. در فقه اسلامی درقرارداد مضاربه بر صيانت كار از ضرر تأكيد شده است، و ضرر را فقط متوجه سرمايه می داند. · ابزار را نمی توان در سود شريك كرد (ابزار جديد همچون كارخانه و ابزار قديمی مثل گاو و وسايل شخم زنی و غيره)، تنها می توان اجرتی به صورت ثابت بدان اختصاص داد. · كارگر می تواند به نسبت معينی در سود شريك شود و يا اينكه مزد ثابتی داشته باشد. از اين موارد میتوان نتيجه گرفت كه كار سه امتياز نسبت به ابزار وسرمايه دارد. شركت در سود، مصون بودن از ضرر و امكان داشتن اجرت ثابت. در حالی كه سرمايه فقط از امتياز اول بهره میگيرد و می تواند به نسبت معينی در سود شريك شود. سرمايه نمی تواند مصون از ضرر باشد. همچنين نمی تواند سود ثابتی داشته باشد، چون رباست. ابزار نيز فقط امتياز سوم را دارد يعنی فقط میتواند اجرت ثابت داشته باشد. -2 برای اينكه از ضعف كارگر برای اجبارش به دستمزد اندك، سوءاستفاده نشود، دين موضع سختگيرانه و قاطعی دارد. دين محروم ساختن كارگر از مزد خود را به طور بی نظيری حرام می داند. دين توافق كارگر با سرمايه گذار را به خودشان واگذار كرده است، تا با رعايت عدالت، زمينه ای برای انتخاب بهترين راه حل ها و عادلانه ترين دستمزد فراهم شود. دين به شكل نادری بر پرداخت سريع دستمزد كارگر تأكيد دارد، آن هم بسيار فراوان و در ضمن آموزه های گسترده. ب: تكريم كارگر و قداست كار در موارد زير تأكيد شده است: 1- پيامبران و ائمه از طبقه كارگر بودند. ابراهيم و موسی گوسفند می چراندند. عيسی نجار بود و محمد در كودكی چوپانی میكرد، سپس در مكه و شام و به عنوان كارگر تاجر بود. علی نيز كشاورز بود. برخی همچون امام صادق به اين مسئله می باليدند:« ان انا عملت بيدی فقد عمل بيده من هو خير منی و من ابی و هو رسول اللَّه (ص) واميرالمومنين(ع) فقد كانا يعملان بايديهما.»
2- در بسياری از آموزه های دينی اهتمام شايانی به كار و كارگر مشاهده می كنيم. اين آموزه ها در زمانی بوده است كه كار با مقام شخصيت ها در عرف آن زمان، متناسب نبوده است. در روايت آمده است وقتی كسی نزد رسول می آمد، پيامبر از او می پرسيد:آيا حرفهای داری؟ و اگر میگفت:»نه« از او روی بر میگرداند. پيامبرمی فرمودند: كسی كه حرفه ندارد با دين خود زندگی می كند. پيامبر دست كارگری را كه پينه بسته بود، بوسه میزد و میگفت: اين دستی است كه خداوند و رسولش دوستش می دارند. 3- دين كار را عبادت می داند. در آثار دينی عبادت هفتاد جزء دارد وبرترينش كار است. دين تأكيد دارد كه كشاورزی و درختكاری وتجارت و ديگر كارها عبادتند و پاداش آنها نزد خداوند است. به طور كلی اسلام می كوشد تا همه زندگی مؤمن را عبادت و سجود و تسبيح و نماز كند. اين مسئله از طريق درستی كار و درست انجام دادن آن و از طريق درستی نيت و بلندی آن است. اين قداست، برای تكريم كار و برای كاستن سختی از كارگراست، زيرا كارگر با كارش خداوند را عبادت می كند. همچنين انجام دادن كار باعث می شود آدمی كار را درست انجام دهد، و در هنگام ضرر مادی احساس ضرر نكند. اين اصل نيروهای فرد را بسيج و تلاشهای جماعت و همه افراد را هماهنگ می كند. همچنين، آغاز، پايان و امکانات را نزد همه يكسان میكند و باعث میشود آدمی احساس كند كه با همه هستی و همه موجودات هماهنگی تام دارد، موجوداتی كه بنابر تعبير قرآن برای خدا سجده می كنند و حمد او را می گويند و برای او نماز می گذارند. پس كسی كه كار می كند در محرابش همراه با كاروانی ابدی و ازلی، خدا را عبادت می كند. اين احساس ژرف به او آرامش می دهد، مشوقش است، انگيزه اش را بالا می برد و اميد او را بر می انگيزد. در پايان پرسشی را متوجه خود و «سازمان كارگری جوانان مسيحی» كه مرا دعوت كرده است، میكنم. چرا اين سخنان و اين ويژگی ها را امروز مطرح می كنيد و پيش از اين، كه صاحبان كار به كارگر ستم می كردند و بر او سخت می گرفتند و خونش را می مكيدند، چيزی نمی گفتيد. حال كه صبر كارگران لبريز شد، سپس آگاه شدند، حركت كردند، حزب و سنديكا تشكيل دادند و بسياری از حكومت ها را آن خود كردند، پس از اين شروع به تشكيل سازمان های دينی كرديد، درمراكز دينی سخنرانی كرديد و از مواضع مثبت دين و سردمداران آن در برابر كارگران سخن گفتيد. در پاسخ بايد بگوييم كه اين مسئله به بحثی تمدنی و عميق باز می گردد. به صورت خلاصه بايد بگويم كه در تمدن دينی شرق به كارگران ظلمی نمی شد و جامعه را طبقه بندی نمی كرد. در اين جوامع كارگر دشمن كارفرما نبود و كارفرما هم از كارگر سوء استفاده نمی كرد. علت اين بود كه تمدن بر پايه ايدئولوژی معنوی و اخلاقی بنا شده بود. انديشه های اخلاقی و معنوی روابط ميان افراد و گروهها را تنظيم می كرد. مثال در اين مورد بسيار زياد است كه يكی از آنها را ذكر می كنم. در تمدن شرقی ما به كاگر «صانع» گفته می شد. زيرا كارگر نزد كارفرما حرفه و صنعتی می آموخت تا اين آموزش مقدمه ای برای شريك شدن در آن حرفه و يا كار مستقل برای كارگر شود. پس كارگر به نوعی شاگرد صاحب كار بود. اما هنگامی كه تمدن غرب فقط بر ماده بنيان نهاده شد و مانع دخالت متافيزيك در زندگی و جامعه مان شد، مادیگرايی بی هيچ قيد و شرطی سيطره يافت. از اين زمان صاحب كار تنها هدف خود را افزايش ثروت هم بدون هيچ شرط و اندازه ای دانست. از همين رو بر كارگر فشار می آورد و حق او را به شيوه های گوناگون غصب می كرد تا سود بيشتری ببرد. اين مسئله تا جايی ادامه پيدا كردكه كارفرما فقط به اندازه زنده ماندن به كارگر مزد می داد و كارگر مانند حيوانی در خدمت كارفرما بود. به طور طبيعی اين وضعيت به انفجار انجاميد و كاگر شوريد و تجمع كرد. سرانجام حق خود را گرفت و بر املاك ديگران سيطره يافت. و اين سرنوشت همه ابعاد تمدن مادی غرب و شرق است بدون استثنا و نه فقط در موضوع كار وكارگر. از همين رو دين و دين شناسان در برابر مسائل تازه ای قرار گرفتند، كه پيش از اين در سرزمين خودشان وجود نداشت. بنابراين برای اين مسائل بايد چارهای می انديشيدند و نظر درست را میگفتند و از آن دفاع میكردند و ستم را از هر جايی كه باشد، میكاستند. به اين سازمان تبريك میگويم و اميدوارم فراگير شود و با قدرت و هماهنگی در كارها وبا افكار ژرف به راه خود ادامه دهد. و اللَّه من وراء القصد و هو ولی التوفيق.
|